Showing posts with label الیا تابش. Show all posts
Showing posts with label الیا تابش. Show all posts

Tuesday, 29 July 2008

اعتراضات دانشگاه زنجان و اخلاقیات اسلامی و ضد زن- 2

الیا تابش

در ادامه بحثی که هفته گذشته مطرح کردم این هفته میخواهم به چند نکته دیگر بپردازم . که بعضا در آن قسمت آمده و اینجا از دریچه دیگری باز میشوند و یا مباحث دیگری که به آنها نپرداخته ام.

اولین صحبت من رو به دانشجوی دختر مورد تعرض واقع شده در دانشگاه زنجان است . این دانشجو و همچنین دیگر دانشجویان دختری که در موقعیتی اینچنینی قرار میگیرند میبایست روحیه ای مبارز داشته باشند و در مقابل فشارهایی که از جهات مختلف متوجه آنهاست بایستند. نبایست سکوت اختیار کنند و اجازه تعرض بیشتر را به چنبن افرادی بدهند . خود کشی راه حل قضیه نیست . اساسا دلیلی برای شرم و خجالت زده بودن وجود ندارد. تجاوز و تعرض توسط شخص دیگری صورت گرفته . چرا باید قربانی ماجرا احساس شرم کند؟ همینطور سایر مبارزین و کسانی که در این عرصه به فعالیت و اعتراض م یپردازند نبایست اجازه دهند نوک پیکان هیچ توهین، تقصیر، فشار اخلاقی و .. متوجه قربانی دختر دانشگاه زنجان و یا اتفاقاتی نظیر آن شود. با توجیه و بهانه هایی نظیر پوشش ، رفتار خود دختران و .. که حکومت ضد زن اسلامی و تمام اعوان و اعصارش در بخشهای متفاوت جامعه همیشه سعی میکنند زن را مقصر جلوه دهند. به هیچ عنوان نباید در برابر این مسئله کوتاه آمد . در مورد مشخص زنجان در حالیکه دانشجوی دختر در بازداشت به سر میبرد و دادگاه جنایتکار اسلامی در کمال وقاحت وی را نیز متهم خوانده ، نباید سکوت کرد و اجازه داد که موضوع به فراموشی سپرده شود. این سکوت نکته دومی است که میخواهم به آن بپردازم.

یک نگاه به اعمال و حرکات دانشجویان چندی بعد از اعتصاب و اعتراضات بیندازید. بعد از اینکه از طرف مسئولین و رسانه های حکومتی این مسئله ؛ تعرض جنسی با تصمیم فبلی ، انکار شد و ادعای دانشجویان معترض پوچ و غیر واقعی خوانده شد ، تمام تلاش دانشجویان متوجه اثبات این اتفاق شد . از امضا جمع کردن و متوصل شدن به مراجع دینی و آخوندها و ...تلاشی که به نظر من از چند جنبه قابل نقد است . اولین وجه آن اینکه این اقدامات با هدف اثبات قضیه خود تا حدود زیادی به ضرر دانشجوی دختر تمام میشود و اتفاقا دست جمهوری اسلامی را برای تعرض به او بازتر می گذارد. نکته دوم اینکه تلاش برای ثابت کردن به چه مرجعی؟؟ به دادگاهها و مقامات قضایی جمهوری اسلامی ؟؟! یعنی استناد به سندها و ادله هایی که برای ایشان قابل پذیرش باشند! مراجعی که از نظر مردم ایران و هر آدم عاقل و شریفی در دنیا فاقد کوچکنرین صلاحیتی برای قضاوت نیستند. قرار است از چه کسی بر قراری عدالت و برابری را طالب شد ؟ از حکومتی که خود سردمدار زیر پا گذاشتن هر گونه حقوق انسانی است؟ از رژیمی که در هر زمینه نقض حقوق بشر دارای بالاترین رکوردهاست؟ این همان حکومتی است که همین حالا تعداد زیادی از دانشجویان را در شهرهای متفاوت به صورت پنهانی و بدون اعلام حتی حکمی هر چند صوری می رباید و به نقاطی نامعلوم میبرد. رژیمی که آمار شکنجه و زندانی کردن و به قتل رساندن فقط دانشجویا ن را که در نظر بگیرید ارقامی وحشتناک خواهند شد . عدالت و برابری خواستن از چنین رژیمی به حدی مضحک است که حتی به عنوان یک اشتباه سیاسی هم نمیتوان آنرا پذیرفت . مگر اینکه شما در طیف حامیان و تایید کنندگان این رژیم باشید که در اینصورت ..... و همینجاست که باید با کسانی که با عدم دخالتگری شان اجازه دادند سیر اتفاقات به اینجا کشیده شود را سخن گفت . چرا که از صاحب تفکرات عقب مانده ای که برای دفاع از گفته ها و اثبات واقعیات به سراغ آیت ا.. های ریش و پشم دار خود جمهوری اسلامی میروند و دست به دامان سر دمداران ارتجاع ضد زن میشوند انتظاری نمیرود.

روی سخن من به صورت مشخص با دانشجویان چپ و رادیکال است. با هر تعبیری که خودشان دارند، کسانی که خود را سوسیالیست و مدافع برابری میدانند. چرا اینها که به خودشان چپ و سوسیالیت و کمونیست میگویند نهایت اعتراض و نقدشان به همین بسنده شده که چرا انجمن اسلامیها پلاکاردهای ما را کشیده اند پایین .چرا به ماهیت ضد انسانی و ضد زن اینها و نحوه پیشبرد اعتراضات و بیان خواسته ها اعتراضی ندارند. نکند دفاع از برابری و جلوگیری از اجحاف و توهین به زنان را گذاشته اند برای بعد از انقلاب و فعلا به مسائل مهم تر تئوریک و دعواهای درونی مشغولند. به نظر من دفاع بی قید و شرط از حقوق زنان و مرزبندی روشن با تفکرات و عادات و رفتار ضد زن و مردسالارانه جنبش ملی اسلامی و از جمله همان تحکیم وحدتی ها و انجمن اسلامی یک جزو تعریف چپ و سوسیالیست بودن است. آیا در جریان ماجراهای زنجان دانشجویان چپ و رادیکال این مرزبندی ها را نشان دادند یا در همان چهارچوبه ملی اسلامی باقی ماندند؟ دلیل سکوت و یا عدم برخورد فعال به نظر من نداشتن همین مرزبندی روشن بود.
هنوز هم دیر نشده است. بایستی برای جلوگیری از تکرار این اتفاقات و تا بیرون آوردن دانشجوی دختر و پس گرفتن اتهامات متوجه وی متحدانه ، هماهنگ و معترضانه به مبارزات ادامه داد. نباید اجازه داد گذشت زمان از این مسئله یا هر اتفاق دیگری باعث سرد شدن اعتراضات شود و رژیم بتواند هر کاری که میخواهد آزادانه انجام دهد.

Wednesday, 5 March 2008

8 مارس:حجاب زیر پا،آزادی زندانی سیاسی،همبستگی با کارگران!

الیا تابش

جنبشی که در ایران علیه تبعیض و نابرابری زنان از مدتها پیش شکل گرفته بود امروز به جایی رسیده که هیچگونه آپارتایدی را نمی پذیرد و درعرصه های گوناگون جامعه خودش را نشان میدهد . 8 مارس برای این جنبش از مدتها پیش نقطه ای بود که علی رغم اختناق موجود توانست خود را در آن بروز بدهد و به جلو حرکت کند. خواستها و مطالبات در این روز را که نگاه کنید هر سال رادیکال تر از سال قبل به جلو می آیند و مطرح میشوند. چند سال پیش که شعارهایی از قبیل "جامعه ای که زنانش آزاد نباشند، مردانش هم آزاد نیستند" و یا "رهایی زن رهایی جامعه" و .. در شهرهای متفاوت در مراسم 8 مارس بالا رفتند، مشخص بود که این مراسم از سالنها و سمینارها بیرون خواهد آمد و درمیدانهای شهر، خیابانها ودر دل جامعه، اعتراضی همه جانبه را نمایندگی خواهد کرد. سرکوب همه جانبه زنان توسط رژیم جمهوری اسلامی در مورد حجاب انعکاس اعتراضی است که در جامعه راجع به این مسئله به وضوح جریان دارد و معترضینی که اگر قبلا به حجاب نه میگفتند و سانیتمر به سانتیمتر آنرا کنار زدند امسال به قول یکی از دوستان جای حجاب را زیر پا میدانند . این یعنی هشیاری و قدرت یک جنبش در مقابل رژیم ارتجاعی ای که از ترس بر خود میلرزد و اعدام چند زن را درست حول و حوش 8 مارس اعلام میکند که امسال بایست در مقابلش سفت و سخت تر از همیشه ایستاد و اجازه چنین تعرض آشکاری را نداد.
اما نکته دیگر اینکه همانگونه که تلاش برای نه به آپارتاید جنسی و سمبلش حجاب در قسمتهای متفاوت جامعه جریان دارد ، مثلا در دانشگاه علیه جداسازی جنسی مبارزه میکنند، در خیابان جوانان جلوی اوباش اسلامی میایستند و آنان را فراری میدهند، به همین ترتیب امسال 8 مارس باید به کل جامعه توجه کند و مطالبات فوری آن را نمایندگی کند . امسال 8 مارس باید با قدرت هر چه تمام تر در کنار لگد مال کردن حجاب از دانشجویان زندانی و همگی زندانیان سیاسی نام برد و خواهان آزادی بی قید و شرط و فوری آنها شد. امسال 8 مارس بایست شلاق زدن کارگران ، این عمل وحشیانه رژیم ارتجاعی را محکوم کرد. زنان، کارگران و دانشجویان- جوانان نمایندگان اعتراض کل جامعه هستند به رژیمی که ضد انسانی گری اش متوجه همه آحاد جامعه است .
از این روست که امسال بخصوص نمیشود از 8 مارس و علیه آپارتاید حنسی و حجاب حرف زد و از آزادی دانشجویان و زندانیان سیاسی نگفت. نمیشود برای 8 مارس به میدان اعتراض آمد و از مبارزات کارگران حمایت نکرد و شلاق زدنشان را محکوم نکرد. همه زنان و مردان آزادیخواه و همه مبارزین و فعالینی که امرشان رهایی جامعه و خواستشان برابری و آزادی است میبایست 8 مارسی در این قد و قامت و با این ابعاد را سازمان دهند.

Wednesday, 9 January 2008

نسل جوان زنان با سنتها، آداب و رسوم و مذهب مشکل دارد

الیا تابش

بی حجاب: مهمترین مسائل امروز زنان در ایران حول چیست؟

الیا تابش: مسائل و مشکلاتی که زنان امروز در ایران با آن درگیر هستند آنقدر زیاد هست که شاید نتوان در صحبتی کوتاه آنرا بیان کرد. اما اگر بخواهم به صورت کلی به بیان آنها بپردازم در حال حاضر یکی از اساسی ترین مشکلات، سیطره نا برابری ومذهب بر گوشه گوشه زندگی زنان است. حکومت ارتجاعی جمهوری اسلامی که در حال حاضر در ایران برقرار است، انواع تحقیر و تبعیضات اجتماعی و اقتصادی را به عقب مانده ترین و افراطی ترین حالت موجود در جهان امروز متوجه زنان کرده است. اما در کنار اینها آشکار ترین حمله ای که به سمت زنان صورت میگیرد اعمال آپارتاید جنسی است و همه این تعرضات، تحقیر و توهینها نه تنها ماهیت جمهوری اسلامی است بلکه در قوانین آن هم به صورت رسمی وجود دارد. این رژیم از روز اول سر کار آمدنش تهاجم به سمت زنان را آغاز کرد و بارزترین نمونه این تعرض همان مسئله حجاب زنان است که در طول این سالها به زنان تحمیل کرده است و به هر روش و دستاویزی برای رسیدن به آن متوصل شده است.

بی حجاب: فکر می کنید چقدر مذهب و سنتهای عقب مانده بر زنان تاثیر گذاشته است؟

الیا تابش: ببینید اینکه چقدر خواسته تاثیر بگذارد تا اینکه چقدر در این زمینه موفق بوده با هم تفاوت دارد. تا آنجایی که به جمهوری اسلامی برمیگردد در عرصه های متفاوت اجتماعی قصد بر قراری و تداومشان را دارد. از ابتدایی ترین مراحل آموزش کودکان خردسال سعی میکند خرافات، مذهب، الگوها و سنتهای عقب مانده را تحمیل و در ذهن دختران نهادینه کند. اما در خود جامعه این مسائل پذیرفته نشده و مقابل این مسئله ایستاده اند. الگوهای مذهبی و سنتی که رژیم سعی میکند در عرف برای زنان جامعه ارائه کند، الگوهایی که زن را برده و مطیع و طفیلی وجود مرد، موجود دست چندم در جامعه میداند و به تقدیس و برجسته کردنشان میپردازد، به هیچ عنوان از طرف جامعه پذیرفته نیست. موقعیت زنان در خود جامعه، برداشت و انتظاراتی که مردم از نقش زنان در جامعه دارند- منظورم در خانواده ها، درمیان روابط شخصی و اجتماعی است - بسیار جلوتر از آن چیزی است حکومت سعی میکند به مردم تحمیل کند.

بی حجاب: تفاوت نسل جوان زنان را با نسل قبلی در چه می بینید؟

الیا تابش: این تغییراتفاقی است که در ابعاد وسیع تر در کل جامعه رخ داده است. تقابل سنتها و مدرنیسم و تقابل برابری طلبی و تبعیض اتفاقی است که در کلیت این جامعه افتاده و زنان هم بالطبع شامل همین تغییر میشوند. نسل جوان زنان با سنتها، آداب رسوم ارتجاعی و مذهب مشکل دارد و نمیتوند آنها را به عنوان مسئله ای روزمره بپذیرد. این مشکلی است اساسی با خود جمهوری اسلامی. مشکلی که به بود و نبود این رژیم بستگی دارد و از این روست که بر بستری سیاسی تعریف میشود. در دورانی که دنیا به دهکده جهانی تبدیل شده و انواع و اقسام مدیا همچون ستلایت و اینترنت و غیره هر لحظه انسانها را از آنچه در گوشه گوشه دنیا میگذرد با خبر میکند، نسل جوان زنان ایران هم میخواهند حداقل آزادیهایی که در دیگر نقاط جهان زنان از آن برخودار هستند را داشته باشد . دلیلی نمیبیند که در حالیکه زنان در کشورهای دیگر در مورد نوع لباس، رابطه جنسی، ازدواج و معاشرت و غیره خودشان تصمیم میگیرند، آنها یعنی زنان در ایران برای چنین مسائلی در حیطه خصوصی باید پاسخگوی هزار و یک نفر باشند و در راس همه حکومت خود را مجاز بداند که در این حیطه دخالت کند.

بی حجاب: بعضیها می گویند که مشکل اصلی زنان درآوردن نان و تامین اقتصادی زندگی است نه حجاب و آزادی پوشش. نظر شما چسیت؟

الیا تابش: مسئله تامین اقتصادی زنان در زندگی اهمیت خود را دارد. هرجای دیگر دنیا هم که بروید اینطور است. زنانی که از نظر اقتصادی وابسته نباشند آزادی عمل بیشتری خواهند داشت و به هویت انسانی شان نزدیک تر خواهند بود .اما پدیده حجاب زندانی است همراه که زنان آنرا بدوش میکشند، ابزار تحقیر و فرودستی زن در جامعه است و در مورد مشخص ایران و با وجود حکومتی مذهبی و ارتجاعی که از ابتدای روی کار آمدنش سرکوب زنان به وسیله حجاب و نوع لباس پوشیدنشان از اساسی ترین دغدغه هایش بوده و امروز هم به یکی از بزرگترین معضلاتش برای سرکوب اعتراضات جامعه تبدیل شده، مسئله حجاب بسیار پر رنگ تر است و اگر در بررسی مشکلات زنان این مسئله را نبینید و به آن نپردازید یعنی قسمت عمده مبارزات جنبش آزادیخواهی زنان در ایران را نادیده گرفته اید چرا که امروز یکی از اساسی ترین موانع بر سر راه آزادی زن در جامعه است.این مشکلی است که زنان هر روزه با آن درگیر هستند. در خیابان، محل تحصیل، محل کار و غیره نیروهای سرکوبگر رژیم به این بهانه به زنان یورش میبرند و هر روز زنان را مورد آزار و اذیت و تحقیر و شکنجه قرا میدهند و نگاهی به آمار اخیر خود جمهوری اسلامی در این زمینه که بیندازید روشن خواهد شد.
مدام با تلاش بیهوده و پروژه جدیدی به میان میآید، طرحهایی جدیدی برای حمله به زنان تدارک میبینند. در مدارس، دانشگاهها، ادارات و غیره انواع حجاب اسلامی را مطرح میکنند. خودشان اعلام کرده اند که نمیتوانند از پس این مسئله برآیند. آمار تذکراتی که هر روزه به زنان در زمینه حجاب داده میشود را که بررسی کنید معلوم میشود چه اعتراض وسیعی در جامعه بر پاست واین خود گویای عمق این مسئله در جامعه ایران است.
ببینید مسئله بر سر نفس زندگی کردن است. زنان میخواهند به عنوان یک انسان در عرصه اجتماع اجازه زندگی کردن و نفس کشیدن داشته باشند. حق انتخاب و پوشش یکی از بدیهی ترین حقوق هر فردی است در جامعه. از این دریچه است که این مسئله وارد مبارزات و آزادیخواهی زنان میشود تا به دیگر عرصه ها بپردازد. نه به این مسئله- حجاب- نه به دیگر تبعیضات را هم با خود دارد و به دنبال خود می آورد.

بی حجاب: چرا فکر می کنید متشکل کردن جنبش زنان اینهمه مشکل است؟

الیا تابش: به نظرم بزرگترین مشکل سر راه این مسئله خفقانی است که جمهوری اسلامی ایجاد کرده والا همین الان علیرغم اختناق و سرکوب شدیدی که وجود دارد، زنان دارند مبارزه شان را پیش میبرند. شاید به صورت سازمانیافته و متشکل به آن مفهوم نباشد، چون رژیم اصولا اجازه فعالیت در این زمینه را به ارگانها و نهادهای وابسته و عقب مانده ای میدهد که اهداف ارتجاعی او را پیش ببرند. اما با وجود این مبارزات جریان دارد . برای مثال بعد از اینهمه تلاش حکومت برای جایگزینی روز زن اسلامی به جای 8 مارس هر ساله 8 مارس در شهرهای متفاوت ایران برپا میشود. ببینید حتی در میان زنان عادی جامعه برای مثال در یزد بود اگر درست بگویم دهها نفر از زنان که به پرونده شان در مورد مسئله طلاق و ... رسیدگی نمیشد، دست به برپایی تجمعی روبروی دادگاه زدند و اعلام کردند تا به پرونده همه شان رسیدگی نشود به تحصن خود ادامه خواهند داد و یا حجاب برداریهای دسته جمعی که در برخی شهرها از جمله اصفهان اتفاق می افتد و مثالهای زیادی از این دست نشان دهنده این هستند که جنبش زنان در ایران اتفاقا از پتانسیل بالایی برای سازمانیافتن بر خوردار هست.
مسئله دیگر وجود گرایشات و گروههایی در عرصه زنان است که اهداف عقب مانده و ارتجاعی را دنبال میکنند و سعی میکنند خود را نماینده اعتراضات موجود و آزادیخواهی جامعه نشان دهند. اینها قصدشان ایجاد اصلاحاتی در نظام است و به همین دلیل اصلی است که مقابل جنبش زنان که پیشتر توضیح دادم مشکلش با کلیت رژیم است قرار میگیرد. این گرایشات ارتجاعی نه تنها خواسته های واقعی زنان در جامعه را نمایندگی نمیکنند بلکه خود مانعی برسر راه رسیدن به این خواسته ها هستند و رادیکالیسم موجود در این جنبش را به عقب میرانند. در این میان نقش ما و جنبش ما به عنوان نیروی چپ و نماینده جنبش کمونیسم کارگری بسیار مهم خواهد بود. برای نمایندگی کردن خواسته های واقعی و پیشرو جنبش زنان. و دیگر اینکه جنبش زنان همانند دیگر قسمتهای جامعه مثل بخشهای کارگری ، معلمان، دانشجویان و ... برای متشکل شدن و جلو آمدن نیازمند رهبرانی است که خواسته های واقعی اش را در عرصه اجتماع و سیاست نمایندگی کنند. در حال حاضر این رهبران هنوز به میدان مبارزه نیامده اند. هنوز به عنوان چهره هایی که در عرصه های اجتماعی شناخته شده باشند تبدیل نشده اند.
اما همانطور که اشاره کردم علیرغم فضای سرکوب و اختناق مبارزات زنان و جنبش آزادیخواهی و ضد آپارتاید زنان وارد فاز جدیدی از مبارزه شده و نمودهای جدیدی را هم به دنبال خواهد داشت.

بی حجاب: چه ظرفهائی می تواند زنان را دور هم جمع کند؟
الیا تابش: یک ویژگی مهم که باید این ظرف دارا باشد این است که می بایست خواستهای رادیکال زنان را را همه جانبه مطرح کند و در عین حال ضرورت روز را هم تشخیص داده و به آنها بپردازد. پرچمی که زنان حول آن میتوانند گرد آیند باید علاوه بر اینکه شعارهایش را مطرح میکند به نقد جریاناتی که موانع پیشرفت این مسیر و بازدارنده تمامیت خواهی اش هستند بپردازد .خواهان بر چیده شدن تمام عوامل فرودستی و تحقیر زن در جامعه باشد. باید بتواند در عرصه اجتماعی و سیاسی در ایران و در سطح بین المللی نمایندگی اش کند.


بی حجاب: درجه آگاهی و رشد زنان تا چه حد بالا رفته است؟ فرهنگ اجتماعی مردم بطور کلی تا آنجا که به زنان بر میگردد چقدر تغییر کرده است؟

الیا تابش: تا آنجا که به رژیم بر میگردد همیشه سعی کرده در این زمینه زنان را به عقب رانده و مانع پیشرفتشان شود. هرروزه بودجه و انرژی بسیاری صرف این میکند که زنان را د رمحدودیت بیشتر قرار دهد. اما زنان در ایران به واسطه پیگیری و مبارزه، عل الخصوص قسمت آگاه و رادیکال، علیرغم تمامی این محدودیتها و فشارها جلو آمده اند و مدام سعی میکنند در زمینه های متفاوت خود را به روز کنند. هر چند جمهوری اسلامی بعد از سر کار آمدن سعی کرد همان مسیری که تا قبل از آن علیرغم ضعفهایش وجود داشت به عقب براند و اجازه نفس کشیدن را از او بگیرد. در حال حاضر برای مثال آمار بالایی از زنان مشغول تحصیل هستند. زنان در جامعه نسبت به حقوق خودشان بسیار آگاه تر از قبل شده اند .اما با وجود این قبل از سر کار آمدن جمهوری اسلامی و به خصوص در حال حاضر نوع نگاه و موقعیتی که زنان در جامعه، میان خانواده، دوستان و ... دارند بسیار جلوتر از قوانین ارتجاعی و عقب مانده جاری است که رژیم سعی دارد آنها را به عنوان عرف به مردم بقبولاند. اعتراضات، آزادی و ترقی خواهی و برابری طلبی زنان در جامعه مقابل این مسئله ایستاده و در نهایت رژیم موفق نشده است.


بی حجاب: چقدر میزان اشتغال در میان زنان بالا رفته است؟ آیا زنان زیادی را می توان در موقعیتهای کلیدی در ادارات و شرکتها یافت؟

الیا تابش: میزان اشتغال زنان تا به حال روند رو به رشدی طی کرده و زنان نسبتا زیادی در ایران شاغل هستند. در زمینه میل به اشتغال یا تحصیل اگر به خود زنان رجوع کنید آمادگی شان اتفاقا بسیار هم بالاست. الان آمار دانشجویان دختر بیشتر از پسر است. اما اینکه چقدر در موقعیتهای کلیدی قرار دارند، به جامعه که نگاه کنید میان انتخاب مرد و زن برای یک شغل هنوز هم ار جحیت با مردان است، اغلب جاهایی این مسئله معکوس خواهد بود که کارفرما بخواهد با دستمزد کمتری کارگر استخدام کند. اما در مقامها و پستهای کلیدی و مهم آمار زیادی از زنان مشاهده نمیکنید. علل الخصوص که در ایران با وجود حکومتی مذهبی و ارتجاعی برای رسیدن به چنین مقامهایی بایست از هزار و یک گزینش و تفتیش عقاید و .. گذر کرد. علیرغم هر مقدار از تخصص اگر از این گزینه مردود شوید و از نظر اعتقاداتتان تائید نشوید امکان دستیابی به موقعیت شغلی مورد نظرتان را نخواهید داشت و البته فوکوس این مسئله بروی زنان بیشتر است. عمده ترین اهرم و ابزار رژیم نوع پوشش و بهتر بگویم حجاب زن است. زنان بسیاری وجود دارند که امروز علیرغم تخصص و تحصیلی که دارا هستند به دلایلی که اشاره کردم از داشتن شغل مورد نظرشان محروم هستند.

بی حجاب: اشکال متفاوت مقاومت زنان کدامند؟

الیا تابش: مقاومت زنان در برابر تمام آنچه جمهوری اسلامی در قالبهای مختلف برای سرکوب زنان به کار میبرد صورت میگیرد. در اشکال و بروزهای متفاوت. یکی از بارزترین این نمودها که هر روزه قابل مشاهده است، همانطور که پیشتر هم به آن اشاره کردم در مورد حجاب و آپارتاید جنسی است. با وجود 3 دهه تلاش همه جانبه جمهوری اسلامی زنها زیر بار این مسئله نرفته اند. رژیم هر روز به نیروهای سرکوبگرش میافزاید، قوانین جدیدی را برای تولید پوشاک، سالنهای ورزشی و آرایشگاهها اعمال میکند اما به پوشش و لباس زنان که نگاه میکنید مسیری دقیقا عکس این جهت و کاملا مقابل آن میپیماید. کنترل مد روز و پوشش زنان که در جهتی خلاف حجاب اسلامی پیش میروند از دست جمهوری اسلامی خارج شده و سرکوب زنان در این زمینه به معضلی بزرگ تبدیل شده.
در مورد آپارتاید و جداسازی جنسیتی در دانشگاها ، مدارس، محل کار و .. زنان زیر بار این مسئله نرفته اند. نمیپذیرند که باید اتاق کار، سالن غذاخوری و یا کلاس درسشان از مردان جدا باشد و به طرق مختلف اعتراضشان را به این مورد نشان داده اند . مثلا همین چند وقت پیش یک تیم داوری از زنان که برای مسابقات ورزشی به کشوری دیگر رفته بودند هنگام تقدیرو پایان مراسم با داوران مرد دست میدهند. مثال در این زمینه زیاد است .

بی حجاب: برخورد زنان و جامعه بطور کلی به کسانیکه مجبور به تن فروشی هستند چطور است؟
آیا فکر می کنید مردم با درک و سمپاتی بیشتری به این افراد برخورد می کنند؟

الیا تابش: برای جواب به این مسئله ابتدا توضیح کوتاهی بدهم. پدیده تن فروشی به نظرم دو بعد کلی دارد. یکی تجارت سکس که به خاطر منافع هنگفت آن هیچ زمانی دولتها به صورت ریشه ای با این مسئله روبرو نشده اند. دوم اینکه نحوه روبرو شدن مردم با این مسئله. در اروپا و غرب به دلیل تلاشهایی که انسانها و نهادهای انسانی در این زمینه انجام داده اند نسبتا نگاه جامعه به این پدیده از دید معضل اخلاقی مذهبی افراد تن فروش به معضلی اجتماعی اقتصادی تغییر یافته. اما در ایران حکومتی قرون وسطایی، مذهبی و عقب مانده به صورتی علنی این پدیده را در قانون جرم محسوب میکند و مجازاتش را سنگسار. یعنی وحشیانه ترین شیوه به قتل رساندن یک انسان و در کنار آن به گسترش این نوع دید و فرهنگ دامن میزند. و با نفع مالی آن هم مشکلی ندارد و در بسیاری از موارد خود دست اندر کاران حکومت مستقیم و غیر مستقیم پایه گذار این مسئله هستند.
اما نگاهی به جامعه بیندازید. در همین چند بار اخیری که سنگسار اتفاق افتاد ، برای مثال سری به وبلاگها که بزنید میبینید که این شیوه برخورد را محکوم کرده اند. نگاهی که در جامعه نسبت به این مسئله وجود دارد رفته رفته در اثر تلاش مبارزین آگاه راه انسانیت، فعالین جنبش آزادی و برابری زنان بسیار تغییر کرده. به خصوص به صورت مشخص فعالیتها خود ما ( حزب کمونیست کارگری) همین به کار بردن کلمه تن فروش به جای عبارات توهین آمیز دیگر همانند روسپی، فاسق و ... را صحبتهای ما و رسانه های ما جا انداختند.
هر چند هنوزبخشهایی از جامعه تحت تاثیر تبلیغات و سنتهای عقب مانده ، این مسئله را نپذیرفته اند اما قشر پیشرو جامعه سعی و تلاش بسیار برای درک این مسئله کرده است و اینکه علت اساسی بروز این پدیده فقر و امرار معاش است و میتوان گفت این آگاهی در جامعه مسیر رو به جلویی را علی رغم تبلیغات منفی و گسترده رژیم میپیماید.

بی حجاب: مسئله ناسیونالیسم و فرهنگ عظمت طلب ایرانی و تقدس سنتهای ایرانی چقدر در راه رهائی زن می توانند مانع باشند؟

الیا تابش: سنتها و آیینها در این زمینه به نظر من تفاوت چندانی با مذهب ندارند. تا آنجا که به سنتهای ایرانی و شرقی بر میگردد همان خصوصیات کلیشه ای را برای زنان مطلوب میداند که در حقیقت جز ارتجاع چیزی نیستند. تلاش زنان در ایران امروز برای رهایی از همین سنتها و عقب ماندگی هاست و چیزی که مشخص است با متوسل شدن به همین سنتها نمیتوان از آنها رهایی یافت. جنبش ناسیونالیسم تا آنجا که فی نفسه به خودش بر میگردد رهایی زنان در جامعه دغدغه اش نبوده. اگر امروز مجبور است دست و پا شکسته به دنبال جنبش آزادیخواهی زنان در ایران، پشت جریانات چپ وعلیه نابرابری بدود، به این خاطر است که امروز این جنبش قابل انکار نیست و سهم بسیار بزرگی در مبارزه علیه جمهوری اسلامی دارد. مثالی میزنم ، در حالیکه ما و جنبشهای دیگر برابری طلب یورش نیروهای رژیم به زنان به بهانه حجاب را محکوم میکردیم، از آزادی دفاع میکردیم و آپارتاید و حجاب را در عرصه بین المللی محکوم میکردیم ، نمایندگان این جنبشها مردم را فرا میخواندند که نگذارید به ناموستان در خیابانها حمله شود. از این دریچه زنان هنوز درجه چندم ، طفیلی و ناموس مردان تعریف میشوند. برای مثال با پیش آمدن احتمال وقوع جنگ بسیاری از این مدافعان آب و خاک اعلام کردند که پشت جمهوری اسلامی خواهند بود. منافعشان هر جا حکم کند آنجا خواهند ایستاد. دفاع از تمامیت ارضی برای اینها دستاویزی است تا پشت آن پنهان شده و در نهایت سود سرمایه شان هر کجا تعیین کند آنجا خواهند نشست.
ناسیونالیستها و جنبشهایی از این دست نه تنها مانعی سر راه جنبش زنان بلکه مانعی سر راه جنبش انقلابی مردم برای بر پایی جامعه ای انسانی هستند و جنبش زنان برای دستیابی به حقوق برابر و انسانی خود باید پشت گرایشی قرار بگیرد که به رادیکال ترین حالت ممکن با ناسیونالیسم، سنتها و فرهنگ عقب مانده مبارزه میکند.