<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-268743417590525094</id><updated>2011-10-02T18:23:29.008+03:30</updated><category term='مارکسیسم- فمینیسم'/><category term='دانشگاه و مدارس- اطلاعیه'/><category term='ژاله آزادی'/><category term='دلارام علی'/><category term='ایمان شیرعلی'/><category term='علیه اعدام'/><category term='روز جهانی محو خشونت علیه زنان'/><category term='هفت تپه'/><category term='اطلاعیه'/><category term='8مارس86'/><category term='کمپین نجات آذر و زهره'/><category term='سولماز سعیدی'/><category term='مصطفی صابر'/><category term='روز جهانی علیه خشونت به زنان'/><category term='اصغر کریمی'/><category term='شهلا دانشفر'/><category term='افسانه وحدت'/><category term='الیا تابش'/><category term='ليزا مگنوسون'/><category term='رها سرشار'/><category term='بیانیه'/><category term='چهارشنبه سوری'/><title type='text'>زیپ / بخش زنان واحد اصفهان  zip/zanan</title><subtitle type='html'>ما خواهان برابری بین زن و مرد در همه ابعاد اجتماعی و فردی ان هستیم</subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://ziip-women.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default?max-results=100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-women.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><author><name>واحد اصفهان حزب کمونیست کارگری ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02277201399027135406</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='35' height='6' src='http://bp1.blogger.com/_ANVPupHJoro/RfI6yrGnCfI/AAAAAAAAAKc/jHSlyyTiDBA/s400/baner+zip.jpg'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>67</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>100</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-268743417590525094.post-5216049011029764932</id><published>2008-11-07T01:35:00.001+03:30</published><updated>2008-11-07T01:35:36.413+03:30</updated><title type='text'>نفرت مردم و زنان از تصويب قانون تعدد زوجات توسط احزاب ناسيوناليست حاکم در کردستان عراق</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;مصاحبه ايسکرا با عبدل گلپريان در رابطه با تصويب قانون تعدد زوجات در کردستان عراق&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ايسکرا: با تصويب قانون تعدد زوجات در پارلمان کردستان عراق، دامنه فشار بر زنان و تاثيرات مخرب بر کودکان، قتلهاي ناموسي و کلا بازتاب اجتماعي آن چگونه خواهد بود ؟&lt;br /&gt;عبدل گلپريان: در مدت زمان حاکميت احزاب ناسيوناليست در کردستان عراق و قبل از طرح و تصويب اين قانون هم، از قتل ناموسي گرفته تا خود سوزي زنان، از درجه دوم بودن تا توهين و بي حرمتي و بي حقوقي بر زنان و در سايه همين احزاب ناسيوناليست کرد امر روزمره اي بوده است حتي سنگسار هم زير حاكميت اينها اتفاق افتاده است. در اوايل قدرت گيري ناسيوناليسم کرد در عراق، فعالين کمونيست براي بر حذر داشتن تعدياتي که بر زنان اعمال مي شد خانه هاي امن را دائر کردند و از زناني که مورد تعرض فرهنگ و سنن عشيراي و قوانين حکومت تازه به دوران رسيده قرار مي گرفتند حمايت بعمل مي آوردند. اين خانه هاي امن بارها توسط نيروهاي مسلح احزاب ناسيوناليست حاکم مورد هجوم و تعطيل شدن قرار گرفت. مي خواهم بگويم که اينها و بسياري از بي حقوقي ها ي ديگر عليه زنان در کردستان عراق بر مي گردد به زماني که چنين قوانيني ابراز وجود نکرده بود. اين پارلمان با تصويب اين قانون که گويا اگر زني نازا يا مريض باشد، مرد مي تواند همسر ديگري را برگزيند مهر تاييد قانوني به يك سياست و فرهنگ ضد زن زده و همه آنها را قانوني كرده است. اما اگر مردي عقيم يا مريض باشد مورد بحث اين مرتجعين نيست.&lt;br /&gt;در افکار پوسيده اين احزاب و هم پالگي هاي اسلامي شان، اين زنها هستند که بايد به بردگي کشيده شوند چرا که قوانين و سنن اين احزاب، مدافع مردسالاري است و قبل از هر چيز تلاش مي کنند زمينه را براي تصويب قوانين ديگري از اين نوع، تحقير و بي حرمتي بر زنان فراهم کنند. تعدد زوجات و رواج قانوني آن يعني حاکم کردن شرايطي بشدت فرو دست براي زنان که قطعا عارضه هاي آن در قتل هاي ناموسي و انواع مشکلات ديگر اجتماعي مي تواند خود را نشان دهد. بي شک کودکان در چنين خانواده هايي که تعدد زوجات در آن خودنمايي مي کند وضعيت بمراتب نابساماني خواهند داشت. بر بستر تعدد زوجات که در آن مرد سالاري حکم مي راند، زنان را همچون برده به اسارت مي کشند. پيداست که اثرات مخرب و جبران ناپذيري براي کودکان از هر نظر برجاي خواهد گذاشت. قانوني کردن چند همسري با جوهر و ماهيت اسلام و ناسيوناليسم خوانايي کامل دارد.&lt;br /&gt;تحميل فرودستي، تحقير و اهانت به زنان يعني بردگي مطلق نسبت به آنان اين قانون همين كار را دارد ميكند.&lt;br /&gt;اما در کنار بازتابهاي مخرب تصويب اين قانون، بازتابهايي نيز در نقطه مقابل آن صورت خواهد پذيرفت. عليرغم هر گونه عقب ماندگي که حکومتهاي بعث و احزاب ناسيوناليست کرد تلاش ورزيده اند به مردم در کردستان عراق تحميل کنند، سکولاريسم، آزاديخواهي و برابري طلبي يک رکن هميشگي در جامعه کردستان بوده است. تشکيل شوراهاي کارگري، در سال ٩١ ، وجود گرايش کمونيستي کارگري و بويژه نارضايتي عميق مردم از حاکميت اين احزاب که فقرو نابرابري را به ارمغان آورده است، آن بستري است که بي گمان در مقابل ميدانداري چنين قوانيني عرض اندام خواهد کرد. زنان نه تنها خواهان اين بردگي نيستند بلکه از تجاوز به حقوق انساني و اجتماعي شان توسط حاکمان ناسيوناليست بشدت معترض هستند.&lt;br /&gt;ايسکرا: برخي از طرفداران اين قانون ادعا ميکنند که جامعه کردستان و عراق اسلامي است و فرهنگ عشيره اي در جامعه نفوذ دارد و مي گويند که پارلمان به گونه اي دمکراتيک قوانين را تصويب مي کند، طبق سنت دمکراسي هيچ ايرادي به دمکراتيک بودن قضيه نيست و وجود گرايشات مختلف سياسي رابايد برسميت شناخت ميگويند تصويب اين قانون در پارلمان با آراي مخالف و موافق نشان از پروسه دمکراتيک بودن پارلمان و بالندگي آن دارد . در مقابل اين استدلالها شما چه نظري داريد؟&lt;br /&gt;عبدل گلپريان: بر کسي پوشيده نيست که طرفداران اين قانون همان کساني هستند که هر کدام در يکي از احزاب اسلامي و يا ناسيونالستي حاکم ١٧ سال است بر کرسي هاي پارلماني دست ساز خويش لم داده اند که تعدادي از آنها هم اکنون و قبل از به ميدان آوردن اين قانون، چند همسري اختيار کرده اند و خيال مي کنند براي تداوم حاکميت مشترکشان، چنين قوانيني و در فرودستي انسانها عمر بيشتري را نصيب حکومتشان مي کنند. احزاب و جريانات اسلامي و ناسيوناليست حاکم در کردستان عراق بر سر رواج و تصويب چنين قوانيني عليه زنان و بسياري از قوانين و سنتهاي ارتجاعي ديگر وجه مشترک دارند. کساني که ادعا مي کنند جامعه کردستان و عراق اسلامي است، همان به فدرت رسيده هايي هستند که دارند اراجيف خميني و جانوران حاکم بر ايران را نشخوار مي کنند و با تکرار اين چرنديات مي کوشند زمينه همکاري و همياري انواع حشرات مختلف در پارلمان را که هر کدام به يکي از احزاب ارتجاعي حاکم وصل هستند فراهم کنند.&lt;br /&gt;ماهيت دمکراسي ارمغاني نظم نوين بوش بيشتر از هر جايي براي مردم کردستان قابل روئيت است. اين قانون ضد زن يكي از نتايج همان دمكراسي است. به نطر من جامعه کردستان چه در دوران حکومت بعث و چه در اين دوره، هيچگاه اسلامي نبوده. آنچه را که در عراق مي توان مرتجع و عقب مانده و اسلامي ناميد، حکومتهايي بوده اند که با کشتار، اذيت و آزار کوشيده اند که خود را بر مردم تحميل کنند.&lt;br /&gt;ايسکرا: با تصويب اين قانون برخي از سازمانهاو شخصيتهاي طرفدار پارلمان کردستان تلاش هائي را شروع کرده اند که اين قانون پس گرفته شود. دليل اين تلاش را چگونه توضيح مي دهيد؟&lt;br /&gt;عبدل گلپريان: به نظر من اين زمزمه ها براي پس گرفته شدن حکايت از آن دارد که واکنش مردم و بويژه زنان و مدافعين حقوق برابر زن و مرد و همچنين فضاي نفرتي را که عليه اين قانون است حس کرده اند. اين سازمانها و شخصيتهاي طرفدار پارلمان که شما اشاره کرديد شايد تحت تاثير تنفر عمومي مردم دريافته اند که جامعه کردستان عراق، جامعه دوران خان خاني نيست . اگر مشتي احزاب مرتجع، ناسيوناليست و ضد زن با حمايت آمريکا دارند بر مردم حکم مي رانند اما مردم کردستان عراق تاريخ و پيشنه اي راديکال، آزاديخواهانه، مدرن و پيشرو را با خود دارند که احزاب حاکم با طرفداران پارلماني شان نمي توانند به اين راحتي بردگي را رواج دهند. اين تلاشها ناشي از فشارهاي عمومي است که بر روي خود حس مي کنند.&lt;br /&gt;ايسکرا: با توجه به توضيحاتي که در اين رابطه عنوان کرديد به نظر شما عکس العمل مردم چگونه بايد باشد؟ منظورم اين است براي مقابله با تصويب اين قانون چکار مي توانند بکنند؟&lt;br /&gt;عبدل گلپريان: در مقابل هر گونه دست درازي به حقوق سياسي و اجتماعي مردم در هر جامعه اي، مشخصا آپارتايد جنسي، جبهه چپ و آزاديخواهي ساکت نخواهد بود. جامعه کردستان عراق نيز از اين قاعده مستثني نيست. کما اينکه در طول ١٧ سال حاکميت شوم مرتجعين ناسيوناليست کرد، جامعه بارها اعتراضات خود را در برابر اينها به شيوه هاي مختلف بروز داده است. از اعتراض و مبارزه کارگران در سليمانيه گرفته تا اعتراض و مبارزه دانشجويان و معلمين در همين چند روز گذشته براي تحقق خواست و مطالباتشان نمونه هاي بسيار کوچکي از فضاي اعتراضي در مقابل حاکمان ناسيوناليست کرد است. به نظر من بايد با براه انداختن کمپيني اعتراضي عليه تصويب اين قانون کاري کرد که آن را در نطفه خفه کرد. زنان و مردان آزاديخواه و برابري طلب، دانشجويان و معلمان و ديگر بخشهاي جامعه اين پتانسيل را دارند که در مقابل تصويب قوانين عصر بردگي بر عليه زنان اعتراض و مبارزه قدرتمندي را سازمان دهند. حزب کمونيست کارگري چپ عراق در پيشاپيش مبارزات مردم در عراق و در کردستان تلاش مي کند جامعه را عليه اين گونه عقب ماندگي ها سازمان دهد. روشنگري مي کند و ماهيت اين احزاب را افشا مي کند. براي عقب زدن هر گونه بربريتي توسط حاکمان ضد زن در کردستان عراق مردم بايد به دور اين حزب جمع شوند.&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/268743417590525094-5216049011029764932?l=ziip-women.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-women.blogspot.com/feeds/5216049011029764932/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=268743417590525094&amp;postID=5216049011029764932&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/5216049011029764932'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/5216049011029764932'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-women.blogspot.com/2008/11/blog-post.html' title='نفرت مردم و زنان از تصويب قانون تعدد زوجات توسط احزاب ناسيوناليست حاکم در کردستان عراق'/><author><name>واحد اصفهان حزب کمونیست کارگری ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02277201399027135406</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='35' height='6' src='http://bp1.blogger.com/_ANVPupHJoro/RfI6yrGnCfI/AAAAAAAAAKc/jHSlyyTiDBA/s400/baner+zip.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-268743417590525094.post-2050843234993026316</id><published>2008-10-22T16:50:00.001+03:30</published><updated>2008-10-22T16:51:48.539+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سولماز سعیدی'/><title type='text'>پاكستان، قتلگاه زنان</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;سولماز سعیدی&lt;/span&gt;&lt;br /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;زنان در پاکستان بخصوص در مناطق قبائلی حتی از ساده ترین حق خود خبر ندارند و نه حقی به آنها داده میشود. بيش از ‪ ۵۲درصد از كل جمعيت ‪ ۱۶۲ميليون و ‪۴۰۰هزار نفري پاكستان را زنان تشكيل مي‌دهند.&lt;br /&gt;سنت هاى عقب مانده و پوسيده اسلامى كه با حمايت دولتي همراه است، عملا پاكستان را به قتلگاه وسيع زنان تبديل كرده است. هزاران زن پاكستانى سالانه گرفتار انواع خشونت هاى فيزيكى ميباشند.  خشونتهاى گسترده به زنان گاه حتى در خبرها نيز نميايد.&lt;br /&gt;عده زیادی از مردان هنوز در هزاران سال پیش سیر میکنند و دشمنی دیرینه با زنان در تاریخ این نوع جوامع داستانی حقیقی و دردناک است&lt;br /&gt;بارها با به دنیا آمدن دختری مادران را آزارو اذیت می کنند و مانع از شیر دادن به نوزاد میشوند و گشنگی باعث میشود که نوزاد بمیرد... این جنایت با زنده به گور کردند نوزادان  دختردر سالیان دور  هیچ فرقی ندارند.&lt;br /&gt;از دوران نوزادی دشمنی با دختران شروع میشود تا زمانی که زن میشوند. &lt;br /&gt;متاسفانه به خاطر جامعه ای که زنان  در آن بزرگ میشوند حتی ستم بر خود را روال زندگی میدانند و خبری از حقوق خود ندارند و شاید گهگاهی در خلوت با خود بگویند: که زن چقدر بدبخت است.&lt;br /&gt;اما این صدا نباید بلند شود و اگر صدای اعتراض به گوش حتی پدر,شوهر,برادر و ... برسد. آن را زنی سرکش و خراب نامیده و آیندهای بهتر از  سیره نصرت بی بی و یا دختران و زنانی که در برابر حق خود ایستادند و جز مرگ را به آنها روا ندانستند، در انتظارشان نیست.&lt;br /&gt;«سيره نصرت بي‌بي»  يك دختر ١٧ ساله پاكستاني بود. سيره  از ٩ سالگى مجبور شده بود كه با مردى ٤٥ ساله ازدواج كند.او براى نجات و رهايي خود از اين ازدواج اجبارى تلاش و فعاليت ميكرد. به دادگاههاي متعددى مراجعه كرده بود. زیرا او نمیخواست مانند دختران مجبور دیگر در برابر این ظلم سر خم کند و یا بنا به اعتراصی خود را به آتش بکشد اما هنگام خروج از دادگاه شهر ساهي وال در استان پنجاب در محاصره گروهي مرد درآمد كه به وسيله والدين او اجير شده بودند. مزدوران در مقابل چشم ماموران پليس سيره را به گلوله بستند.&lt;br /&gt;سيره نه اولين و نه آخرين قربانى قتل هاى ناموسى در پاكستان بود این داستان همچنان با سرعت و خشونت  ادامه دارد.&lt;br /&gt;همانطور که  ماجراى زنده به گور كردن ٥ زن به خاطر حق انتخاب همسر، به يكي از خبرهاي داغ و بحث برانگيز در پاكستان تبديل شد. مبارزه در برابر آزادی زنان در پاکستان تا این حد پیش رفته.&lt;br /&gt;این قتل ناشی از ناموس پرستی در روستایی دور به نام "بابک کوت" که ٣٠٠ کیلومتر با مركز استان (کویته) فاصله دارد رخ داد. قربانیان این قتل ٣ دختر در سنین ١٦ تا ١٨ سال بودند. دو دختر نوجوان محصل كه در کلاس‌ها ١٠ تا ١٢ درس می‌خواندند.  دو زن دیگرکه یکی عمه فوزیه نام داشت  و دیگری مادر یکی از دختران نيز قرباني اين جنايت شوم شدند. همه این زنان  در خانه ای  واقع در همین روستا جمع شده بودند برای رفتن به دادگاه مدنی واقع در شهر اوستا محمد  تا سه دختر بتوانند با مردانی که دوست دارند، ازدواج کنند و این تصمیم آنها بعد از روزهایی سخت و رودر رویی با خانواده برای این موضوع و مخالفت خانواده بوده است.&lt;br /&gt;وقتی خبر نقشه آن‌ها به گوش دیگران رسید، عبدل ستار عمرانی - برادر کوچک صدیق عمرانی، از استانداران و یکی ازرهبران برجسته حزب مردم پاکستان (حزب حاکم)، - همراه با شش نفر به آن جا رفتند و آن‌ها را با زور اسلحه سوار جیپی با پلاک اتومبیل‌های دولتی بلوچستان کردند و به  منطقه دوردست "نوآبادی" در حوالی "بابک کوت" بردند. بعد از رسیدن به آنجا، عمرانی و دیگر همدستانش سه دختر بیگناه را که تنها به دنبال زندگی آزاد و انتخاب همسر دلخواه خود بودند، را به زور از داخل ماشین بیرو کشیده و مورد آزارو خشونت فيزيكى قرار دادند. بعد از این شکنجه های حیوانی به آنها شليك كرده و اجساد غرق خون ونيمه جان آنها خاك كردند. آنها هنوز زنده بودند. نفس ميكشيدند و ناله ميكردند و شاید  به این می اندیشیدند که آیا واقعا گناه کرده بودند که خواهان انتخاب همسر دلخواه و زندگی آزاد بودند  كه روی آنها را با سنگ و خاک پوشاندند و چشمان پر از امید به زندگی را برای همیشه با سنگ و خاک ظلم پوشاندند. دوزن مسن وقتی برخورد وحشيانه اين جانوران  با دختران را دیدند، در عين حال شاهد بودند كه اين دختران هنوز زنده اند، براى نجات اين دخترها تلاش كردند. اما عمران و همراهانش  با سقاوت و بيرحمى بي نظيرى آن دو را نیز به داخل گودال هل دادند و آنها را نیز زنده زنده زر آوارى از خاك كرده و نفس و زندگى آنها را نيز گرفتند.&lt;br /&gt;عبدل ستار عمرانی، برادر وزیر در قتل سه نفر دیگر از جمله زن جوانی در ژانویه 2006 دست داشته است. آن مورد هم مثل این بار به یک معلم مدرسه به نام محمد اسلام مربوط می‌شده که با زنی که دوست داشته است به دادگاه می‌رفته تا ازدواج کنند. قاتلان آن‌ها را در "مانجوشوری" از مناطق "تومبو" در نصیرآباد متوقف کردند و هر سه نفر را با اسلحه کشتند. راننده تاکسی، جلال آیدی، هم یکی از این سه نفر بوده است. پلیس تا هنگام مداخله آقای افتخار چودری، رئیس معزول قوه قضاییه و معاون سخنگوی سنا، پنج ماه نتوانسته بود، پرونده قتل را باز کند. اما فقط یک نفر بازداشت شد و عبدل ستار عمرانی آزاد ماند.&lt;br /&gt;اسرار اله ظاهری نمایند مردم بلوچستان در پارلمان پاکستان گفت این کار کاملا ً درست و به جا بوده و در میان مردم ما رسم است که دختران با همان کسانی که والدین شان به آن ها پیشنهاد می کند ازدواج کنند نه این که آن ها مخالفت کرده و همسر آینده شان را خودشان انتخاب کنند این نوع مجازات ها درس عبرتی می شود برای دیگر زنان قبیله ما که با رسم و سنن قبیله ای خود مخالفت نورزند.&lt;br /&gt;پشت اين خشونت ها و قتل هاى ناموسى مذهب و مردسالارى خوابيده است.  بيشتر اين خشونت ها و قتل ها به دليل آنچه كه صيانت از شرافت خانواده شان مى نامند, صورت گرفته است. رفتارهايى چون داشتن روابط نامشروع, صحبت كردن با مردان و يا قرار ملاقات با آنها, قربانى تجاوز شدن, و حتى ضعف در مهارت آشپزى,و نازا بودن و یا دختر زا بودن از ديد بسيارى از مردان پاكستانى, زنان را مستحق مرگ مى كند. مذهبى كه حكم ميدهد قتل زن خاطى, حيثيت خانواده را حفظ مى كنند.&lt;br /&gt;در مورد خشونت و قتل زنان در پاكستان آمار واقعي وجود ندارد. بسيارى از زنان قربانى به دليل ترس از خشونتهاي بيشتر يا بى آبرويي خانواده و غيره فجايع و اتفاقات و بلاهايي كه بسرشان ميايد را گزارش نميكنند. شكايت نميكنند. با اين حال آمارهاي رسمى  دولتى از قتل زنان تكان دهنده است.&lt;br /&gt;بنا بر آمارى كه وزارت كشور پاكستان منتشر كرده است در چهار سال اخير ۲۷۷۴ زن و ۱۳۲۷ مرد قربانى ”قتلهاى ناموسى“ شدند. دفتر كميسيون حقوق بشر در پاكستان اعلام كرد، شمار قتل هاى ناموسى اين كشور نسبت به سال گذشته، ٢٥ درصد رشد كرده است.&lt;br /&gt;آمار تجاوز خانگی در پاکستان از این نیز بیشتر است. طی سال گذشته ۵۷۲ مورد تجاوز در محیط خانوادگی گزارش شده که صرفاً به قصد تنبیه صورت گرفته‌اند.&lt;br /&gt;قتل تنها خشونتي نيست كه گريبان زنان در پاكستان را گرفته است. پاكستان به عنوان مراكز اصلي قاچاق زنان و دختران در دنيا و خاورميانه معرفي شده است. بسياري از دختران در پاكستان توسط باندهاي قاچاق با انواع حيله ها ربوده يا خريده ميشوند و به خارج از پاكستان براي كار تن فروشى صادر ميگردند.&lt;br /&gt;ميليونها زن در پاكستان با مشكلاتي جدي از قبيل ازدواج‌هاي اجباري، قتل‌هاي ناموسي، گروكشي زنان و دختران در قتل‌هاي خانوادگي، خودكشي دختران و افزايش طلاق روبرويند.&lt;br /&gt;سنت هاي پوسيده اسلامى زير وحشت طالبانى ها از يكسو و ارگان ها و نهادهاي دولتي از سوى ديگر همچنان در پاكستان قرباني ميگيرد. اسلام يكي از مهمترين عامل خشونت نسبت به زنان است. هنوز در پاكستان جريان راديكال و لائيكي كه در دفاع از حقوق زنان اين سنت ها و اركان مذهبي و دولتي  را زير ضرب نقد و انتقاد ببرد وجود ندارد. در نبود چنين جريان و افقى خشونت به زنان در پاكستان متاسفانه  همواره افزايش ميابد.&lt;br /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/268743417590525094-2050843234993026316?l=ziip-women.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-women.blogspot.com/feeds/2050843234993026316/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=268743417590525094&amp;postID=2050843234993026316&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/2050843234993026316'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/2050843234993026316'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-women.blogspot.com/2008/10/blog-post_22.html' title='پاكستان، قتلگاه زنان'/><author><name>واحد اصفهان حزب کمونیست کارگری ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02277201399027135406</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='35' height='6' src='http://bp1.blogger.com/_ANVPupHJoro/RfI6yrGnCfI/AAAAAAAAAKc/jHSlyyTiDBA/s400/baner+zip.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-268743417590525094.post-1250515309333922091</id><published>2008-10-22T16:48:00.000+03:30</published><updated>2008-10-22T16:50:08.744+03:30</updated><title type='text'>بختک اسلامی (2)نسبیت فرهنگی وحجاب</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;میم ب از ایران&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;پست مدرنهای مرتجع که بعد ازفروپاشی بلوک شرق و بقول خودشان پایان کمونیسم، توانستند در گوشه و کنار دنیا جایی برای توهمات فلسفی خود بازکنند  وپرچم زنده باد سرمایه داری را به بیانی فلسفی بلند کنند ، تز بشدت ارتجاعی نسبیت فرهنگی راهم دردنیا اشاعه دادند. نسبیت فرهنگی که امروزلحظات آخرعمرسیاسی خود را سپری میکند، دنیا رابه اقلیت های قومی،ملی، نژادی و مذهبی تقسیم میکند وتحت نام آزادی عقیده وبیان تمامی فرهنگها، سنن و مذاهب راکه مشقت و بدبختی بشر جز ارکان آنهاست را برسمیت میشناسد و حتی  پروبال میدهد. &lt;br /&gt;نسبیت فرهنگی یعنی در دهه آخر قرن بیستم  (زمان گل کردن این جریانی ارتجاعی)  نوار تاریخ را نگهدارید وبگویید فرهنگهایی که تاکنون بوجود آمده اند بس است، باید به همه آنها احترام گذاشت. دراین دیدگاه ظاهرا این فرهنگها که امروز میبینیم ازآسمان نازل شده اند وسرچشمه ای خدایی و ازلی و ابدی دارند، و در پروسه های تاریخی شکل نگرفته اند. درست بهمین دلیل احترام به سنن عقبمانده راهم ضروری میداند.  اما متوجه نیست که همین فرهنگ متمدن اروپایی بر آواره های کلیسا و جنایات وحشیانه طبقات حاکم درقرون وسطا ایستاده است. همانطور که فرهنگ اروپایی را به نوع نگرش، نژاد و توانایی اروپایی ها نسبت میدهد و نه محصول چند قرن مبارزه آزادیخواهانه جوامع اروپایی، سنت های عقبمانده ای راهم که حکومت صدهزار اعدام به مردم ایران تحمیل کرده است، خواست خود مردم ایران تصویر میکند.  این دیدگاه متافیزیک است و دارد از پروسه های تاریخی عکس میگیرد تا بتواند ازتاریخ آلبومی ازعکسهایی که لازم طبقه حاکم است دربیاورد.  یعنی نسبیت فرهنگی پروسه های مادی تاریخی را که پدیده های امروز را رقم زده اند، ازتاریخ خط میزند و باین ترتیب چون برای این پروسه ها ارزش قائل نمیشود، تغییر رانیز از زندگی آدمیان حذف میکند و حفظ  وضع موجود را آرمان بشر قرار میدهد و با این شیوه میخواهد از بورژوازی کارت سبز بگیرد.&lt;br /&gt;برای نسبیت فرهنگی، فرهنگ ها مقدم برانسانها هستند.  و گویا این فرهنگها بوده اند که انسانها را ساخته اند. وقتی با این متد پیش بروید حقوق انسان راتبدیل میکنید به حقوق مذاهب ، و آزادی انسان برای داشتن هر اعتقادی را تبدیل میکنید به آزادی عقاید (بویژه مذاهب) برای عضوگیری ازانسانها. اسلام نیز چون توسط نیروهای زنده سیاسی نمایندگی میشود و شرایط مساعدی برای عضوگیری دارد تحت حمایت های نسبیت فرهنگی قرار میگیرد. درنتیجه  اگر در افغانستان سرمیبرند  وسنگسار میکنند، در اندونزی دختران را ختنه میکنند و درایران حجاب سر کودک میکنند، جای هیچگونه نگرانی نیست،  "چون فرهنگ خودشان است، خودشان میدانند چه کار میکنند."&lt;br /&gt;همانطورکه میبینیم دفاع کردن از حجاب هم جز فعالیت های طرفداران این تز ارتجاعی میشود. " زن ایرانی خودش دوست دارد حجاب سرکند"، پس باید به عقایدشان احترام گذاشت، زیرا حق انکارناپذیر هرفرد است که هر لباسی را که میخواهد بپوشد. این منبرنشینان نظم نوینی فراموش میکنند که اتفاقا حق انکارناپذیر هرفرداین هم هست که میتواند هرلباسی را که نمیخواهند، نپوشند و اگر شما نخواستن زنان ر ادر خیابانهای تهران و شیرازو اصفهان و دیگر شهرها نمی بینید، بروید ازسران حکومت سوال کنید که طرح مبارزه با بدحجابی را برایتان تشریح کنند. درضمن خیلی جالب است که چند میلیون زن یک سلیقه دارند و همگی تصمیم میگیرند خودرا به شکل دلقکی سیاهرنگ گریم کنند و در خیابانها پرسه بزنند، آیا این چیزی جزگریم اجباری رانشان میدهد؟&lt;br /&gt;نسبیت فرهنگی جلو میایستد و همه نیروهای سیاسی ازدولتهای غربی گرفته تا بعضی سازمانهایی که متاسفانه به خود چپ میگویند هم پشت سر آن صف میکشند و شروع میکنند از حجاب اسلامی به عنوان یک نوع  پوشش دفاع کردن. آنها ازاین واقعیت پرده میپوشند که حجاب یک نوع پوشش نیست که هرفرد میتواند انتخاب کند، درواقع حجاب اسلامی را نمایندگی میکند که بقدرت رسیده و سعی دارد فرهنگ عقبمانده خود را درکنار قدرت اقتصادی و سیاسی خود گسترش دهد. مدیای غربی میخواهند این تصویر را درغرب بوجود آورند که حجاب جزئی ازفرهنگ مردم کشورهای اسلامزده است و باین ترتیب باید به آنها اجازه داد که سرکلاس درس با حجاب حاضرشوند، درمیدانهای ورزش باحجاب وارد شوند وغیره.  همین هفته اخیر مسابقات فوتبال زنان کشورهای مسلمان را با پوشش اسلامی درتهران برگزار کردند که واضحا نشان میدهد قبل از اینکه یک مسابقه فوتبال درحال برگزاری باشد یک مذهب دارد خودنمایی میکند. شهروند اروپایی که تلویزیون را روشن میکند ومیبیند یک نینجا با نقاب اسلامی در مسابقه تکواندو شرکت کرده تصور میکند که یک اسلامی دارد ورزش رزمی میکند اما کاملا برعکس، این صحنه رزمی کاری را نشان میدهد که دارد برای عده ای اسلام را میفروشد. &lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/268743417590525094-1250515309333922091?l=ziip-women.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-women.blogspot.com/feeds/1250515309333922091/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=268743417590525094&amp;postID=1250515309333922091&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/1250515309333922091'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/1250515309333922091'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-women.blogspot.com/2008/10/2.html' title='بختک اسلامی (2)نسبیت فرهنگی وحجاب'/><author><name>واحد اصفهان حزب کمونیست کارگری ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02277201399027135406</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='35' height='6' src='http://bp1.blogger.com/_ANVPupHJoro/RfI6yrGnCfI/AAAAAAAAAKc/jHSlyyTiDBA/s400/baner+zip.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-268743417590525094.post-3934893103884544035</id><published>2008-10-10T07:36:00.000+03:30</published><updated>2008-10-10T07:38:01.015+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='ایمان شیرعلی'/><title type='text'>حجاب و سرنگونی</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;ایمان شیرعلی&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;...«بی حجابی ابزار براندازی دین خدا و افراد بی حجاب پیاده نظام دشمنان خدا هستند...»&lt;br /&gt;«... این زرق و برق های بی حجابی ... برای براندازی جمهوری اسلامی ایران است.»&lt;br /&gt;«وقتی زنان بی‌حجاب و آرايش کرده با موی پريشان خودنمايی می‌کنند در دل جوان، ويروس بی‌دينی نفوذ پيدا می‌کند.»&lt;br /&gt;«... علیه بی حجابی قیام کنید.»...&lt;br /&gt;                                              احمد علم‌الهدی، نماز جمعه، 29 شهریور87،مشهد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بی شک بی خریدارترین گفته ها در جامعه ما اراجیف موسوم به خطبه های نماز جمعه اند. با اینهمه به اعتقاد من بعضاً در همين اراجيف ميتوان به بهترين وجهه وحشت اين دژخيمان از بلند شدن بوي الرحمنشان را نظاره کرد.&lt;br /&gt;رژیم اسلامی اولین رژیم استبدادی تاریخ نیست؛ وحشی ترین نوع آن است. طی سی سال حاکمیت سیاه الله در ایران شرایطی به جامعه تحمیل شده که در نوع خود، چه از لحاظ کمّی و چه از لحاظ کیفی، بی نظیر است! خاصترین، کثیف ترین و در عین حال تعیین کننده ترین این شرایط تحمیل حجاب به جامعه بوده است. بدون حجاب وجود رژیمی با ظرفیتی که با آن روبروییم غیر قابل تصوّر است. بدون حجاب رژیم قادر به اعدام در ابعاد بیش از صدهزار نفری نمیبود. بدون تحمیل حجاب جنگ هشت ساله ممکن نبود. کشتارهای دهه 60 غیر ممکن بود. بدون حجاب ولایت فقیه و شورای نگهبان و خبرگان بی خردشان یک روز دوام نمی آوردند. بدون تحمیل حجاب ارازل و اوباشی چون خامنه ای و خمینی ، احمدی نژاد و ملاحسنی و جانورانی از این قبیل توانایی عرض اندام نداشتند. برپایی حجاب خونخواری را تازه ممکن کرد. پیش شرط حضورشان بود. تحمیل حجاب نقطه اوج پروژه سرکوب انقلاب 57 بود.&lt;br /&gt;سی سال از انقلاب مردم و سرکوب وحشیانه آن گذشته! طی این سی سال اعتراضات و مبارزات بیشماری را سازماندهی کرده و مشاهده نموده ایم. با این مبارزات عقب نشینی های متعدّدی را به رژیم تحمیل کرده و اجازه نداده ایم جامعه را آنطور که میخواستند به اسلام ناب محمّدی آلوده سازند. طی این سالها حجاب همواره خط مقدم نبرد ما با رژیم بوده است. انعکاس توازن قوا همواره در حجاب قابل رؤیت است. رژیم از هرکجا که کم می آورد و هرگاه قصد عرض اندام دارد از در حجاب وارد میشود. چرا که به این امر واقف است که تا حجاب اجباری هست رژیم اسلامی سر پاست! به نظر من هم عکس قضیه امکان پذیر نیست. یعنی بعید  میدانم اینطور باشد که ما ابتدا رژیم را سرنگون کرده آنگاه بطور مثال در بلندگو خطاب به زنان اعلام کنیم :« رژیم سرنگون شد، حالا می توان حجاب ها را سوزاند!»&lt;br /&gt;وقتی شما صبح از خانه بیرون میروید و در خیابان زنان را اسیر زنجیر حجاب میبینید، میدانید که یک روز دیگر را تحت حاکمیت کثیف رژیم اسلامی بر جامعه آغاز کرده اید. تحمیل حجاب این جلاد ها را سرکار نگه داشته. از اینرو  مبارزه با حجاب اجباری در ایران تنها بخشی از جنبش آزادی زن نیست بلکه پیش شرط به مصاف طلبیدن کلیت رژیم است! حجاب امروز تنها سنبل بردگی زن نیست بلکه پرچم رژیمیست که امروز کاپیتالیسم را در ایران نمایندگی میکند. برای ما چاره ای جز تلاش هرروزه برای القای این واقعیت به جامعه وجود ندارد! حجاب برگیران باید بطور مستمر جزء تفکیک ناپذیری از اعتراضات ما باشد. اینها امریکا و اسرائیل نیستند که رعشه به جان این فسیل ها انداخته اند؛ زنانی هستند که سی سال است به حجاب نه میگویند. قبض روح شدنشان از حجاب برگیران زنان در متروی تهران است. جامعه یکپارچه حجاب ستیز است و یکپارچه سرنگونی طلب. حجاب برگیران قطار سریع والسیر انقلاب محسوب میشود. &lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/268743417590525094-3934893103884544035?l=ziip-women.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-women.blogspot.com/feeds/3934893103884544035/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=268743417590525094&amp;postID=3934893103884544035&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/3934893103884544035'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/3934893103884544035'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-women.blogspot.com/2008/10/blog-post.html' title='حجاب و سرنگونی'/><author><name>واحد اصفهان حزب کمونیست کارگری ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02277201399027135406</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='35' height='6' src='http://bp1.blogger.com/_ANVPupHJoro/RfI6yrGnCfI/AAAAAAAAAKc/jHSlyyTiDBA/s400/baner+zip.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-268743417590525094.post-9189860421866007347</id><published>2008-09-30T22:32:00.001+03:30</published><updated>2008-09-30T22:32:46.520+03:30</updated><title type='text'>ترس سردار از چیست؟</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;نوید مینائی&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;طرح امنیت اجتماعی و سرکوب جوانان و زنان در ایران همچنان از طرف حکومت دنبال می شود. هر روز سعی میکنند آنرا غلیظ تر کنند و رنگ و لعاب وحشتناک تری بزنند.  حکومت می داند یکی از جنبش هایی که می تواند شیشه عمرش را بر سنگ بزند همین جنبش زنان و جوانان برای آزادی و برابری و خلاصی از شر فرهنگ عقب مانده و ضد زن اسلامی ست. به خاطر همین با چنگ و دندان دارد با زنان و جوانانی که می خواهند آزاد و رها باشند و حکم به رفتن آن داده اند مقابله می کند. البته اسم این مقابله و جنگ علنی "طرح ارتقاء امنیت اجتماعی" ست که همه می شناسیمش.&lt;br /&gt;جوانان را دستگیر می کنند، در خیابان کتک می زنند، آفتابه به گردنشان آویزان می کنند و در شهر می چرخانند و تحقیر و  شلاق و حتی اعدام و مرگ با شکنجه از عواقب احتمالی دستگیر شدگان است. زهرا بنی یعقوب را می شناسیم. دختر جوانی که در پارک به جرم حرف زدن با دوستش دستگیر شد و بعد از چند روز جسدش را تحویل خانواده اش دادند، تعداد جوانانی که در این طرح ضد انسانی کشته شده اند و سرنوشت شان نا معلوم است و در بازداشت گاه جهنمی کهریزک نابود شده اند معلوم نیست. این هم به پرونده جنایات جمهوری اسلامی افزوده می شود.&lt;br /&gt;البته این یک سر قضیه است، اعتراضات مردم در مقابل این جنایات هم دارد گسترش می یابد، شروعش اعتراض مردم در آریاشهر و با شعار "حکومت اسلامی نمی خواهیم" بود این اعتراضات مردم دارد زیاد می شود و اتفاقا راهش همین است. آنقدر این واقعیت و تعرض مردم به جمهوری اسلامی برایشان وحشتناک و غیر قابل تحمل است که رسما به زبان آمده اند و می گویند چرا مردم و جوانان در مقابل پلیس مقاومت می کنند.&lt;br /&gt;"جانشین رئیس‌پلیس کشور با اشاره به دستگیری ۹ نفر از سوی ماموران گشت ارشاد در میدان صادقیه تاکید کرد: حتی بر فرض اینکه اقدام مامور پلیس فاقد ارزش‌ها باشد، آن دختر نباید مقاومت کند و دلیلی بر مقاومت در مقابل پلیس وجود ندارد. سردار حسین ذوالفقاری در حاشیه جلسه روسای پلیس امنیت اخلاقی سراسر کشور، درخصوص نحوه برخورد ماموران گشت ارشاد در میدان صادقیه تهران که منجر به درگیری شده است، توضیح داد: به خواهری درخصوص نحوه پوشش تذکر داده شده اما این خواهر با ایجاد سر و صدا مقاومت کرده و در حین انتقال به خودروی گشت ارشاد، از همکاری ممانعت کرده است: به‌طوری‌که با ایجاد سر و صدا، افرادی در محوطه تحت تاثیر این فرد قرار گرفته و با نیروهای پلیس حاضر در محل درگیر شدند و در نهایت با حضور تعدادی از نیروهای پلیس، افرادی که با ماموران درگیر شده بودند، دستگیر شدند."&lt;br /&gt;دقیقا همین که موجب نگرانی جناب سردار پلیس است، باید راهنمای همه ما باشد. راه مقابله با این جنایات جمهوری اسلامی مثل همیشه اتحاد جوانان و مردم با یکدیگر و تعرض و مقابله با حمله پلیس به جوانان و زنان است. هر جا پلیس به جوانان و زنان تعرض کرد نباید بی جواب بماند. بلافاصله با دیدن حمله پلیس به جوانان باید دست به کار شد، باید پلیس را عقب زد و به کمک فرد دستگیر شده شتافت. کافیست تعدادی از مردمی که شاهد این صحنه ها هستند به پلیس نزدیک یا معترض شوند تا حضرات فرار را برقرار ترجیح دهند. تامل و شک و دودلی نباید کرد. پلیس دقیقا نهاد سرکوب آزادی و خواست های انسانی مردم است، نباید اجازه داد مزاحم جوانان و زنان بشود. خودشان دارند میگویند چه باید کرد. &lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/268743417590525094-9189860421866007347?l=ziip-women.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-women.blogspot.com/feeds/9189860421866007347/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=268743417590525094&amp;postID=9189860421866007347&amp;isPopup=true' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/9189860421866007347'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/9189860421866007347'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-women.blogspot.com/2008/09/blog-post_3660.html' title='ترس سردار از چیست؟'/><author><name>واحد اصفهان حزب کمونیست کارگری ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02277201399027135406</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='35' height='6' src='http://bp1.blogger.com/_ANVPupHJoro/RfI6yrGnCfI/AAAAAAAAAKc/jHSlyyTiDBA/s400/baner+zip.jpg'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-268743417590525094.post-4869621522450598511</id><published>2008-09-30T22:28:00.001+03:30</published><updated>2008-09-30T22:33:18.282+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='ژاله آزادی'/><title type='text'>کفش و کاپشن نارنجی!</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;ژاله آزادی- ایران&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مدت زیادی است که تلویزیون جمهوری اسلامی در جهت اهداف این رژیم به تولید برنامه های انبوهی پرداخته است. هر برنامه ای که ساخته می شود در جهت سرکوب و باوراندن دروغ و تحمیل بی حقوقی به مخاطبان است. از پیام های بازرگانی گرفته تا سریال ها و فیلم های تولید شده در شبکه ها. با این وجود تعداد زیادی از هنرمندان و فیلمسازان زیر بار این بازار دروغ و ریاکاری نرفته اند اما متاسفانه با فشارهای زیادی روبرویند. مقاله ، کتاب ، نمایشنامه ، فیلمنامه و آثار هنری زیادی پیاپی از طرف ارشاد رد می شوند، علت کاملا روشن است: هر گونه آزاد اندیشی،افشاگری و شفاف گویی در این رژیم ممنوع است. با وجود اینکه کار کردن در این فضای خفقان آور بسیار مشکل می باشد، افراد زیادی هستند که هنوز هنروخلاقیت و حیثیتشان را به سیاست های کثیف این رژیم نفروخته اند. از جوانان تازه کار تا افرادی که مدت زیادی ست در این عرصه مشغول اند و آثارشان بدون مجوز در حال پخش است. اما متاسفانه افراد کمی به آنها دسترسی دارند . گذشته از این، زندگی عده ای از این دوستان با مشکلات مالی فراوانی روبه روست ، تعداد زیادی پس از پخش آثارشان با تهدید و آزارهای زیادی از سوی جمهوری اسلامی مواجه و مجبور به ترک ایران شده و می شوند. برای مثال اخیرا فیلمساز جوانی به علت ساختن مستندی درباره ی (تجاوز در پایگاه های بسیج جمهوری اسلامی) ، با تهدید زیادی از سوی رژیم مواجه و ناچار به ترک ایران شد و خانواده اش هر بار به بهانه ای مورد تهدید قرار می گیرند. این تنها نمونه بسیار بسیار کوچکی است که اگر بخواهیم همه آنها را بازگو کنیم به اندازه تمام سالهای حکومت این رژیم دیکتاتور به زمان نیاز داریم. و اما در مقابل همانطور که در بالا گفتم تریبون سرکوب و حماقت در حال برنامه سازیست. در نشریه شماره قبل به برنامه شوک که از تلویزیون جمهوری اسلامی پخش شد پرداختم. این هفته یکی دیگه از این برنامه ها که همان اهداف را دنبال میکند را زیر رو میکنیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;برنامه پیک هفته،&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;تولید شده در شبکه استانی اصفهان&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این برنامه که مثلا قرار بود تلاشی باشد در جهت بیان مشکلات روز جوانان و ارایه راه حل درست و کارشناسانه برای آن!!! محلی ست برای توهین به جوانان. در برابر هیچ کدام از معضلات، جواب درستی داده نمی شود و بیشتر به برنامه ای برای پیچاندن جوانان تبدیل شده، هیچ گاه پاسخ درستی نه به سوالات مطرح شده در برنامه می دهند و نه حتی به کسانی که در طی مصاحبه از کارشناسان سوال می کنند و همواره با عوض کردن بحث و کشاندن آن به مسایل مذهبی از پذیرفتن واقعیت های جامعه خودداری میکنند و می دانیم که با وجود سدی مانند مذهب دیگر هیچ کس حق اظهار نظر و دلیل آوردن ندارد چون به گفته آخوندها با حکم خدا میجنگد و خیلی راحت پرونده هر چیزی را میبندند.&lt;br /&gt;به عنوان مثال در نخستین قسمت های پخش، بحث درباره ی نحوه ی پوشش ، مدل مو، آرایش، سبک های موسیقی ای که جوانان به آن علاقمند شده اند، تاثیر ماهواره بر جوانان مسلمان ایرانی!!! و اینکه علت آن چیست و برای اسلامی و ایرانی کردن جوانان چه باید کرد؟؟ برای این منظور از فرق سر تا نوک پای جوانان را زیر ذره بین گذاشتند. برای نشان دادن این به قول خودشان مشکل ( کاش مشکلات ایران فقط همین بود) تعداد زیادی از دختر و پسرهایی را نشان دادند که مدل مو، لباس و آرایش آنها مطابق مد روز (و بسیار زیبا) بود و هر چند صحنه کات می شد به کلیپ هایی از شیطان پرستان و حرکات و رفتاری که در زمان خواندن انجام می دهند که برای خیلی از افراد باعث خنده بود. در ادامه این تصاویر سخنان کارشناسان محترمشان را در این رابطه پخش می کردند ( بد نیست اضافه کنم که تقریبا همه ی این کارشناسان از عمامه داران نهان و آشکار بودند که سر سوزنی از مدرنیسم و نوگرایی حالیشان نیست. البته مسلم است چون دیگر چیزی برای مفت خوری و دزدیشان باقی نمی ماند!!!) آنها با بهانه های دهان پر کنی مثله غرب زدگی، مصادیق کفر، مظاهر شیطان پرستی، انحراف از موازین اسلامی و ... تمامی جوانان را محکوم میکنند و در پایان برایشان به درگاه خدا دعا کردند که به راه راست هدایت شوند!!! ( همان راهی که به اندوختن پول در جیب ملایان منتهی میشوند!! ) با تعداد زیادی از جوانان و دانشجویان در محل دانشگاه، مصاحبه شد اما جای شک نیست ، کسانی که با به روز بودن مخالفت کردند و بر نظرات برنامه سازان مهر صحت زدند ، زیر فشار و اجبار بودند، اضافه می کنم که بسیجیان مزدور، بخش بزرگی از مصاحبه شوندگان را تشکیل می دادند که نقل این برنامه شدند و خود شیرینی کردند که ما آنها را عددی به حساب نمی آوریم و گفتن همین نکته از آنها هم زیاد است.&lt;br /&gt;جالب اینجاست که حتی کسانی که برای به روز بودن پوشش خود علت می آوردند، طوری صحبت می کردند که اگه غافل میشدم حتی من را هم قانع میکرد که به روز بودن و خوش تیپ بودن مسخره است. در این برنامه علت به روز لباس پوشیدن، آراستن مو و آرایش کردن این بود:&lt;br /&gt;نیاز به مورد توجه قرار گرفتن از طرف مردم!، پیدا کردن دوست دختر یا دوست پسر و اینکه با این نوع پوشش اغوایش کنیم!، جلو دیگران و دوستانمان کم نیاوریم!، چشم و همچشمی!!!، صرفا برای اینکه از شبکه های فشن دیده ایم، حالا مهم نیست قشنگ باشه یا نه!!، دوست پسر یا دوست دخترم گفته اینطوری باش!!! برای لجاجت با خانواده!و...&lt;br /&gt;اما هیچکدام از اینها علت نیست اگر هم باشد باز هم کسی حق ندارد برای دیگری محدودیت ایجاد کند، انسان زیبایی را دوست دارد، هرکس باید حق داشته باشد آنطور که می خواهد بپوشد، راه برود، بخورد و رفتار کند، ولی می بینیم که در جمهوری اسلامی حتی کوچکترین و ابتدایی ترین آزادی ها به هیچ گرفته می شود. جمهوری اسلامی زنان و دخترانی میخواهد که فقط یک چشمشان از چادر سیاه بیرون باشد ( آن هم برای اینکه به در و دیوار نخورند و گر نه همین هم باید زیر چادر می رفت!!!) و پسران و مردانی که ظاهری داشته باشند شبیه برادران بسیجی و رئیس جمهور خوش تیپشان احمدی نژاد که دیگر زبانزد خاص و عام در سراسر دنیا شده و اساسا آبروی همه را خرید و همه را روسفید کرد!!&lt;br /&gt;هم چنین علت علاقه ی افراد به داشتن ماهواره را عواملی می دانستند چون:&lt;br /&gt;همه دارند ما هم باید داشته باشیم تا کم نیاوریم ( باید از همان همه بپرسیم که چرا ماهواره دارند!)، برای دیدن برنامه های سکسی، برای شبکه های مد و...&lt;br /&gt;شاید علت عده ای همین باشد اما باز هم به کسی مربوط نیست. در جواب این سوال که خود سازنده های برنامه علتش را خوب می دانند باید گفت ما همگی علاقه و نیاز داریم به ارتباط با جهانی گسترده، به دست آوردن مستقیم و بیواسطه اطلاعات، اخبار و آگاهی به روز در دنیا بدون سانسور و پیچوندن های رژیم متحجر اسلامی و هزاران موضوع متنوع که در تی وی جمهوری اسلامی حتی یکصدم درصد آن نیز نتنها به چشم نمی آیدبلکه وارونه تحویل بیننده داده میشود. ما علاقه ای به دیدن برنامه های مزخرف تی وی ایران نداریم که همگی سطح فکری و بار اطلاعاتی بسیار پایینی دارد به طوری که سراسر آن توهین به فهم و شعور مخاطب است و در ماه های اسلامی به خصوصی مثل محرم و رمضان و ... این توهین و خرافات گری و غرق شدن در مضامین دینی به اوج می رسد. حتی برنامه های علمی (به استثنای برخی تولیدات شبکه4) به دلیل مدت زمان کم و نبود کارشناسان متخصص و حرفه ای ، توان راضی نگه داشتن مخاطب را ندارند.&lt;br /&gt;خوشبختانه اغلب جوانانی که این مضحکه را دیدند با اس ام اس هایشان این همه توهین را بی جواب نگذاشتند و بیداری و اعتراض خود را اعلام و دیدن این برنامه را محکوم نمودند. این برنامه سریع مخاطبان جوانش را از دست داد و کسانی که ماندند منتقدین هستند و افرادی که هنوز هم باور نکرده اند که هر آن چه در رسانه های جمهوری اسلامی ساخته و پرداخته می شود زاییده ذهن مریض و سرکوبگر این رژیم و کارگزاران سودجوی آن است..&lt;br /&gt;چه بی رحمانه حتی ابتدایی ترین آزادی ها از افراد گرفته می شود، در جایی که دانشجو به دلیل پوشیدن کفش و کاپشن نارنجی اجازه ورود به دانشگاه را ندارد، صحبت از آزادی بیان در رسانه های آن مثل گفتن جوک است.&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;مرگ بر جمهوری اسلامی&lt;br /&gt;زنده باد آزادی و برابری&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/268743417590525094-4869621522450598511?l=ziip-women.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-women.blogspot.com/feeds/4869621522450598511/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=268743417590525094&amp;postID=4869621522450598511&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/4869621522450598511'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/4869621522450598511'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-women.blogspot.com/2008/09/blog-post_30.html' title='کفش و کاپشن نارنجی!'/><author><name>واحد اصفهان حزب کمونیست کارگری ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02277201399027135406</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='35' height='6' src='http://bp1.blogger.com/_ANVPupHJoro/RfI6yrGnCfI/AAAAAAAAAKc/jHSlyyTiDBA/s400/baner+zip.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-268743417590525094.post-8969020806662466817</id><published>2008-09-18T04:03:00.000+04:30</published><updated>2008-09-18T04:04:20.367+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='ژاله آزادی'/><title type='text'>چند سوال ساده</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;ژاله آزادی- اصفهان&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;وقتی همه آدمهای قبیله الف بت پرستی یا ستاره پرستی میکردند، به اونهایی که هم رنگ جماعت بودند می گفتند دین دار و به کسایی که غیر از اونها بودند می گفتند بی دین.  که بنا به حکم اونچه که مورد پرستش بود،  و نمی دونم اینو به چه زبونی به پرستنده هاش رسونده بود،  باید سر به نیست میشدند.  حالا به هر شکلی که شده و اغلب به فجیع ترین شکل ممکن.  از کوه پرتش کنن تو یه دره عمیق ، یه تخته سنگ بندازن روش ، دست و پاشو بکشن و ... اوضاع کسی که از این دین یا مسلک بر میگشت هم همین بود.  در واقع به مراتب ازین هم بدتر. چه آدمهایی که به خاطر یه دین به بدترین شکل کشته شدند : گالیله ، ژاندارک ، آنا ، ماریا ، منصور حلاج ، حسنک وزیر و... اینا قصه نیست...&lt;br /&gt;اصلا دین یعنی چی؟ اینو همه میدونیم که اگر یه روش زندگی رو حتا اگه بد ترین و کثیف ترین روش باشه ، بخشی از جامعه ای قبول کنند و بعد یه پیوند راست یا دروغین  به یه منبع دست نیافتنی بدهند اون وقت میشه دین، تازه اونم آسمانی !!!&lt;br /&gt;و اما سود این دین چیه که قبول میشه؟ تنها سودش اینه که یه عده آدمیزاد ساده لوح رو جمع کنی و از سادگی شون سوء استفاده کنی و بچاپیشون هر کاری که دلت می خواد بکنی و بگی : این روش درست زندگیه برای زندگی ابدی...&lt;br /&gt;ولی من مطمئنم که اگه دنیای دیگه ای هم وجود داشته باشه تو با خوب زندگی کردن توی این دنیا هم میتونی اون جا تا ابد توی بهشت راحت باشی نه اینکه چاپیده بشی (1 مثال :  قابل توجه کسانی که پول میریزن توی این امامزاده ها به گمان اینکه به بدبختا میرسه غافل از اینه اینا یه راس میره تو جیب روحانیون گرامی!!! و گردنشونو کلفت تر میکنه !!! ) بدان که اینا دارن شیرتو میدوشن واستثمارت میکنند ، داری واسشون کار میکنی ، و آخر سر هم از پوست و گوشت و استخونت  میزنن به تنشون ... حالا هی از خیر دنیا بگذر واسه یه آخرت نامعلوم.&lt;br /&gt;به یه چیز جالب توجه کردین تا حالا ؟&lt;br /&gt;این بنده های به اصطلاح خودشون مومن خدا میگن : دین خدا یکی است . حالا من یه سوال دارم اگه واقعا دین خدا یکیه چرا تا یکی میخواد دینشو عوض کنه پدرشو در میارین و حکم ارتداد میدین؟ غیر از اینه که از تعداد برده های گوش به فرمانتون کم میشه و گرنه ترسی نبود نه برای تو و نه برای خداوندت. یا مثلا دین خدا یکیه و همه ی ادیان یکی هستند، ولی من نمی دونم چرا خدا توی چند تا ادیانش گفته زن فقط یکی ولی توی اسلام گفته برو تا 4 تا دائم زن بگیرو حالشو ببر، بی نهایت هم موقت صیغه کن و در ضمن عدالت رو هم رعایت کن ، بله این یکی از مصداق های یکی بودنه دین خداست اینا فقط چند تا مثال بود برای درک مسئله ، کسی که میگه میشه عدالت رو رعایت کرد به جز وراجی کار دیگه ای نکرده آخه کدوم زنی هست که حتی اگه شل و کور و نازا و کچل و ... باشه از ازدواج همزمان همسرش احساس توهین به خودش نکنه، به نظر من این بزرگترین بی عدالتیه و این چه خداییه که این نادیده گرفتن و تجاوز به حقوق زنان را بی عدالتی نمی دونه ؟؟؟&lt;br /&gt;چرا همه فرستاده های خدا مرد بودن مگه زنا چه عیبی داشتن ؟؟؟&lt;br /&gt;باید آگاه بود چرا وقتی میشه با وجود عقل درست فکر کرد و تصمیم گرفت ، خوب رو از بد تشخیص داد ،  چرا باید اسیرچیزی شد که جز اسارت و گرفتن آزادی هات چیزدیگری برایمان نداشته و نخواهد داشت ؟؟؟&lt;br /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/268743417590525094-8969020806662466817?l=ziip-women.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-women.blogspot.com/feeds/8969020806662466817/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=268743417590525094&amp;postID=8969020806662466817&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/8969020806662466817'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/8969020806662466817'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-women.blogspot.com/2008/09/blog-post_18.html' title='چند سوال ساده'/><author><name>واحد اصفهان حزب کمونیست کارگری ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02277201399027135406</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='35' height='6' src='http://bp1.blogger.com/_ANVPupHJoro/RfI6yrGnCfI/AAAAAAAAAKc/jHSlyyTiDBA/s400/baner+zip.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-268743417590525094.post-3689303311577344702</id><published>2008-09-18T04:02:00.000+04:30</published><updated>2008-09-18T04:03:15.426+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='ليزا مگنوسون'/><title type='text'>حوصله لیزا سر رفته!</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;ليزا مگنوسون&lt;br /&gt;ترجمه از سوسن صابری&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;(توضیح: این مقاله در تاریخ ۲۵ آگوست ۲۰۰۸ در روزنامه افتون بلادت سوئد با عنوان "ليزا مگنوسون از درک مذهبي ها خسته شده است" و "مذهب در يک جامعه مدرن جايي ندارد" چاپ شده است. ج.ک)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چند روز پيش در روزنامه به خبري برخوردم از يک امام که در جريان خاکسپاري يک کودک دچار حمله رواني شده بود. دليل اين مسئله هم قرار داشتن يک خرس عروسکي در تابوت کودک بوده است . پدر و مادر کودک برخلاف خواسته امام ، زير بار برداشتن خرس عروسکي نمي روند ودر نتيجه امام خشمگين مراسم را ترک مي کند.&lt;br /&gt;ابتدا فکر کردم  که البته اشکال نه در اسلام بخودي خود بلکه در اين امام مشخص است و....از اين جور حرفها. ولي بعد فکر کردم که نخير، دقيقا اشکال در خود اسلام است و همينطور در مسيحيت دراين جنبه اش و در يهوديت و کلا تمامي مذاهب ديگر. من ديگر ار اينکه بايد در قبال انسانهاي نادان و تنگ نظر و نفهم ، مهربان و فهميده و گشاده ذهن باشم خسته شده ام . بنظر مي آيد که اينها ميتوانند از زير هر کثافت کاري شان ، تنها به اين دليل که اين مسائل به ايمان واعتقادات مربوط است ، در بروند.&lt;br /&gt;مذهب مي گويد۔ : راه رسيدن به ارزش و منزلت براي انسان، چاپلوسي براي خدا است . و اگر ميخواهي واقعا موفق شوي ميبايست اراده خداوند را به ديگران هم تحميل کني .به اين ترتيب به بهشت خواهي رفت. در آنجاميتواني روي يک ابر دراز بکشي و کيف کني، در حاليکه آنهايي که سرپيچي کرده اند در جهنم شکنجه ميشوند.در آنجا فرشته ها بيست و چهار ساعته چنگ مينوازند و با اينکارشان صداي ضجه دردآور نفرين شدگان جهنمي را خفه مي کنند.&lt;br /&gt;ميبينيد؟ کل بناي اين افسانه عقب مانده، بيمار و عذاب آور است . مذهب در يک جامعه مدرن جايي ندارد.&lt;br /&gt;حتما به اين خاطر است که عده اي از رهبران روحاني اعتقادشان را رها کرده اند و انسان رابيشتر بياد روانشناسان از نوع بدش مي اندازند.من وقتي ستوني از يک مجله زنانه را مي خواندم که به سئوالات مردم از يک کشيش اختصاص دارد، به اين فکر افتادم . دراين شماره مجله زني که با همسر سابقش، در حاليکه اين يکي در حال حاضر دوست دختر دارد، رابطه جنسي برقرار کرده مشکلش را نزد کشيش برده و از وي راهنمايي ميخواهد. کشيش هم پاسخ ميدهد که ، بله موضوع پيچيده اي است و معمولا در روابط قديمي چنين مسائلي پيش مي آيد و بهتر است انسان خودش را سرزنش نکند.&lt;br /&gt;ولي حقيقت اين است که طبق اصول مذاهب ، اين زن ميبايست خودش را سرزنش کند. او يک فاحشه است وبايد چشمش از حدقه بيرون آورده شود. دستانش بايد قطع شود و شايد هم بسادگي بايد تا حد مرگ سنگسار شود، همانطور که انجيل به ما مي آموزد. اراده خداوند جاوداني و غيرقابل تغيير است .کسي که توان ايستادگي و دفاع از اصول بنيادي و پايه اي همچون ده فرمان را ندارد، شايد بهتر است که اصلا کشيش نباشد.&lt;br /&gt;انسان در دوران نياز، به قدرتهاي مافوق رجوع مي کند .در اين دوران بدنبال پاسخ است و نه دستي برشانه . اين امري است که کليساي سوئد نمي فهمد.کليساي سوئد کاملا گيج شده و از آنجاييکه ديگر نمي تواند با تهديد جهنم تسلط اش را حفظ کند، قدرت تعقلش را از دست داده است . و من نمي توانم از ديدن اينکه چگونه اين حاکم و فرمانرواي سابق با دعوت مردم به قهوه وشيريني خودش را تحقير مي کند، اينکه کشيشهاي زن همجنسگرايان را عقد مي کنند ، اينکه گروههاي موزيک پاپ مسيحي ترانه "مسيح به شما عشق مي ورزد" را مي خوانند، شادي و لذتم را  پنهان کنم . هاهاهاهاهاها&lt;br /&gt;بطور دردناکي واضح است که خيلي بيش ازآنچه انسان به مذهب نيازداشته باشد، اين مذهب است که به انسانها نياز دارد. يک امام بدون مريدانش چه ميتواند باشد؟ هر چه هست به عشق ربطي ندارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/268743417590525094-3689303311577344702?l=ziip-women.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-women.blogspot.com/feeds/3689303311577344702/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=268743417590525094&amp;postID=3689303311577344702&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/3689303311577344702'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/3689303311577344702'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-women.blogspot.com/2008/09/blog-post.html' title='حوصله لیزا سر رفته!'/><author><name>واحد اصفهان حزب کمونیست کارگری ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02277201399027135406</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='35' height='6' src='http://bp1.blogger.com/_ANVPupHJoro/RfI6yrGnCfI/AAAAAAAAAKc/jHSlyyTiDBA/s400/baner+zip.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-268743417590525094.post-1944224684771718510</id><published>2008-08-21T17:08:00.001+04:30</published><updated>2008-08-21T17:11:12.359+04:30</updated><title type='text'>سرانجام خانواده !نکاتی بر تحول خانواده معاصر</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;مصطفی صابر&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;خانواده در آمریکای 199 &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یک توضیح: این نوشته اول بار در زمستان 1379 (2001) در نشریه مدوسا شماره 6 و 7 منتشر شد. اینجا کوشش میشود با تکیه بر یک بررسی آماری در آمریکا تحولات خانواده در جامعه معاصر مورد مطالعه قرار گیرد. همینطور به سیر و سرانجام خانواده اشاراتی میشود. چاپ این مطلب را در رابطه با بحثی که هفته قبل در جلسه سازمان جوانان در باره موضع کمونیست ها در قبال خانواده داشتیم و همینطور سوالی که کامران مزین این هفته در بخش نامه ها طرح کرده است، مفید دانستیم. جوانان کمونیست)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خانواده معاصر بورژایی، موسوم به “خانواده هسته ای” که در آن معمولا مرد نان آور و آقای خانواده و زن کدبانو و عملا کلفت خانواده است، در پیش چشمان ما دارد فرو میرزد. دستکم، در کشورهای پیشرفته سرمایه داری، به جز راست های فناتیک و مذهبیون افراطی کمتر کسی میگوید که این شکل خانواده “سلول” و “واحد اقتصادی” اینگونه جوامع، یا شکل اصلی زندگی مشترک انسانها، تولد و پرورش بچه ها و بستر اصلی مناسبات دو جنس باهم است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در هر مشاهده ساده ای در این کشورها اشکال جدیدی از خانواده، خصوصا خانواده ای تک والدی و زوج های غیر مزدوج، بیشتر به چشم میخورند. حتی آنجا که “خانواده هسته ای” هنوز به حیات خود ادامه میدهد، این شکل از خانواده شدیدا متحول شده است. اگر جامعه آمریکا را یک نمونه تیپیک جهان پیشرفته سرمایه داری در نظر بگیریم، آنوقت به مطالعه آماری نمونه ای که در نوامبر 99 از سوی “مرکز ملی بررسی افکار عمومی” دانشگاه شیکاگو انتشار یافت، باید توجه ویژه ای مبذول داشت. برخی یافته های این بررسی توسط رویتر و چند نشریه معتبر انتشار یافت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تصویری از خانواده در آمریکا&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در سال 1998 فقط 26 درص کل خانوارهای آمریکایی را خانواده سنتی هسته ای تشکیل میداد. در سال 1972 این رقم 45 درصد بو و در میان اشکال خانوار بالاترین در صد را داشت. به معنای دیگر شکل اصلی زندگی انسانها در خانوار بر خلاف همین 30 سال پیش دیگر خانواده سنتی هسته ای نیست. در عوض عمومی ترین کشل خانوار در آمریکا را جفت های غیر مزدوج بدون بچه تشکیل میدهند. این شکل از زندگی مشترک (دوست پسر و دوست دخترهایی که با هم زندگی میکنند) در سال 1972 فقط 16 درصد خانوارها را تشکیل میداد. در سال 1998 به دو برابر یعنی به 32 درصد افزایش یافت. تام اسمیت، که این مطالعه را سرپرستی کرده و تحت عنوان “عروج خانواده آمریکایی قرن بیست و یکم” منتشر کرده است، در توضیح یافته های بالا عواملی نظیر اینها را برمی شمرد:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ورود بیشتر زنان به بازار نیروی کار ناشی از ضرورت های اقتصادی، اشتیاق برای داشتن یک حرفه، و ریلکس شدن اخلاقیات جامعه نسبت به زندگی مشترک خارج از شکل سنتی خانواده.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حتی همین اندازه نقل یافته های مطالعه فوق، از اشکال نوینی از زندگی مشترک و جریان روبه زوال خانواده سنتی معاصر خبر میدهد. اما شواهد بیشتری نیز منتشر شده است:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;80 درصد کارگران آمریکایی بین سالهای 1972 تا 1975 بهر حال یکبار ازدواج کرده بودند. رقم مشابه در فاصله 1994 تا 1998 به 62 درصد تنزل یافت. درصد طلاق بین آمریکایی ها در فاصله 1960 تا 1996 دو برابر شده است. زنانی که در سال 1963 متولد شده اند ده بار بیشتر از زنانی که 30 سال قبل از تاریخ فوق متولد شده اند، در معرض زندگی مشترک قبل از ازدواج قرار دارند. تام اسمیت میگوید:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;“ازدواج بعنوان نهاد مرکزی که خانوارها حول آن شکل میگیرد و بچه ها در آن بزرگ میشوند، تنزل یافته است. مردم دیر ازدواج میکنند، بیشتر طلاق میگرند و بیشتر خارج از خانواده زندگی میکنند.”&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما در مورد بچه ها&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;62 درصد خانوارهای آمریکایی در سال 1998 بچه نداشتند. در سال 1972 این رقم 45 درصد بود. تولد بچه های خارج از ازدواج از 5 درصد در سال 1960 به 32 درصد در سال 1996 افزایش یافته است. یعنی شش برابر شده است. در سال 1972، 72 درصد از بچه ها با هردو والدین طبیعی خود زندگی میکردند که مزدوج بودند. این رقم در سال 1998 به 52 درصد تنزل یافته است. تام اسمیت رئیس گروه تحقیق فوق میگوید اینگونه وضعیت زندگی بچه ها در قرن بیست و یک در اقلیت خواهد بود. او اضافه میکند که مناسبات درون خانواده سنتی (آنجا که هنوز وجود دارد) با ورود زنان به بازار کار تغییرات چشمگیری کرده و نقش زن و شوهر بیشتر همسان شده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در سال 1998 در دوسوم خانواده ها، هردو والدین صاحب شغل در بیرون خانواده بودند. در سال 1972 فقط یکسوم خانواده ها چنین بودند. نزدیک به یک چهارم زنان شوهردار آمریکایی حالا درآمد بیشتری از همسرانشان دارند. درصد خانوارهایی که در آن زن کار میکند و مرد در خانه می ماند، از 2 درصد در دهه 70 به 4 درصد در دهه 90 افزایش پیدا کرده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;“الغاء خانواده” این نیت پلید!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آنچه که در تحول خانواده در آمریکا، و با درجات متفاوت در دیگر کشورهای پیشرفته سرمایه داری، جریان دارد امری ابتدا به ساکن نیست. حتی ویژگی خاص سرمایه داری معاصر هم نیست. اما سرمایه داری معاصر به آن ابعادی غیر قابل انکار بخشیده است. در سال 1848، 150 سال قبل از آنکه بررسی بالا صورت بگیرد، مانیفست کمونیست از “الغاء خانوداه” معاصر سخن گفت و اینکه حتی رادیکالترین بورژواهای هم از این “نیت مذموم” کمونیستهای بر می آشوبند. امروز، رادیکالها که جای خود دارند، حتی ناظرین محافظه کار هم با نگرانی و حیرت از به حاشیه رفتن خانواده سنتی به عنوان یک واقعیت جاری سخن میگویند. آن “نیت پلید” بیش از هرچیز ریشه در مناسبات سرمایه داری دارد:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مانیفست نوشت که خانواده معاصر بورژوایی که بر مالکیت خصوصی متکی است، در شکل کاملش فقط برای بروژواها وجود دارد. مکمل آن “فقدان خانوده” برای پرولتاریا و “فحشاء عمومی” است (1). مانیفست تاکیدات مکرری بر این دارد که چگونه با ورود زنان به بازار کار، روندی که بورژوازی برای تصاحب کار ارزان دائما گسترش میدهد، عملا زمینه های مادی خانواده سنتی معاصر برای بخش اعظم جامعه و برای پرولتاریا از بین میرود. هسته اصلی نگرش مانیفست به خانواده سنتی بورژوازی بر این استوار است که منفعت بورزوازی در تحلیل نهایی این است که همه اعضای خانواده کارگر از زن و مرد و تا حتی بچه ها را به فروشندگان مستقیم نیروی کار تبدیل کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مانیفست گرچه به جنبه های انقلابی که بورژوازی در جهت الغای مناسبات پدرسالارانه و فئودالی در رابطه زن و مرد و خانواده ایجاد کرده است، با شور و سمپاتی زیاد اشاره میکند، اما مناسبات بورژوایی در زمینه خانواده، رابطه دو جنس، موقعیت فرودست زنان و بچه ها را با بیرحمی افشاء میکند. بر زوال ناگزیر خانواده معاصر بورژوایی و “مکمل هایش” (یعنی همان فقدان خانواده برای پرولتاریا و فحشای عمومی) بهمراه زوال کل مناسبات سرمایه داری تاکید میگذارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;انگلس در “منشاء خانواده، مالکیت خصوصی و دولت“، با بررسی خانواده بورژوایی زمان خود نشان میدهد که “خانواده منفرد” معاصر که “مولوکولهای جامعه مدرن” را تشکیل میدهد، بر خلاف ظاهر حقوقی اش، یک قرارداد آزاد و داوطلبانه مبتنی بر عشق و تمایل بین دو طرف نیست. بلکه موقعیت طبقاتی و اقتصادی طرفین نقش تعیین کننده دارد و اینکه دست آخر این مرد است (”لااقل در بین طبقات دارا“) که متکی بر مناسبات مالکیت نان آور و آقای خانه میشود، و زن فاقد قدرت مستقل اقتصادی و برده خانگی است. انگلس همچنین توضیح میدهد که این مناسبات، این شکل خانواده، در بین پرولتاریا یا بخش عظیم جامعه در حال زوال است. چرا که مرد کارگر فاقد مالکیت است و تنها اهرم اقتصادی که او را آقای خانواده میکند، یعنی مزد، نیز با عروج صنعت بزرگ و جذب روبه گسترش نیروی کار زنان کارگر، از دست او در می آید. انگلس تاکید میکند که شرط رهایی زنان این است که کل جنس مونث موقعیتی برابر با مردان در تولید اجتماعی بدست بیاورد و “این به نوبه خود ایجاب میکند که موقعیت خانواده منفرد معاصر به مثابه واحد اقتصادی جامعه الغاء شود“!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دوران طلایی خانوده هسته ای&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گرچه 150 سال بعد آمارها و مشاهدات با تاکید روز افزون از جریان زوال “نهاد خانواده” و “خانواده هسته ای” خبر میدهد، اما لااقل برای دوره ای وضع چنین به نظر نمی رسید. همین خانواده هسته ای، در غرب و بیش از همه جا در آمریکا، بخصوص در دهه های 50، 60 و 70 قرن بیست میلادی برو بیایی داشت. بدلائل مختلف، از جمله رونق سرمایه داری پس از جنگ، عروج دولت رفاه و کلا دخالت دولت در تامین اجتماعی – که خود این محصول جانبی مبارزه طبقه کارگر و وحشت بورژوازی از کابوس تکرار انقلاب اکتبر بود – برای چند دهه به نظر میرسید که خانواده “سول پایه” دستکم بخش وسیعی از جامعه است. نرم اصلی (و نه تنها شکل) زندگی مشترک متکی بود بر ساختمان خانواده معاصر بورژوایی، یعنی معمولا مرد شاغل و نان آور خانوارده است و زن خانه دار و اساسا وظیفه تر و خشک کردن مرد و پرورش بچه ها را بعهده دارد. این نه فقط برای بخش های میانی جامعه، کارمندان و آن بخشی که “طبقه متوسط” خطاب میشوند، بلکه برای بخش مهمی از طبقه کارگر حقیقت داشت. ظاهرا بر خلاف مشاهده مانیفست، مبنی بر “فقدان عملی خانواده برای پرولتاریا“، برای بخش قابل توجه ای از کارگران، بویژه کارگران صنعتی و متشکل در اتحادیه ها، خانواده وجود داشت. نه فقط وجود داشت بلکه باز تولید میشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دستمزد کارگر معمولا بر مبنای نیازهای یک خانواده 4 یا 5 نفری تعیین میشد. تامین امکانات مادی پرورش و تحصیل بچه ها تا سنین ورود به جامعه، با اتکاء به حمایت دولتی و رفاه اجتماعی، توسط خانواده کاملا ممکن بود. این به معنی آن بود که یک نان آور، معمولا مرد، با مزد خود می توانست خرج خانواده را تامین کند. ظاهرا آن آخرین حربه ای که انگلس گفته بود از دست مرد پرولتر گرفته میشود برای بخش های مهمی از طبقه کارگر حتی با قدرت بیشتری بدست گرفته شد. تحت این شرایط بسیاری ناظرین، فعالین جنبش زنان و حتی “مارکسیست ها” بر ارزیابی های مارکس و انگلس و مانیفست تردید میکردند، با برچسب “قرن نوزدهمی” بودن آنها را رد میکردند و یا اصولا قادر به درک شان نبودند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برابری حقوقی، انقلاب جنسی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در سرمایه داری دولت رفاه بر تمایل آتشین سرمایه داری برای کشاندن همه افراد خانواده به بازار کار و به زیر یوغ استثمار مستقیم سرمایه تا حدودی مهار زده شد، ولی این تمایل از بین نرفت. آمارهای بالا نیز نشان میدهد که چگونه اشکال دیگر خانوار و زندگی مشترک در آمریکای اوائل دهه 70 در قیاس با خانواده هسته ای وزن قابل توجهی داشت. اما مهمتر از این، پیش شرط های تحولات عظیم در زمنیه خانواده و مناسبات دو جنس و رفع موانع کشاندن وسیع زنان به بازار کار در همین دوره فراهم شد. این پیش شرط ها مقدمات حقوقی، اجتماعی و اخلاقی برای آزاد کردن زنان از یوغ مناسبات خانواده سنتی بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این مهم نه توسط سرمایه داری دولت رفاه و یا مدافعین آن، بلکه بویژه توسط جنبش برابری طلبی زنان و همچنین انقلاب جنسی دهه 60 و 70 صورت گرفت. درست است که تاریخا انقلاب اکتبر و فرمانهای حکومت بلشویکی دوره جدیدی در مبارزه برای برابری حقوقی زن و مرد را آغاز کرده بود، اما جنبش های دهه های 60 و 70 با به میدان کشیدن توده های وسیع نقش کلیدی را در جنبش برای کسب برابری حقوقی در غرب و به این اعتبار کل تاریخ سرمایه داری ایفاء کردند. جنبش برابری طلبی به تمامی مظاهر تبعیض حقوقی علیه زنان در جامعه و در خانواده حمله برد، علاوه بر موفقیت های حقوقی که بدست آورد کلا اعتماد به نفس، حضور و دخالتگری اجتماعی زنان را در مدار بالاتری قرار داد. انقلاب جنسی نرم های اخلاقی و تابوهای جنسی را که مترادف با خانواده سنتی است و طی هزاران سال حاکمیت خانواده تک همسری پدرسالار بویژه علیه زنان وضع شده اند، یکی پس از دیگری شکست. این جنبش ها، البته در کنار تحولات تکنیکی و اجتماعی که “عمومی کردن کار خانگی” را هدف قرار داده بود، زنان را از بندهای حقوقی و سنتی و اخلاقی که آنها را به بردگی خانگی محکوم میکند، رها میکرد و مقدمات ورود وسیع و بی سابقه آنها بعنوان “کارگر آزاد” به بازار کار را تسهیل میکرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;الغاء خانواده توسط بورژوازی؟!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با انقلاب تکنولوژیک دهه 70 و 80 قرن بیست میلادی و مسابقه عظیم در بالا بردن بارآوری کار و جستجوی نیروی کار ارزان، با گسترش وسیع سرمایه چه در سطح جهان و کارگر کردن تقریبا تمامی زحمتکشان جهان، و چه به زیر سلطه مستقیم کشیدن تمامی گوشه و زوایای زندگی اجتماعی، با حمله جهانی جناح راست به اتحادیه ها و دستاوردهای کارگرن – که همه اینها سرانجام در فروپاشی سرمایه داری برنامه ریزی شده بلوک شرق، افول دولت رفاه و پیروزی بلامنازع سرمایه داری بازار در آغاز دهه 90 یک کاسه شد – یکباره تمام آن روندهای پایه ای که مانیفست و “مارکس قرن نوزدهمی” در مورد سرمایه داری و خانواده معاصر دیده بود مجددا به سطح آمد. البته در ابعادی دیگر و در سطحی متفاوت:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ورود زنان به بازار کار در طول چند دهه گذشته وسیعا رو به افزایش گذارده است. زنان تقریبا در تمامی جهان بخش نیروی کار ارزان هر کشور را تشکیل میدهند. مشاغل تحت حمایت اتحادیه ، با مزایا و تامین اجتماعی مادام العمر، جای خود را بیش از پیش به مشاغل موقت، قرار دادی و بدون تامین و مزایا داده است و میدهد. مبنای تعیین دستمزد حداقل نیازهای خانواده چهار پنج نفره نیست. بلکه بیش از پیش فرد کارگر و حداقل نیازهای او مبنا قرار میگیرد. در بهترین حالت فرض بر این است که هردو والدین کار میکنند. (دستمزد کارگران در هر کشور سرمایه داری پیشرفته ای که میخواهید در نظر بگیرید و با مخارج روزانه یک خانوار 4 نفره در آن کشور مقایسه کنید، خواهید دید که برای داشتن یک زندگی پیش پا افتاده و خاکستری در اغلب موارد دستکم به دستمزد دو شاغل احتیاج دارید!) حتی بچه ها، اگر از استثمار مستقیم کودکان که در ابعاد چند صد میلیونی در جهان جریان دارد بتوانیم بگذریم، در کشورهای پیشرفته سرمایه داری رفته رفته به وضعیتی سوق داده میشوند که خودشان باید عمده خرج تحصیل و آموزش خود را با کار بعدی خود، یعنی با بازپرداخت وام های تحصیلی، بپردازند. و غیره.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تحت این شرایط، بدیهی است که “خانواده سنتی” معاصر و “خانواده هسته ای“، حتی در آمریکایی که 30، 40 سال پیش دژ تسخیر ناپذیر این شکل خانواده مینمود، در رفابت با “خانواده” تک والدی، زوج های هم خانه ای که ازداوج نکرده و خیال ازدواج ندارند، اشکال دیگر زندگی مشترک و حتی مجردهای مادام العمر، دارد میدان را خالی میکند. زوال ناگزیز خانواده سنتی بورژوایی؟ “فقدان عملی خانواده” برای پرولتاریا؟ تحقق پیش بینی های مانیفست؟ به یک معنی بله، اما نه تماما. بدون تردید عصر جدیدی در تحول خانواده آغاز شده و برج و باروهای خانواده معاصر بورژوایی فرومیریزد، اما خود بورژوازی و مناسبات بورژوایی هنوز بر سر کار است! (حال آنکه پیش بینی مانیفست زوال خانواده بورژوایی و مکمل هایش همراه با زوال سرمایه است.)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تحول خانواده بشیوه سرمایه داری&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این تحولات در بنیاد خود و از لحاظ تاریخی جنبه مترقی و روبه جلویی دارد. ولی مثل هر انقلاب و تحولی که بورژوازی به پیش برده است با خون و عرق و اشک انسانها آمیخته است. بورژوازی برای منافع خودش دارد شرایط رهایی بشر و بویژه زنان و بچه ها را از شر خانواده سنتی و متکی بر مالکیت خصوصی، استیلای مرد بر زن و والدین بر بچه ها را به سرعتی شگرف فراهم میکند. اما سرمایه داری این تحولات را از طریق له کردن انسانها، بویژه زنان و بچه ها، در لای چرخ دنده های ماشین استثمارش انجام میدهد. ورود بی سابقه زنان به بازار کار گرچه زمینه مادی به عهده گرفتن “نقش برابر در تولید اجتماعی” است، اما حرکت سرمایه از سر علاقه به نقش برابر زن و مرد در تولید و رهایی زن نیست. دنبال ارزش اضافه است و خواهان نقش روز افزون نیروی کار ارزان زنان در تولید است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مطابق آمار سازمان جهانی کار فقیرترین بخش های طبقه کارگر در تمام جهان، از جمله در همان آمریکا، خانوارهای تک والدی به سرپرستی زن (سینگل مام ها) هستند. کار خانگی زن، بردگی خصوصی زن در خانه، گرچه در برابر تمایل سرمایه برای کشاندن زن به بازار کار فرعی میشود، گرچه بسیاری از فونکسیونهایی که سنتا زن در خانه انجام میداد اکنون توسط رستوران، بیمارستان، خانه سالمندان، مهد کودک و غیره انجام میگیرد، و بعضا به عرصه تحرک و سودآوری سرمایه تبدیل شده است، اما از بین نرفته است. حتی در مواردی اشکال حادتری به خود گرفته است: حالا شما مادران تنهایی را دارید که با کمترین دستمزد و مزایا در بازار کار جان میکنند و در خانه نیز بچه ها را عمدتا دست تنها بزرگ میکنند. حتی آنجایی که خانواده به حیات خود ادامه میدهد و یا پدر و مادر با هم زندگی میکنند، در اغلب موارد زن مجبور است ضمن کار در بیرون در عین حال بار بخش اعظم کار خانگی را نیز بدوش بکشد. فشار روحی و روانی، خشونت خانگی علیه زنان، آزار جسمی و اسید پاشی و ترور زنان (بویژه در کشورهای اسلامی) توسط شوهران، دوست پسرها و برادران، از محصولات جانبی تحول خانواده در دنیای تحت تسلط سرمایه است. چرا که سرمایه داری از یکسو زنان را به بازار کار میخواند و پایه های مناسبات سنتی را سست میکند، ولی از سوی دیگر اخلاقیات مردسالانه، مذهب و همه مدافعان موقیت سنتی و فرودست زنان را چه به دلیل منفعت اقتصادی مستقیم، یعنی ارزان نگه داشتن نیروی کار زن، و چه به دلیل منافع سیاسی و ایدئولوژیک برای حفظ و تحکیم حکومت های خود، تداوم می بخشد. یا دستکم هیچ تعجیلی در تغییر آنها نشان نمی دهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بچه ها قربانی دیگر این تحول خانوداه به شیوه سرمایه داری اند. بویژه در کشورهایی که قوانین حمایتی و رفاهی از کودکان و زنان سرپرست خانواده وجود ندارد، کودکان متولد شده خارج از چهارچوب سنتی ازدواج بیش از کودکان خانواده های سنتی در معرض فقر و تباهی قرار دارند. مشکلات روحی و روانی ناشی از طلاق ها و جدایی ها و همینطور خشونت خانگی نه فقط زنان که کودکان را مستقیما قربانی میگیرد. پدیده جهانی و روبه گسترش “بچه های خیابان” که به سمبل سرمایه داری آخر قرن بیستم در بسیاری کشورها تبدیل میشود، از مصادیق بارز “فقدان خانواده برای پرولترها” است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;“الغاء خانواده” سنتی به شیوه بورژوایی طبعا مردان را نیز، گرچه به گونه ای متفاوت اما به همان درجه بیرحمانه، تحت تاثیر قرار میدهد. بسیاری از اینان هنوز به حفظ موقعیت برتر مرد در خانواده سنتی چنگ میزنند و به عاملین مفلوک اعمال شرایط فوق بر زنان و کودکان تنزل داده میشوند. بعلاوه عشق بین زن و مرد، گرچه بر زمینه استقلال نسبی اقتصادی زن زمینه گسترش و غنای بیشری یافته است، ولی هنوز اسیر ملاحظات اقتصادی و سیاسی بسیاری است. هنوز این تمایل و عشق متقابل نیست که مبنای انتخاب جفت و همسر است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و بالاخره تحول خانواده سنتی و زوال آن بشیوه سرمایه دارانه طبعا مکمل آن یعنی “فحشای عمومی” را از بین نبرده و نمی برد. گرچه شاید ابعاد (نسبی) آنرا در بعضی جاها به نسبت فرن نوزده و نیمه اول قرن بیست کمتر کرده است، اما در عوض آنرا به یک “صنعت جهانی” تبدیل کرده است. برای بخشی از زنان و دختران جوان، بویژه در کشورهای جهان سوم، وارد شدن به بازار کار مترادف با اشتغال در صنعت فروش سکس است. در بضی کشورهای آسیای جنوب شرقی صنعت تن فروشی در کنار صنعت توریسم و هتلداری و در ارتباط نزدیک با این دو بخشی مهمی از اقتصاد کشور را تشکیل میدهد! قاچاق زنان از اروپای شرقی و مرکزی به منظور کار در “صنعت سکس” اروپای غربی سر به صدها هزار مورد میزند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همین اشارات کافی است تا دید در جامعه ای که ارزش انسان در تحلیل نهایی بر مبنای تولید ارزش اضافه و سود تعیین میشود، عزیزترین روابط انسانی یعنی رابطه دو جنس، تولید مثل و رابطه والدین و فرزندان به چه بیراهه و مکافاتی کشانده میشود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سرانجام خانواده&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برخی از همین جوانب تحول خانواده بشیوه بورژوایی و عوارض آن است که مورد دستاویز راست ترین و ارتجاعی ترین نیروها، از جمله مذهبیون عالم قرار میگیرد تا “بازگشت به خانواده سنتی” و “ارزش های خانوادگی” (بخوانید ارزش های پدر سالار و ضد زن) را موعظه کنند. باید جلوی این موعظه ها ایستاد و آنها را افشاء کرد. هرچند که اینگونه تبلیغات هم از هر هرگونه محتوای واقعی خالی است و فقط وقتی مطرح میشود که منفعت بخشی از بورژوازی مطرح باشد، اما باید نشان داد که چگونه در خدمت تداوم وضعیت موجود و بندگی انسانها نسبت به اشکالی از خانواده است که عصر آنها سالهاست به سر آمده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;راه حل برگشت به عقب نیست. سنت و مذهب و تلقیات دنیای کهنه، بویژه آنجا که به خانواده برمیگردد، سرتاپا مردسالارانه ، زن ستیز، تحقیر آمیز و ارتجاعی است. چاره کار حرکت به جلو است. به یمن پیشرفت تکنولوژی و افزایش بارآوری کار بشری، به یمن شرکت وسیع زنان در تولید و زندگی اجتماعی، زمینه های یک نوع نوین از مناسبات انسانها با هم فراهم شده است. باید اینرا گسترش داد و علیه تمام عوارض ضد انسانی که استثمار سرمایه داری به آن تحمیل میکند مبارزه کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برابری حقوقی و کامل زن و مرد، آزادی طلاق، برابری در سرپرستی و نگهداری از بچه ها، تعهد کامل دولت و جامعه در مقابل تامین رفاه و بهداشت و تحصیل تمامی کودکان، مزد برابر در ازاء کار برابر، الغاء هرگوه تبعیض جنسی در استخدام و اشتغال، مبارزه علیه قوانین و سنت های مذهبی و ارتجاعی که ستم کشی زن را توجیه میکند، آزادی کامل مناسبات جنسی افراد بزرگسال، غیر جنایی کردن زندگی فروشندگان سکس، کوتاه کردن دست باندها و سازماندهنگان فحشاء، برقراری بیمه بیکاری مکفی برای هر انسان آماده به کار و نظایر این مطالبات راه مقابله فوری با عوارض تحول بورژوایی در خانواده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما راه حل قطعی بی تردید الغاء مالکیت سرمایه داری و الغاء کار مزدی و بنای جامعه ای است که در آن اصل نه تولید سود که پاسخگویی به نیازهای انسانی است. در چنین جامعه ای مبنای هرگوه تبعیض و ستمکشی زنان از بین خواهد رفت، همه بچه ها تحت حمایت کامل جامعه خواهند بود، و روابط جنسی و تولید مثل و زندگی مشترک از یوغ عقب ماندگی های تاریخی بشر رها میشود. در آنجا برای اولین بار در تاریخ، چگونگی زندگی مشترک و مناسبات جنسی انسانها را نه ملاحظات اقتصادی، عقب ماندگی های اجتماعی و سنتی که عشق و تمایل آزادانه متقابل رقم خواهد زد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;—————-&lt;br /&gt;زیرنویس:&lt;br /&gt;1) در مانیفست آمده است:&lt;br /&gt;“الغاء خانواده! حتی افراطی ترین رادیکالها در برابر این نیت مذموم کمونیستها از کوره در میروند.&lt;br /&gt;بنیاد خانواده حاضر، خانواده بورژوایی، بر چه پایه های قرار دارد؟ بر سرمایه، بر مداخل خصوصی. این خانواده در شکل کاملا توسعه یافته اش فقط در بین بورژواها وجود دارد. اما مکمل این وضعیت، فقدان عملی خانواده برای پرولتاریا و فحشاء عمومی است.&lt;br /&gt;خانواده بورژوایی طبعا زوال می یابد وقتی مکملش از بین برود، و هردو اینها با زوال سرمایه از بین خواهند رفت.”&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ترجمه بالا از متن انگلیسی 1888 که تحت نظارت انگلس و توسط مور از آلمانی ترجمه شده، صورت گرفته است. در ترجمه فارسی مانیفست، که بر اساس ترجمه چاپ 1951 روسیه با اصلاحاتی توسط “اداره نشریات زبانهای خارجی پکن” انتشار یافته است، به جای “فقدان عملی خانواده در بین پرولترها” آمده است: “بی خانمانی اجباری پرولتاریا” که معنی بسیار متفاوتی دارد.&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/268743417590525094-1944224684771718510?l=ziip-women.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-women.blogspot.com/feeds/1944224684771718510/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=268743417590525094&amp;postID=1944224684771718510&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/1944224684771718510'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/1944224684771718510'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-women.blogspot.com/2008/08/blog-post_597.html' title='سرانجام خانواده !نکاتی بر تحول خانواده معاصر'/><author><name>واحد اصفهان حزب کمونیست کارگری ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02277201399027135406</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='35' height='6' src='http://bp1.blogger.com/_ANVPupHJoro/RfI6yrGnCfI/AAAAAAAAAKc/jHSlyyTiDBA/s400/baner+zip.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-268743417590525094.post-6137669599638117936</id><published>2008-08-21T17:05:00.002+04:30</published><updated>2008-08-21T17:08:51.480+04:30</updated><title type='text'>خانواده و پلاتفرم چپ</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;کامران مزین، ایران&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;“مصطفی جان سلام در مورد پاسخی که در مورد خانواده و زندگی مشترک  به من داده بودی (هفته گذشته نامه ها)  راستش  فکر نکنم هیچ کس به طور مشخص متوجه شد.ا ین کمونیسم عجله ای تو منو کشته.!!! اما به هر صورت  برای اینکه بفهمم ماجرا از چه قراره  اول بگویم که درباره زندگی عمومی  کارگران و دهقانان و روستاییان چینی که اظهار بی اطلاعی کرده بودی این  یکی از مراحل گذار  چین در راه صنعتی شدن  بود. که البته بزرگترین بهانه ان هم  که دولت چین اشاره داشت وجود مرد سالاری و اطاعت برده وار کودکان و زنان چینی از مردان بود که  سبب  شد   مکانهایی تحت عنوان کمون ساخته شوند. هزاران نفر در هر کمون حضور داشتند که البته  تحت مقرارات  دولتی بود و  به گونه ای ما را یاد اردوگاه های پناهندگان میاندازد. و اصلا مورد تایید هیچکس از جمله زنان نبود. تجربه چین  شکی نیست که ربطی به کمونیسم ندارد. اما به هر صورت زندگی کمون و یا چیزی شبیه آن حتی در صحبتهای هفته  قبول تو هم برداشت شد. اینکه می گویی  زندگی مشترک عمومی سالهاست مورد تایید ماست یعنی چی؟&lt;br /&gt;سوال مشخص من این است که آیا خانواده باید  به یک ارکان اجتماعی تبدیل شود؟ فکرکنم این  یک تعریف نرمال از خانواده باشد. با توجه به اینکه خانوداه در تعریف فرهنگ ملی و مذهبی به شدت از جامعه  و ارتباط   مشترک با جامعه دوری میکند و  هرکه خارج از خود را  غریبه میپندارد و نگاهی ناموسی به اعضای خود دارد. تعریف کمونیستی این است که بنیان چنین خانواده ای  باید متلاشی شود. جایگزین ان چگونه میتواند شکل بگیرد؟ آنچه چین انجام داد این بود که آن را به طور (کمونی؟) متلاشی نماید و همه مردم را خواهر و برادر خود بداند .ان تعریف ناسیونالیسم چینی بود . اما تعریف ما  خب قبول که از چینی ها متفاوت است اما به طور مشخص چگونه است؟ آیا خانواده باید   در خانه هایی چون کمون  قرار بگیرند و تحت  قانون کلی افراد ان قرار بگیرند؟ آیا این  راهی برای  متلاشی کردن  قوانین مرد سالاراست؟ یا  بر اساس خواست انسانی یک انسان   شکل میگیرد؟&lt;br /&gt;پلاتفرم  چپ هم که رفقا  دادند چند کلامی حرف دارم. مخالفت عملی با لایحه خانواده و جریان راست فمنیستی اسلامی   بسیار درست و منطقی است اما به نظر من حکم دادن در مورد جز به جز قوانین  زن  توسط چند نفر به نام کمونیست هیچ  اصولی نیست .. رفقا در نظر نمیگرند که ما هنوز در مرحله قدرت نیستیم که جز به جز در مورد  قوانین  اظهار نظر کنیم. چیزی که همان پلاتفرم   ان را روشن  میکند. اینکه مثلا خانم  ایکس  یا  ایگرگ  بنشینند و بگیوند  فلان چیز برای زنان خوب است هرکس موافق است چپ است و هر کس مخالف است راست است  نمیتواند یک کار درست باشد. این پلاتفرم با برنامه یک دنیای بهتر تفاوتی که دارد  این است که در همه مسائل   دخالت کرده حتی  از قبل همه چیز را مشخص کرده  و حتی جاهایی  به برنامه حزب تبصره هم اضافه کرده. چیزی که دنیای بهتر عاری از آن بود.ان برنامه ای  که  به طور کلی  نوشته شده بود و نگاه کنید پلاتفرم با قانون اساسی و طرح و لایحه کاملا متفاوت است. این رفقا میتواستند این برنامه  و خواستهایشان را  بدون این که روی کاغذ بیاروند بیان نمایند بدون این  حکم  کلی و امضا شده روی ان بزنند. میتوانستند  بنشینند درباره لایحه خانواده و  موارد مشخص اپارتاید جنسی  در روی  پلاتفرم توضیح دهند و و خواستهایشان را جایی دیگر اعلام کنند. مواردی چون   اینکه اگر مثلا  زن و مرد در   نام خانوادگی  فرزند به توافق نرسیدند نام  مادر خود به  خود در  شناسنامه درج  میشود  را  نمیدانم چقدر مهم است که باید  یک حکم کمونیستی  روی ان بخورد. یا اینکه  سن  ازدواج انتخاب کنند.انهم در شرایطی که در دنیای بهتر  سن  رابطه ازاد جنسی و ازدواج  15 سال بالاتر از 15 سال است و اینجا 16 سال تعیین شده..ضمن انکه اینها چیزی نیست که امروز باید  مورد  کار ما قرار بگیرند. اینها  مسائلی است که  میشد فردای قدرت  روش بحث کرد. ما باید به یک سری مسائل کلی تر بپردازیم. چون حق  آزادانه  رابطه جنسی و یا (ممنوعیت) تعدد زوجات و  سکولاریزه کردن   زندگی  زن و مرد و …&lt;br /&gt;مسائلی چون  حق نام  کودک  ویا  مهریه و شیر بها   خود به خود فردای  جمهوری اسلامی حل میشود و میشد روی جزییان اینها بعدا بحث کرد. وقتی  اساس قانونی سکولار باشد   دیگر  چه جایی برای تشریفات مذهبی در ازدواج است؟ فکر نکنم در دنیای سیاست دیگر کسی امروز جز سران جمهوری اسلامی  به مهریه و شیر بها فکر میکنند. جمهوری اسلامی که برود دیگر  مهریه و شیر بها  چه نقشی در جامعه دارد؟ وقتی شما خواست را بر اساس برابری زن و مرد تعیین میکنید دیگر فکرنکنم لازم باشد تاکید شود که این یعنی اینکه من با مهریه هم مخالفم. اینها و ان بحث چیزی بود که میخواستم بگویم. شاد باشی“&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ج.ک: کامران جان اینهمه نکات تو حتی با کمونیسم خیلی عجله ای مثنوی هفتاد من جواب لازم دارد. اما از شوخی گذشته، در مورد سوال اول بازهم متاسفانه باید بگویم که از ماجرای چین اطلاع ندارم و این اطلاعاتی هم که شما داده ای موضوع را خیلی عجیب و غریب تر میکند. البته اگر تعبیر چینی و مائویی دیالکتیک جزوه “در باره تضاد” مائو باشد، آنوقت تعجبی ندارد که در زمینه خانواده به همچه کارهای عجیبی دست زده باشند. بهر حال همینقدر میتوانم بگویم که اینطور چیزها هیچ ربطی به کمونیسم ندارد. کمونیست ها تا آنجا که من میدانم (مثلا با رجوع به مانیفست کمونیست و یا “منشاء خانواده“) هیچ شکل خانواده ای ارائه نمی دهند. بحث کمونیست ها در این مورد نیز اساسا سلبی است. سلب اوضاع موجود. کمونیست ها خواهان الغاء مناسبات برده وار فعلی و از جمله الغاء خانواده سنتی موجود هستند. کمونیست ها خواهان الغاء روابط و مناسباتی هستند که در آن پدر سالاری و بردگی زن و بردگی کودکان مفروض است. روابطی که نهایتا بر مالکیت خصوصی استوار است. ما خواهان حذف تمام عوامل و شرایط و قوانینی هستیم که انسانها را مجبور کند جز بر اساس تمایل آزادانه خود وارد رابطه جنسی و زندگی مشترک شوند. اثباتا چه میگوییم؟ به نظرم اینرا باید بدست آیندگان سپرد. البته میتوان بحث کرد، اما برنامه و طرح برای جامعه نمی توان داد. برای مثال انگلس معتقد است که سرانجام عشق جنسی اگر روابط آزادانه و بر اساس تمایل طرفین باشد به تک همسری می انجامد. اما همین انگلس هم در کتاب منشاء خانواده میگوید ما محق نیستیم در باره روابط جنسی انسان ها در جوامع آینده از پیش چهارچوب تعیین کنیم. (دارم از خاطره نقل میکنم و فرصت نیست که عین نقل قول را پیدا کنم.) کامران جان در این شماره یک مطلب با عنوان “سرانجام خانواده” داریم که شاید در یافتن پاسخ برای سوال شما کمک کند. دستکم امیدوارم که ادامه بحث را روشن تر کند.&lt;br /&gt;در ضمن یک جاهایی از بحث تو را متوجه نیستم کامران جان. مثلا من نگفتم ” زندگی مشترک عمومی سالهاست مورد تایید ماست” که حالا بگویم یعنی چه. این جمله اصلا معنی روشنی ندارد. “زندگی مشترک عمومی“؟ یعنی همه باهم بطور عمومی زندگی مشترک دارند؟ و این سالها مورد تایید ما بوده است؟ جواب هفته پیش را نگاه کردم. همچه چیزی وجود ندارد.&lt;br /&gt;اما در مورد تکه دوم نوشته ات که نقد به “پلاتفرم چپ” است، راستش را بخواهی برخی جاها درست و حسابی سر در نیاوردم. (فکر کنم این روزها سرم یه جایی خورده متوجه نشده ام!) از شوخی گذشته، ما یک سری مطالبات در زمینه زندگی مشترک داریم که در برنامه یک دنیای بهتر آمده است. این مطالبات را مثل همه مطالبات دیگر مثلا در زمینه دستمزد، کاهش ساعت کار و غیره و غیره باید مطرح کرد. این مطالبات برای این نیست که وقتی ما به قدرت رسیدیم در باره آنها حرف بزنیم. برعکس این مطالبات و بسیج نیرو حول آنها به ما امکان میدهد که حکومت بورژوایی را کنار بزنیم و قدرت را بگیریم و بطور همه جانبه تمام برنامه مان را پیاده کنیم. اینکه یک تعداد رفقای ما به اسم خود این پلاتفرم را امضاء کردند دلیلش این است که میخواهند جنبش و حرکتی حول آن پلاتفرم راه بیندازند و تا همینجا نیز راه انداخته اند و باید گسترش یابد. من نمی فهمم اشکال این چیست؟ در همه زمینه ها میشود گفت خانم ایکس و آقای ایگرگ نباید بنشینند و بگویند جامعه چه کند. آنوقت من از تو می پرسم دیگر اصلا حزب درست کردن و برنامه دادن و متشکل شدن و متشکل کردن برای چیست؟ در همه این موارد ابتدا چند تا خانم ایکس و آقای ایگرگ دور هم می نشینند و خط و خطوطی را معلوم میکنند و بقیه را به آن فرامیخوانند. میتوانی نقد کنی که اینجا و آنجا مطالبه نادرستی را مطرح کرده اند، اما نفس کار را دیگر چرا زیر سوال ببریم؟ در مورد اینکه مطالبات پلاتفرم چپ تبصره هایی بر مطالبات مندرج در یک دنیای بهتر افزوده است متوجه نشدم. اگر موارد مشخص آنرا برشمری بهتر میشود بحث کرد. در مورد اینکه دیگر کسی جز جمهوری اسلامی از شیربها و مهریه حرفی نمی زند، البته مطمئن نیستم اینطور باشد و اگر هم باشد خب جمهوری اسلامی حکومت آن مملکت است و با قوانین خود مردم را مجبور میکند که در چهارچوب های مورد نظرش حرکت کنند. باید این حکومت را برانداخت و اینرا کاملا درست میگویی، اما برای انداختن این حکومت خیلی فاکتورها و از جمله طرح مطالبات مشخص و بسیج نیرو تعیین کننده است. در ضمن فراموش نکن که پلاتفرم چپ در بند مطالباتش خلاصه نمی شود. چندین بند دارد و یکجا هم مطالبات را بطور مشخص و در جزئیات میگوید. کامران جان امیدوارم این سطور عجله ای خدای نکرده آسیبی به تو نرساند. مخلص، مصطفی.&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/268743417590525094-6137669599638117936?l=ziip-women.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-women.blogspot.com/feeds/6137669599638117936/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=268743417590525094&amp;postID=6137669599638117936&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/6137669599638117936'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/6137669599638117936'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-women.blogspot.com/2008/08/blog-post_2417.html' title='خانواده و پلاتفرم چپ'/><author><name>واحد اصفهان حزب کمونیست کارگری ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02277201399027135406</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='35' height='6' src='http://bp1.blogger.com/_ANVPupHJoro/RfI6yrGnCfI/AAAAAAAAAKc/jHSlyyTiDBA/s400/baner+zip.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-268743417590525094.post-4546265347411630006</id><published>2008-08-21T17:05:00.001+04:30</published><updated>2008-08-21T17:05:53.971+04:30</updated><title type='text'>لایحه بردگی و انقلاب زنانه!</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;سیاوش شهابی&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تا کنون دیگر کمتر کسی هست که از ارائه لایحه ضد انسانی خانواده رژیم اسلامی خبر نداشته باشد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;. لایحه ای که نمایندگان دزد و مفت خور مجلس، آیت اله های میلیاردر و مراجع تقلید مرتجع و ضد زن بند بندش را، از صیغه گرفته تا تعدد زوجات و عدم حق برابر طلاق و تا عدم حق برابر شهادت در دادگاه را مستقیما از احکام قرآن و قوانین اسلام گرفته اند. اسلامى که ماهيت ضد انسانی خود را مخصوصا در رابطه با حقوق اجتماعى زن، به روشنى در عملکرد جمهورى اسلامى در طی 3 دهه آشکار کرده است٬ اینبار ماهیت کثیف و ضد بشری خود را با دست بردن و دخالت درابتدایی ترین حقوق انسانها بیش از پیش نمایان ساخت&lt;br /&gt;.&lt;br /&gt;اما چرا امروز یک چنین لایحه ای از سوی رژیم باید ارائه شود؟ شاید جوابش نزد رفسنجانی باشد که در جمع مفتخوران حوزه علمیه مشهد گفت قوانین ما کاملا فقهی نیست&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;! واقعیت این است که وحشت عقیم شدن حملات اسلامی علیه زنان و جامعه است که برای پاسخگویی به شرایط روز (روی این شرایط روز تاکید دارم) چنین لوایحی تصویب می شود&lt;br /&gt;.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اين حرکت٬ نشاندهنده یک بن بست هولناک سیاسی و ایدئولوژیک رژیم در به بند کشیدن جامعه ای است که از هر سو برای سرنگونی اش دارد صف آرایی می کند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;. به حق انقلاب آینده ایران یک انقلاب زنانه است و این یکی از نشانه هایش است. قرار بود زنان به زور حجاب و راه انداختن یک آپارتاید جنسی با چوب و چماق به خانه بروند و دست از مبارزه برای حقوق برابر بر دارند ولی نشد٬ قرار شد صدای زن را زیر چادر و مقنعه خاموش کنند تا حرفی برای خواست طلاق یا حضانت کودک خود نزند ولی نشد٬ برخی کوشیدند زنان را با پختن یک میلیون کاسه آش نذری و آیت الله های فمینیست مشغول کنند و نشد٬ قرار بود زنان و جوانان در این جامعه با طرحهای رنگین امنیت اجتماعی ساکت شوند ولی نشد و این چنین است که نابغه های آخورنشین مجلسشان چنین لوایحی تصویب کنند. باید مقابل این طرح ارتجاعی ایستاد وآن را افشا کرد&lt;br /&gt;.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پلاتفرم چپ علیه لایحه خانواده رژیم اسلامی بر همین مبنا ارائه شده&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;. با ارائه این پلاتفرم علیه لایحه خانواده رژیم اسلامی، پرچم اعتراض چپ و آلترناتیو بلند شده است و ما همه جوانان آزادیخواه و برابری طلب را به حمایت از آن و دست زدن به یک مبارزه گسترده و تمام عیار فرامیخوانیم. این پلاتفرم را به همه معرفی کنید و از هر کس که می توانید بخواهید تا به آن بپیوندد و آن را امضا کند. آن را در وبلاگها و سایتهایتان معرفی کنید و در جمعهای دوستی و محافل خانوادگی درباره اش بحث و گفتگو کنید. بر در و دیوار شهر و محله اتان شعارهایی در اعتراض و رد این لایحه بردگی بنویسید. پلاتفرم را چاپ کنید و تا آنجا که می توانید در معابر پر رفت و آمد٬ پارکها٬ اتوبوسها٬ سالنهای سینما٬ ورزشگاهها و خلاصه هر کجا که می توانید آن را پخش کنید و در گسترده تر کردن جبهه اعتراض به رژیم اسلامی بکوشید&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/268743417590525094-4546265347411630006?l=ziip-women.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-women.blogspot.com/feeds/4546265347411630006/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=268743417590525094&amp;postID=4546265347411630006&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/4546265347411630006'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/4546265347411630006'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-women.blogspot.com/2008/08/blog-post_3480.html' title='لایحه بردگی و انقلاب زنانه!'/><author><name>واحد اصفهان حزب کمونیست کارگری ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02277201399027135406</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='35' height='6' src='http://bp1.blogger.com/_ANVPupHJoro/RfI6yrGnCfI/AAAAAAAAAKc/jHSlyyTiDBA/s400/baner+zip.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-268743417590525094.post-4311262489139469488</id><published>2008-08-21T16:43:00.000+04:30</published><updated>2008-08-21T16:44:56.012+04:30</updated><title type='text'>افشای دفاع مرتجعانه مهرانگیز کار از ائتلاف راست علیه لایحه خانواده!</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;مهرنوش موسوی&lt;/span&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;1. مهرانگیز کار یکی از مدافعین ائتلاف راست علیه لایحه خانواده است که با ذوق و شوق بسیار در نوشته اخیر خود خبر از یک ائتلاف و همبستگی زنانه! داده است. به مشروح سخنان وی میپردازم. قبل از این باید گفت که موضع گیری امروز ایشان در رابطه با لایحه خانواده رژیم اسلامی بدون ارتباط یا کل پرونده سیاه وی در دفاع از رژیم جمهوری اسلامی، دوم خرداد و خاتمی و در دفاع از دین زن ستیز اسلام  نیست. مهرانگیز کار تا جا داشته از این نظام، مصلحت و منفعتش و قوانین اسلامی با پوشش حقوقی دفاع نموده است. مهرانگیز کارکسی است که رسما و علنا از صیغه دفاع کرده است! ( با فاکت در این نوشته اثبات میکنم) کسی است که از قانون اساسی جمهوری اسلامی دفاع  و در باره آن چنین گفته است: " قانون اساسی جمهوری اسلامی در دیباچه خود منزلت والایی برای زن قائل شده و وعده میدهد ... موازین اسلام اگر بر حسب رای فقهای روشن بین که بر نقش زمان و مکان در تغییر تفاسیر توجه میدهند تعریف بشود، نه تنها مانعی در برابر حقوق زن به شمار نمی رود، بلکه عامل رشد و اعتلای حقوق زن نیز خواهد شد!" ( صفحه 53 کتاب رفع تبعیض از زنان) &lt;br /&gt;بد نیست ابتدا برای تازه کردن حافظه برخیها بازخوانی کوتاهی در باره تاریخ زندگی سیاسی ایشان داشته باشیم. تاریخ زندگی سیاسی افراد این طیف، کسانی چون مهرانگیز کارها، شیرین عبادیها، بهمن نیرومندها و... که امضائشان را پای پلاتفرم راست بر علیه لایحه خانواده رژیم گذاشته اند، خود گویای عمق پروژه سیاسی راست امروزشان میباشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آنچه در تاریخ زندگی سیاسی مهرانگیز کار خصلت نماست، ثبت شکست دو پروژه سیاسی است. یکی شرکت ایشان برای دفاع از خاتمی در کنفرانس برلین و موضع گیریهای خفن متعاقب آن بود و یکی پروژه رفراندم و انقلاب مخملی شش نفر دات کام! که وی با همکاری رضا پهلوی، محسن سازگارا و بقیه کلید زده، اما به بازار نیامده به زمین زده شد. شکست خورد! دود شد و به هوا رفت! حتی جرئت نکردند جنازه اش را جمع کنند.&lt;br /&gt;اولین شکست در کنفرانس برلین زمینه ساز ورود ایشان به شکست دومی شد. شکست اولی که در کنفرانس برلین نصیبشان شد، محصول مستقیم دخالت حزب کمونیست کارگری در کنفرانس برلین و تعرض منصور حکمت به کلیت نظام و بلند کردن پرچم  نه مردم ایران به دوم خرداد و خاتمی بود. کنفرانس برلین قرار بود درست در کشوری که حکم جلب رفسنجانی و فلاحیان و... در دادگاه میکونوسش صادر شده بود، این بار به اسم اصلاحات زمینه ساز پذیرایی از خاتمی شود. مهرانگیز کار و گنجی و جلایی پور و... آمده بودند سور و سات فرش قرمز انداختن زیر پای خاتمی را برای گفتگوی تمدنها جور کنند. منصور حکمت و حزب کمونیست کارگری نگذاشتند. رهبر حزب کمونیست کارگری ایران، اولین رهبر اپوزیسیون چپ ایران بود که با صدای بلند علیه خاتمی پای خود را وسط صحنه سیاست ایران گذاشت. درست در حالیکه بقیه یا به استقبال دو خرداد رفته بودند، یا از حال رفته و خیال میکردند مردم ایران دست از خواست سرنگونی نظام شسته اند، این منصور حکمت بود که با صدای بلند گفت نه! رضایت نمیدهم! نظام باید برود! اعلام کرد که 20 میلیون رای، نشان نفرت مردم به ناطق نوری بود، علاقه به خاتمی نبود! رای مردم ایران را در مضحکه انتخابات نمیتوان مزنه کرد. اواعلام کرد که خود تقابل درونی نظام نتیجه مستقیم فشار مردم از پایین است! استیصال نظام است! وی کمپین وسیعی را علیه نظام و ریاکاری خاتمی و دوم خرداد سازمان داد. پروژه دوم خرداد در جامعه ایران نگرفت! شکست خورد! مردم ایران از خاتمی عبور کردند. معلوم و مسجل شد که حق با کنفرانس برلینیها بود. حق با منصور حکمت و حزبش بود! این رژیم غیر قابل اصلاح است! سیاست حزب کمونیست کارگری در مقابل نظام و در افشای خاتمی سر از خانه میلیونها نفر ازمردم در آورد. امروز اما، هر کسی نداند، خود مهرانگیز کار فهم کرده است که رژیمی که حتی غرو لندهای خود وی و امثال خاتمی و حجاریان و گنجی را نیز تحمل ننمود، دستمزد آنها را با تعرض بیشتر داد، دیگر جایی برای ترفند اصلاح خودش باقی نگذاشت. دوم خرداد تاریخ مصرفش برای فرصت خریدن تمام شد. پاسخ " چه باید کرد؟" طیف دو خرداد، بعد از قبول این شکست سنگین، از سوی لایه های زیادی از این جنبش، سکوت و سردرگمی و استیصال بود، لایه دیگری اما راه را در این دید که به آپوزیسیون پروغرب اسباب کشی و شیفت کند. با حفظ حق اسلامی ماندن! عقب مانده بودن! شرقزده بودن! و البته امتیاز چشم دوختن به درون حکومت و ارتباط با جناحهایی از آن تحت حمایت آمریکا! چه میشد کرد؟ پیچ سیاست هیئت حاکمه خود آمریکا روی همین پروژه تنظیم شده است. آمریکا ترجیح میدهد برای تغییر نظام با آپوزیسیون درون آن کار کند! کم خرجتر است، آن هم در مملکتی که مردم در کمین حکومت نشسته اند. منطبق با همین سیاست از سویی و درس گرفتن از شکست خاتمی و دوم خرداد در کنفرانس برلین این بار مهرانگیز کار به سمت رفراندوم چرخید! پروژه اصلاح رژیم بدل شد به رفراندوم کردن برای برکناری مخملی آن! پروژه برپایی رفراندوم که مهرانگیزکار، سازگارا، رضا پهلوی، حزب مشروطه و... دنبال آن بودند فی الواقع بخش اصلیش همانا تقاضای استقرار نیروهای سازمان ملل در تهران به بهانه نظارت بر برپایی رفراندوم بود. قرار بود با نشان دادن فشار غرب، این بار خامنه ایی را متقاعد کنند! که خودش با دست خودش رفراندومی برپا و در یک روز آفتابی، با کمک نیروهای سازمان ملل با بند و بستی که قبلا با سران ارتش و پاره ایی از فرماندهان سپاه کرده اند، نظام را تحویل بدهند. همان سناریویی که بر طبق آن شاه را برده و خمینی خرفت را آوردند! اما این پروژه هم نشد که نشد که نشد! نگرفت! به همین سادگی! چون ایران اوکراین و قرقیزستان و گرجستان نبود! در شکست این بار پروژه مخملی هم حزب کمونیست کارگری و قطب چپ جامعه ایران دخالت داشت. منصور حکمت نبود، اما حزبش و سیاستهایش و جنبشی که در ایران به راه افتاده بر دوام بوده و هست. رفراندوم و انقلاب مخملی را خیزشها و قیامهای شهری تحت سیاست رادیکال نه به نظام اسلامی شکست دادند. درست در شرایطی که رفراندوم طلبان علیه خیزش و اعتراض مردم کمپین به راه انداخته، مبارزه مردم را خشونت نامیده، خشونت طلبان را بدر میبردند، عجز و لابه میکردند که باید اجازه داده شود تا از طریق " مسالمت آمیز" و از بالا کار را تمام کنند و مردم " بعدا" میتوانند بیایند و رای خود را در صندوق مخملی رفراندوم سازمان ملل بریزند، مردم تهران، شیراز و اصفهان و تبریز و... گفتند نه! مردم باید دخالت کنند! سازماندهی مبارزات پرشور مردم به مناسبت سالگرد 18 تیر و 16 آذر و 8 مارس و اول مه و تبدیل شعار آزادی و برابری به سر خط خواستهای این مبارزات ضربه کاری را به این پروژه مخملی زد. حزب کمونیست کارگری در راس مبارزه مردم، در راس قطب چپ جامعه ایران از لحاظ فکری، سیاسی و اجتماعی این مانع را عقب زد . حزب کمونیست کارگری اعلام کرد که اجازه نمیدهیم به شیوه های مخملی این بار هم، مانند دو خرداد فرصت بخرید، بند و بست کنید. کمپین وسیع سیاسی حزب کمونیست کارگری و قرار دادن خواست برحق برپایی انقلاب، قیام، خیزش شهری، اعتصاب و ابراز وجود سیاسی مردم از پایین و ترسیم یک افق چپ از سرنگونی و تغییر نظام، این سیاست را هم به شکست کشانید. جالب اینجاست که کسانی چون مهرانگیز کار بعدها حداقل به جنبش خودشان و به آمریکا توضیحی ندادند که چه شد که باز هم شکست خوردند! اما ما که دیدیم! عکس شکستشان در جیبهای ما هست!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2. با این پرونده معلوم است که خانم کار این روزها در قبال لایحه خانواده جانب چه کسی و چه موضعی را خواهد گرفت. این روزها دوباره مهرانگیز کار فیلش یاد هندوستان کرده است. ایشان با ذوق و شوق در سایت روز آن لاین، دم از ائتلاف و همبستگی بزرگ علیه لایحه خانواده زده است. امیدواریم خانم مهرانگیز کار با یک حساب سرانگشتی شکست این بارشان را هم محاسبه کرده باشد. آخر مگر یک شخصیت سیاسی چند بار تاب شکست دارد؟&lt;br /&gt;تمام هم و غم این بار خانم کار این است که لایحه خانواده رژیم، زنهای ایران را هوو دار میکند! و دو سوم نوشته به مضرات هوو داری و سست شدن پایه خانواده که ایشان و شیرین عبادی این روزها پشت آن سنگر گرفته اند اختصاص دارد. اما این دغدغه فقط سطح مسئله است. من با فاکت نشان میدهم که خانم مهرانگیز کار در گذشته نه چندان دوری رسما و علنا از صیغه دفاع کرده است، رسما و علنا به خاطر مصلحت نظام توصیه نموده است که پشت سنگر خانواده پنهان شوند. ما قبلا هم با ارئه پلاتفرم چپ تاکید کردیم که علت اینکه این ائتلاف راست نگرانی خود را هوو دار شدن زنان و کیان خانواده معرفی میکند، سیاسی است. پروژه سیاسی دارند. بهانه شان کیان خانواده است. از قصد میخواهند اعتراض سیاسی گسترده علیه نظام را جنبش هوو دار نشدن خودشان معرفی کنند. خودشان هم میدانند که نه نظام مسئله اش خانواده است و نه اینها! هر دو قشنگ میدانند اصل قضیه چیست. منتهی این سنگر را برای پنهان کردن مقاصد سیاسی خود مناسب تشخیص داده اند چرا که اوضاع سیاسی امروز ایران به آنها اجازه رو کردن صریح پلاتفرم سیاسی شان را نمیدهد. خانم کار در نوشته اخیر خود میگوید: "چه ضرورتي داشت که آقايان همين که دروازه هاي قدرت به رويشان باز شد يک راست رفتند سراغ قانون ‏حمايت خانواده و شيوه هاي کنترل چند همسري را باطل کردند؟.... اين مبارزه ابعاد سياسي و ملي به خود گرفته و سوء مديريت مديران به مبارزه با هوو وجهۀ ملي ‏داده است!‏"&lt;br /&gt;اگر دقت کنید میبینید خانم مهرانگیز کار اینجا رسما و بر خلاف آه و ناله های عقب مانده اش بر سر هوو داری از " تعدد زوجات کنترل شده" حمایت میکند. تمام اعتراض ایشان این است که آقایان دولت نهم سوء مدیریت کرده و به نصایح امثال ایشان گوش نداده، باعث شده اند مبارزه بر علیه " هوو داری" وجهه ملی به خود بگیرد! وگرنه میشد همان قوانین تعدد زوجات کنترل شده را نگه دارند و برای خودشان هم دردسر درست نکنند! مشکل خانم کار همین است!&lt;br /&gt;خانم مهرانگیز کار دغدغه اش مصلحت نظام است. ایشان نه با نظام جمهوری اسلامی و قوانینش و نه با دخالت اسلام و قوانین زن ستیزش و نه با خود تعدد زوجات و صیغه مسئله دارد. اسم مقابله با تعدد زوجات، صیغه و فحشاء اسلامی را مبارزه با هوو داری گذاشتن هم دلیل سیاسی دارد. ایشان میخواهد به هر نحوی هست، این مبارزه هر چیزی جلوه بکند الا مبارزه براندازانه و ضد اسلامی! گیریم که رضایت داده اسمش را "یک مبارزه ملی علیه هوو داری!" بگذارند. سئوال این است که قصد و هدف سیاسی مهرانگیز کار چیست؟ ایشان به بهترین وجهی هدف خود را در کتابش با عنوان " رفع تبعیض از زنان" قبلا اعلام کرده است. ایشان، شیرین عبادی، فراکسیون زنان مجلس، گروههای دوم خردادی طرفدار حاکمیت در پوشش " زنانه" سناریوی سیاسی معینی را دنبال میکنند. حقوق زن برای اینها بهانه است. مهرانگیز کار در کتاب خود در باره تعدد زوجات میگوید:&lt;br /&gt;بنا بر این قانون مدنی ایران در مواردی که حاوی مجوز چند همسری برای مردان است با ماده 16 کنوانسیون ( رفع تبعیض) به شدت در تعارض است و در صورت الحاق دولت ایران به کنوانسیون به بحثهای دینی پیرامون موضوع دامن زده میشود، اما از آنجا که جمهوری اسلامی، مصلحت را بر مبنای قانونگذاری قرار داده و مصوبات شورای مصلحت نظام، قوانین لازم الاجرا هستند، لذا قوانین نظیر چند همسری را که نه تنها با کنوانسیون، بلکه با مصلحت نظام و حیثیت داخلی و خارجی کشور در تعارض قرار گرفته است، میتوان بر مبنای مصلحت گرایی با استفاده از نقطه نظرهای روشن بینانه دینی- سیاسی اصلاح کرد و موجبات تعطیل آن را در شرایط امروز فراهم ساخت، زیرا باعث از هم گسیختگی پیوندهای خانوادگی و افزایش طلاق شده است." (ص 342 کتاب رفع تبعیض از زنان)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این حرف یعنی اینکه خانم کار فی الواقع از تعرض زنان و مردان این مملکت بر علیه قوانین جمهوری اسلامی چنان میترسد که تمام هم و غم خود را به کار گرفته است تا آقایانی با "سوء مدیریت" در راس نظام را متقاعد کند تا قبل از اینکه کار به نقد مذهب اسلام، تعدد زوجات، فحشاء اسلامی، صیغه و تعرض به پایه های حاکمیت برسد، با پیوستن به کنوانسیون رفع تبعیض به شرط منبت کاری اسلام، جلو ابراز وجود سیاسی و نقد مردم سد بشود. ایشان دارد در سال 78 به رژیم خط میدهد که به خاطر مصلحت نظام جمهوری اسلامی بهتر است با توسل به مستمسک خانواده و افزایش طلاق، با چاشنی اسلام بازنگری و رتوش شده، سر و ته قضییه را هم آورده، تا وضع از این خرابتر نشده و نظام و اسلامش زیر ضرب قرار نگیرند. دقت کنید میبینید که در کتاب خانم مهرانگیز کار که سند دفاع ایشان از رژیم و قانون اساسی اش میباشد، یگانه دغدغه وی فی الواقع همین " مصلحت نظام" است. در همین سند خانم کار افتضاح سیاسی را تا بدانجا رسانده که به سران حکومت پیشنهاد میکند با حفظ حق صیغه در قانون اساسی ایران، به کنوانسیون رفع تبعیض ملحق شوند! ایشان که امروز با شلوغکاری تلاش میکند جنبش مقابله با لایحه کثیف خانواده نظام را جنبش ضدیت با هووداری معرفی کند، در کتاب خود رسما و علنا توصیه میکند که صیغه حفظ بشود، چون صیغه قانون اسلامی است. کاری با آن نمیشود کرد. ایشان میگوید: " به نظر میرسد موارد قانونی ناظر بر نکاح موقت با مفاد ماده 16 کنوانسیون و سایر اسناد بین المللی در تعارض است. زیرا احکام مربوط به این نوع نکاح چنان است که به نوعی معامله و خرید و فروش تعبیر میشود و در آن تاسیس واحد خانواده مطرح نیست. لذا در صورت الحاق دولت ایران به کنوانسیون، موضوع در خور ورود به بحثهای دینی است و به نظر میرسد در صورتی که تغییر این قوانین ایران به لحاظ پیوند مستحکمی که ممکن است با احکام شرع داشته باشد میسر نشود، میتوان با استفاده از حق تحفظ به کنوانسیون ملحق شد." ( ص 351 کتاب رفع تبعیض از زنان) &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این نوشته سیاه روی سفید نشان میدهد که مهرانگیز کار مدافع قانون صیغه و مصلحت نظام و قرآن در حفظ آن است. این یکی از صدها برگ در پرونده کسانی است که امروز بر علیه لایحه خانواده به یک ائتلاف راست شکل داده اند. کسانی که از صیغه دفاع کرده اند و اکنون با ریاکاری پشت سر کیان خانواده که سنگری پوسیده و اسلامی و مردسالار است سنگر گرفته اند. مدافعین پلاتفرم راست علیه لایحه خانواده چنین کسانی هستند. کسانی که از خامنه ایی مسلمان تر و از احمدی نژاد بهتر بلدند قانون ضد زن رژیم اسلامی را مدیریت کنند!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;3. ما بر علیه لایحه خانواده رژیم اسلامی پرچم پلاتفرم آلترناتیو و چپ را بلند کرده ایم. اسم چپ را با هشیاری تمام روی آن گذاشته ایم تا انتخاب مردم را سهلتر و توجه مردم به قطبهای چپ و راست جامعه ایران را در قبال مسئله زن برانگیزیم. حزب کمونیست کارگری در راس این اعتراض چپ علیه زن ستیزی ایستاده است. حزب کمونیست کارگری در راس قطب چپ جامعه ایران برای سرنگون کردن نظام ایستاده است. به نظر ما هرگونه اعتراضی بر علیه لایحه خانواده رژیم اسلامی که همزمان حد فاصل و تکلیف خود را با آلترناتیو راست و سازشکارانه، آلترناتیو اسلام میانه رو روشن نکند، بی فایده است. حاشیه ایی است. غیر اجتماعی است. در بهترین حالت مورد بهره برداری این طیف قرار میگیرد. خود جریانات ملی- اسلامی و آپوزیسیون پرو غرب یک هدف مهم خود را از ارائه این ائتلاف از میدان بدر کردن اعتراض چپ و رادیکال قرار داده اند. اینها میدانند، امثال خانم مهرانگیز کار رسما در کتاب خود اعلام داشته که مقابله با تعدد زوجات کار را به نقد ریشه ایی اسلام و مبانی حاکمیت نظام میکشاند، بیهوده نیست که ایشان به سران نظام مصلحت و منفعتشان را یادآوری میکند، لذا آمده اند تا اسلام و قوانین اسلامی و کل حاکمیت را از زیر ضرب مردم و نقد و تصویر چپ بیرون بکشند. اگر مبارزه جنبش برابری طلبی، سکولاریستی و خلاصی مذهبی متوجه این واقعیت نشود، سیاستی را پیگیری نکند که هم باعث به شکست کشاندن تعرض نظام با ارائه این لایحه و هم تحمیل عقب نشینی به راست بشود، به اهداف خود نرسیده است. معنی پیروزی در این نبرد معین، به شکست کشاندن لایحه رژیم اسلامی با افق و تصویر چپ است. معنی پیروزی در عین حال تحمیل عقب نشینی به راست آپوزیسیون و قدرتمندتر کردن راه حل و تصویر کمونیستی- کارگری از مقابله با نظام بر سر حقوق زن است. تنها یک سیاست دو لبه یعنی جنگ با نظام از یکسو و افشای راست میتواند مسیر نقد عظیم ضد مذهبی و ضد زن را بر علیه کلیت نظام لایروبی کند. سر خط اصلی این سیاست نه به حکومت اسلامی! نه به صیغه و فحشاء اسلامی! نه به تعدد زوجات! نه به نفی حق طلاق و حضانت و... است! نباید اجازه داد که بر متن توحش رژیم اسلامی علیه زن، این مبارزه را به جبهه ملی علیه هووداری تنزل داده، تحقیر کنند. اینها میدانند که برای زدن اعتراض چپ اول باید آن را کوچک کنند. نمی گذاریم! دست حجت الاسلامهایی چون شیرین عبادی، مهرانگیز کار، فاطمه راکعی و.. که در تونل ارتباطات خود به خاتمی و رفسنجانی میرسند را رو میکنیم. &lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/268743417590525094-4311262489139469488?l=ziip-women.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-women.blogspot.com/feeds/4311262489139469488/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=268743417590525094&amp;postID=4311262489139469488&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/4311262489139469488'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/4311262489139469488'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-women.blogspot.com/2008/08/blog-post_21.html' title='افشای دفاع مرتجعانه مهرانگیز کار از ائتلاف راست علیه لایحه خانواده!'/><author><name>واحد اصفهان حزب کمونیست کارگری ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02277201399027135406</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='35' height='6' src='http://bp1.blogger.com/_ANVPupHJoro/RfI6yrGnCfI/AAAAAAAAAKc/jHSlyyTiDBA/s400/baner+zip.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-268743417590525094.post-2141639035687103113</id><published>2008-08-15T23:06:00.000+04:30</published><updated>2008-08-15T23:07:20.392+04:30</updated><title type='text'>پلاتفرم چپ علیه لایحه خانواده جمهوری اسلامی!</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt; لايحه خانواده جمهوري اسلامی، قرار است  اين روزها در مجلس اسلامی مورد بررسي قرار بگيرد. اين لايحه از طرف قوه قضائيه حكومت به دولت و با تغييراتی از سوی دولت به مجلس ارائه شده است. در اين لايحه همه قوانين زن ستيز اسلامی، بهمراه بندهای فوق ارتجاعی جديدی، برای تحميل بي حقوقی مطلق به زنان و عقبگرد هرچه بیشتر جامعه به مجلس داده شده است. این لایحه اعلان جنگ آشکار به کل جامعه ایران، اعم از زن و مرد است. ادامه جنگ این حکومت با حقوق و حرمت زن، سکولاریسم، آزادیخواهی و برابری طلبی در جامعه است. این لایحه تشدید خشوت و بیحقوقی سازمانیافته علیه زنان و علیه کل مردم است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اين قوانين و اين لايحه زن ستيز و قرون وسطايي حكومت اسلامی بايد با بيشترين اعتراض مردم آزادیخواه در ایران و در سطح بین المللی مواجه شود. ما با ارائه این پلاتفرم علیه لایحه خانواده رژیم اسلامی، پرچم اعتراض چپ و آلترناتیو را بلند میکنیم و همه زنان و مردان آزادیخواه و نهادها و فعالین چپ و رادیکال جنبش آزادی زن را به حمایت از آن و دست زدن به یک مبارزه گسترده فرامیخوانیم:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;١&amp;shy; اعتراض ما به کلیت رژیم اسلامی و بند بند قوانین آن و از جمله کلیت لایحه ارتجاعی خانواده است. ما و مردم ایران به رژیم اسلامی و کلیه لوایح و قوانینش نه میگوئیم! نه به رژیم اسلامی! نه به کلیت لایحه ارتجاعی خانواده! نه به بی حقوقی مطلق زن در ایران! نه به حجاب اجباری! نه به صیغه و تعدد زوجات! نه به آپارتاید جنسی!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از نظر ما کلیه قوانین ضد زن جمهوری اسلامی باید لغو شود! دست مذهب باید از حکومت و از کلیه شئون زندگی اجتماعی مردم قطع شود. از نظر ما بهبود ولو جزئی در وضعیت زندگی زنان و مردم ایران، در گرو مبارزه قاطع برعلیه کلیت نظام و قوانین حاکم و در گرو سرنگونی جمهوری اسلامی است. ما با نفس تعدد زوجات، با و یا بدون رضایت همسر قبلی به شدت مخالفیم. این قانون عصر بربریت است. ما با نفس صیغه یعنی فحشاء اسلامی، با ثبت و بی ثبت آن مخالفیم! این تزریق ارتجاع محض به جامعه ایران است! ما با نفس مهریه و شیربها مخالفیم، خواه با مالیات، خواه بدون مالیات! این داد و ستد کردن زن در بازارهای اسلامی و سنتی است و مظهر بی حقوقی کامل میلیونها نفر از مردم است! ما با دخالت دولت در زندگی خصوصی افراد مخالفیم! خواه به اسم مذهب! به اسم کیان خانواده و ملیت! به اسم غیرت و ناموس یا فرهنگ و سنت!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;٢&amp;shy; این یک پلاتفرم آلترناتیو و چپ از شخصیتها و نیروهای مخالف جمهوری اسلامی در زمینه حقوق زن است. در مرکز آلترناتیو  چپ  تلاش برای سرنگون کردن رژیم جمهوری اسلامی قرار دارد. ما هرگونه ائتلاف و همکاری با نیروهای درون رژیم، جناحها و محافل آن، نمایندگان مجلس، نیروهای حاشیه حاکمیت، آیت الله ها و مراجع تقلید وابسته و غیروابسته به ظاهر مخالف حکومت را به اسم مبارزه برای حقوق زن و مقابله با لایحه خانواده، کلاهبرداری، سازشکارانه و یک پروژه سیاسی مخملی در آستانه رقابتهای انتخاباتی خود این حکومت میدانیم. مبارزه علیه لایحه خانواده و بر علیه ستم به زن، جای فراکسیون زنان مجلس، تحکیم وحدتیها، مشارکتیها، وابستگان دور و نزدیک رفسنجانی و خاتمی و کاندیداهای مضحکه انتخابات نیست. ما هرگونه تونل زدن میان اعتراض برحق زنان و مردم آزادیخوا به مجلس و ارگانهای حاکمیت را قاطعانه افشا و رسوا میکنیم. مبارزه بر علیه ستم به زن، میدان سازش و رقابتهای درون حکومتی نیست!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;٣&amp;shy; این لایحه ضدیت آشکار با حقوق زن و حقوق مدنی کلیه مردم و توهین به انسانیت است، قابل اصلاح نیست و باید به زباله دان ریخته شود. از نظر ما هیچ دولتی حق دخالت در زندگی خصوصی افراد را ندارد. تشکیل یا عدم تشکیل خانواده، ثبت یا عدم ثبت ازدواج، اتخاذ هر شکلی برای زندگی خصوصی افراد، باید آزاد، فارغ از دخالت دولت و مذهب و جزو حقوق مدنی شهروندان جامعه محسوب شود. در برخورد به این لایحه نه کیان خانواده برای ما اصل است! نه هویت ملی و فرهنگی، و نه عدم تطابق این قوانین با اسلام اهلی شده و حقوق بشری! از نظر ما هم کیان خانواده اسلامی و هم کیان خانواده ملی و سنتی بر پایه بی حقوقی زن بنا شده است. برای ما، حقوق زن و حقوق انسانی مردم اساس هر قانونی است! از نظر ما بالاترین و مقدس ترین امر در جامعه، تامین حقوق انسانی و عدالتخواهانه همه مردم است! هر فردی چه دارای خانواده باشد یا نباشد، زن باشد یا مرد، خود را ایرانی بداند یا نداند، مذهبی باشد یا غیر مذهبی، تک سرپرست باشد یا نباشد، ازدواج رسمی کرده باشد یا نکرده باشد، باید از شان و حرمت انسانی و حقوق یکسان در جامعه برخوردار باشد. در زمینه حقوق زنان در خانواده ما به این اصول معتقدیم و آنها را مطالبه میکنیم:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1. حق هر زوج بالاى ١٦ سال به زندگى مشترک به ميل و انتخاب خود. ممنوعيت هر نوع اجبار و اعمال فشار از جانب هر فرد و مرجعى بر افراد در امر انتخاب همسر، زندگى مشترک (ازدواج) و جدايى (طلاق).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2. براى رسميت يافتن زندگى مشترک از نظر دولت و شمول قوانين مربوط به خانواده به آن در صورت تمايل طرفين، ثبت آن در دفاتر دولتى کافى است. زدودن هر نوع رنگ مذهبى از ازدواج در اسناد و مراجع رسمى دولتى. ممنوعيت ايراد هر نوع خطبه مذهبى در مراسم دولتى ثبت ازدواج. اجرا يا عدم اجراى مراسم خاص، اعم از شرعى و عرفى، براى ازدواج نقشى در رسميت آن و مقام آن در برابر قانون ندارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;3.ممنوعيت هر نوع معامله گرى در ازدواج نظير تعيين شيربها، جهيزيه، مهريه و غيره بعنوان شروط ازدواج.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;4. ممنوعيت تعدد زوجات و صيغه.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;5. برابرى کليه حقوق زن و مرد در خانواده در امر انتخاب محل زندگى، امور مربوط به سرپرستى و تعليم و تربيت فرزندان، تصميم گيرى در مورد دارايى ها و اقتصاد خانواده و کليه امور مربوط به زندگى مشترک. لغو موقعيت ويژه مرد بعنوان سرپرست خانواده در کليه قوانين و مقررات و انتقال حقوق مربوط به سرپرستى امور خانواده به يکسان به زن و مرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;6. حق بى قيد و شرط جدايى (طلاق) براى زن و مرد. برابرى کامل حقوق و وظايف زن و مرد در امور مربوط به تکفل و سرپرستى فرزندان پس از جدايى.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;7. برابرى حقوق طرفين در هنگام جدايى نسبت به دارايى ها و امکاناتى که در طول زندگى مشترک عايد خانواده شده، و يا در طول زندگى مشترک مورد استفاده کل خانواده بوده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;8. لغو انتقال اتوماتيک نام خانوادگى پدر به فرزندان و واگذاشتن تعيين نام خانوادگى نوزادان به توافق و انتخاب مشترک پدر و مادر. در صورت عدم توافق، کودک نام خانوادگى مادر را بر خود خواهد داشت. حذف ستون نام پدر و مادر از شناسنامه و اسناد هويت رسمى (نظير گذرنامه، گواهينامه رانندگى و غيره).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;9. حمايت مادى و معنوى دولت از خانواده هاى تک والدى و بويژه حمايت فعال از مادرانى که جدا شده اند و يا اصولا بدون ازدواج صاحب فرزند شده اند، در برابر فشارهاى مادى و اخلاقيات ارتجاعى.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;10. لغو کليه قوانين و مقررات عقب مانده و ارتجاعى که به رابطه جنسى زن و مرد با کسانى جز همسر خويش بعنوان جرم برخورد ميکنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;11. برقرارى رابطه آزاد و داوطلبانه جنسى حق انکار ناپذير همه کسانى است که به سن قانونى بلوغ جنسى رسيده اند.&lt;br /&gt;12. سن قانونى بلوغ جنسى براى زن و مرد ١٥ سال است. رابطه جنسى افراد بزرگسال (بالاى سن قانونى بلوغ)، با افراد زير سن قانونى، ولو با رضايت آنها، ممنوع است و جرم محسوب ميشود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;13. کليه افراد بزرگسال اعم از زن و مرد، در تصميم گيرى در مورد روابط جنسى خود با ساير افراد بزرگسال کاملا آزادند. روابط جنسى داوطلبانه افراد بزرگسال با هم، امر خصوصى آنهاست و هيچکس و هيچ مقامى حق کنکاش و دخالت در آن و يا اعلان عمومى آن را ندارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;14. همه مردم و بويژه جوانان و نوجوانان بايد زير پوشش آموزش جنسى، آموزش روش هاى کم خطر جلوگيرى از حاملگى، و آموزش روش هاى تضمين ايمنى رابطه جنسى قرار داشته باشند. آموزش جنسى بايد جزو دروس اجبارى دبيرستان ها قرار بگيرد. دولت موظف است با تبليغات، ايجاد کلينيک ها و هيات هاى آموزشى سيار، کمپين ها و برنامه هاى راديويى و تلويزيونى ويژه، و هر روش موثر ديگر، آگاهى علمى مردم به جنبه هاى مختلف رابطه جنسى و حقوق قانونى فرد در روابط جنسى را به سرعت و به وسيع ترين شکل گسترش دهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;15. وسائل جلوگيرى از حاملگى و بيمارى هاى مقاربتى بايد به رايگان و به سهولت در دسترس همه افراد بزرگسال قرار داشته باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برای اعتراض و مقابله با لایحه ارتجاعی خانواده جمهوری اسلامی، ما همه فعالین حقوق زن و کودک، همه شخصیتهای مبارز و انقلابی، سازمانها و گروههای آزادیخواه و برابری طلب، احزاب سیاسی و کلیه مردم را به جمع شدن، اتحاد و ائتلاف با این پلاتفرم فرا میخوانیم!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;                                  23 مرداد 87 / 13 اوت 2008&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امضاء کنندگان:&lt;br /&gt;١&amp;shy; مهرنوش موسوی: عضو شورای مرکزی "علیه تبعیض، سازمان دفاع از حقوق زن"&lt;br /&gt;٢&amp;shy; مهين عليپور: دبیر "عليه تبعيض، سازمان دفاع از حقوق زن"&lt;br /&gt;٣&amp;shy; شهلا دانشور مسئول كميته دفاع از زندانيان سياسی، فعال مدافع حقوق زن&lt;br /&gt;٤&amp;shy; اصغر کریمی: عضو شورای مرکزی "علیه تبعیض، سازمان دفاع از حقوق زن" و عضو دفتر سیاسی حزب کمونیست کارگری ایران&lt;br /&gt;٥&amp;shy; کریم شاه محمدی مسئول نهاد "کودکان مقدمند"&lt;br /&gt;٦&amp;shy; شیوا محبوبی: فعال حقوق زن&lt;br /&gt;٧&amp;shy; افسانه وحدت: مسئول سازمان اکس مسلم در سوئد  و عضو دفتر مرکزی کودکان مقدمند&lt;br /&gt;٨&amp;shy; سهیلا شریفی: فعال حقوق زن&lt;br /&gt;٩&amp;shy; عبدالله اسدی: دبیر "همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی"&lt;br /&gt;۱۰- مريم نمازی: سخنگوی "علیه تبعیض، سازمان دفاع از حقوق زن"&lt;br /&gt;۱۱- نازنين برومند: فعال مدافع حقوق زن&lt;br /&gt;۱۲- شهناز مرتب: فعال مدافع حقوق زن&lt;br /&gt;۱۳- شهلا خباززاده: عضو شورای مركزی سازمان عليه تبعيض&lt;br /&gt;۱۴- سيما بهاری: فعال سياسی، مسئول راديو شكوفه ها&lt;br /&gt;۱۵- مهناز ماسوری: عضو شورای مركزی سازمان عليه تبعيض&lt;br /&gt;۱٦- منوچهر ماسوري مسئول كميته بين المللي عليه اعدام&lt;br /&gt;۱۷- مينا احدی فعال مدافع حقوق زن، مسئول كميته بين المللی عليه سنگسار&lt;br /&gt;۱۸- مهين درويش روحانی فعال مدافع حقوق زن &lt;br /&gt;۱۹- زري اصلی عضو شورای مركزی سازمان عليه تبعيض&lt;br /&gt;20- محمدرضا پویا سخنگوی انجمن ضد دین&lt;br /&gt;21- بابک یزدی مدیر اجرایی مرکز خاوران/ سازمان دفاع از آزادی زندانیان سیاسی&lt;br /&gt;22- سوسن صابری فعال حقوق زن&lt;br /&gt;23- پیام آذر فعال حقوق زن از فرانسه&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;امضاها ادامه دارد ....&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آدرس تماس برای امضا و همکاری:&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;a title="mailto:pelatformechap@yahoo.com" style="COLOR: blue; TEXT-DECORATION: underline; text-underline: single" href="mailto:pelatformechap@yahoo.com"&gt;&lt;strong&gt;pelatformechap@yahoo.com&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;از وبلاگ پلاتفرم چپ عليه لايحه خانواده جمهوري اسلامي ديدن كنيد:&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;a title="http://pelatformechap.blogfa.com/" style="COLOR: blue; TEXT-DECORATION: underline; text-underline: single" href="http://pelatformechap.blogfa.com/"&gt;&lt;strong&gt;http://pelatformechap.blogfa.com&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/268743417590525094-2141639035687103113?l=ziip-women.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-women.blogspot.com/feeds/2141639035687103113/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=268743417590525094&amp;postID=2141639035687103113&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/2141639035687103113'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/2141639035687103113'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-women.blogspot.com/2008/08/blog-post_15.html' title='پلاتفرم چپ علیه لایحه خانواده جمهوری اسلامی!'/><author><name>واحد اصفهان حزب کمونیست کارگری ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02277201399027135406</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='35' height='6' src='http://bp1.blogger.com/_ANVPupHJoro/RfI6yrGnCfI/AAAAAAAAAKc/jHSlyyTiDBA/s400/baner+zip.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-268743417590525094.post-7767238831102911417</id><published>2008-08-11T08:47:00.001+04:30</published><updated>2008-08-11T08:47:58.221+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='شهلا دانشفر'/><title type='text'>برداشتن حجابها در متروهاي تهران، حجابها را در همه جا برداريم</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;شهلا دانشفر&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;يک خبر مهم و داغ در اين هفته برداشتن حجاب از سوي زنان معترض و آزاديخواه در واگن هاي ويژه زنان در  متروي تهران و تلاش آنها به شکل دادن به جنبشي حول اين حرکت اعتراضي و ترغيب ديگر زنان به برداشتن حجابها بود؛ خبري که تحت عنوان "كشف حجاب برخی زنان در مترو" در روزنامه جمهوري اسلامي منعکس شد و بازتاب گسترده اي در ديگر رسانه هاي خبري دولت داشت؛ خبري که با دسپاچگي و سراسيمگي از آن بعنوان يک اقدام برنامه ريزي شده در چهارچوب تهاجم فرهنگي و با سرمايه گذاري خاص صحبت شده  و مسئولان امر را به برخورد حساب شده با اين اقدام هشدار داده بود. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برداشتن حجاب در متروي تهران يک اتفاق سياسي مهم و در واقع ادامه حرکت جوانان در آريا شهر است. حرکتي که در آنجا وقتي اوباش حزب الله زني را تحت عنوان بد حجاب مورد تعرض قرار دادند٬ با شعار حکومت اسلامي نميخواهيم، نميخواهيم پاسخ گرفت و جوانان در آرياشهر صحنه با شکوهي از اعتراض در مقابل اين رژيم زن ستيز را آفريدند.  امروز برداشتن حجاب ها در مترو٬ در واقع پاسخ زنان آزاديخواه و برابري طلب به طرح سرکوب رژيم تحت عنوان طرح امنيت اجتماعي است که اخيرا رژيم اسلامي از گسترش اين طرح و کشاندن دامنه آن به مراکز و کارگاههاي خصوصي و اختصاص نيروي ويژه و بيشتر به انجام آن و تبديل آن به طرحي هميشگي سخن گفت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; در سال گذشته در آمار خود جمهوري اسلامي از دستگيري و تذکر و موارد بدحجابي چندين ميليون زن در شهر هاي مختلف سخن رفت و عملا در نزاعهاي دروني رژيم به  شکست اجراي اين طرح اذعان شد  و کار به جايي رسيد که الهام سخنگوي دولت اعلام کرد که دولت مسئوليتي در قبال اجراي اين طرح ندارد. امسال ما شاهد حجاب برگيران از سوي زنان معترض و آزاديخواه هستيم و ميبينيم که چگونه زنان با اين اقدام جسورانه خود  عملا جمهوري اسلامي، اين رژيم  آپارتايد جنسي را به مصاف مي طلبند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; برداشتن حجاب در مترو هاي تهران٬ بطور واقعي نشان دهنده فضاي سياسي امروز جامعه ايران است. جامعه اي که در التهاب مبارزه ميسوزد.  اين اتفاق بيش از هر چيز نشان دهنده وجود يک جنبش قوي عليه تبعيض و براي آزادي و برابري زن ومرد و عليه آپارتايد جنسي و همچنين حاکي از وجود يک  جنبش قدرتمند خلاصي فرهنگي در ايران است. جنبشي که  هر روز بالنده تر دارد به جلو مي آيد  و اقدام جسورانه زنان بعنوان يک خبر مهم در روزنامه جمهوري اسلامي انعکاس می یابد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برداشتن حجاب در مترو تهران يک گام مهم و به جلو در مبارزه عليه تبعيض و ستم کشي زن و مبارزه عليه آپارتايد جنسي است. بايد اين حرکت مهم را به يک جنبش گسترده سياسي در سطح جامعه تبديل کرد. بايد با ابتکارات مختلف اين حرکت را در اتوبوس ها و تمامي مراکز عمومي در ابعاد اجتماعي و گسترده به پيش برد و رژيم را وسيعا عقب نشاند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;واقعيت اينست که حجاب سمبل و پرچم رژيم اسلامي است. برداشتن حجاب در سطح گسترده در سطح جامعه يک عرصه مهم اعتراض عليه اين رژيم زن ستيز است. بايد وسيعا  به اين حرکت زنان در متروهاي تهران پيوست. بايد در همه جا و از هر فرصتي براي برداشتن حجاب ها استفاده کرد و اين حرکت اعتراضي را به يک جنبش اجتماعي گسترده تبديل کرد. بايد بصورت سازمانيافته زنان معترض و آزاديخواهي را که حجاب برميگيرند٬ تحت پوشش جمعي خودمان قرار دهيم و نگذاريم مورد کوچکترين تعرضي قرار گيرند. به اين معني که در هر کجا که شاهد چنين صحنه اعتراضي اي هستيم و زنان حجاب خود را بر ميدارند٬  از آنها فعالانه حمایت کنیم.  ضمن اينکه بايد و ميتوان بطور سازمانيافته اين حرکت اعتراضي را گسترش داد و در همه جا گروههاي جوانان بصورت از پيش برنامه ريزي شده جمع شوند و نظير اين اقدام شجاعانه زنان در متروهاي تهران صحنه هايي از حجاب برگيران زنان بر پا کنند  و با جلب حمايت وسيع مردم و شعار دادن٬ آکسيونهاي اعتراضي گسترده اي عليه حجاب و عليه آپارتايد جنسي برپا کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;لغو عملي حجاب و پرت کردن حجابها يک حرکت سياسي مهم است و اقدام زنان در متروهاي تهران راه گسترش اين مبارزه را در مقابل ما قرار داده است. بايد با گسترش چنين حرکات اعتراضي اي در اتوبوسها و در اماکن عمومي و در سينماها و در همه جا  به يک اعتراض متحد و سراسري عليه حجاب و عليه آپارتايد جنسي  شکل داد. امروز بيش از هر وقت٬ زمان آن فرا رسيده است. بايد وسيعا به صف اين اعتراض پيوست.*&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/268743417590525094-7767238831102911417?l=ziip-women.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-women.blogspot.com/feeds/7767238831102911417/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=268743417590525094&amp;postID=7767238831102911417&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/7767238831102911417'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/7767238831102911417'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-women.blogspot.com/2008/08/blog-post_11.html' title='برداشتن حجابها در متروهاي تهران، حجابها را در همه جا برداريم'/><author><name>واحد اصفهان حزب کمونیست کارگری ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02277201399027135406</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='35' height='6' src='http://bp1.blogger.com/_ANVPupHJoro/RfI6yrGnCfI/AAAAAAAAAKc/jHSlyyTiDBA/s400/baner+zip.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-268743417590525094.post-9127431194058424918</id><published>2008-08-11T08:38:00.000+04:30</published><updated>2008-08-11T08:39:55.208+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='مصطفی صابر'/><title type='text'>لایحه بردگی!</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;مصطفی صابر&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;"لایحه حمایت خانواده" جمهوری اسلامی را دیده اید؟ باید بعنوان یکی از شرم آورترین اسنادی که بدست بشر- یا صحیح تر بدست موجوداتی نر، وحشی، اسلامی و ضد بشر- نوشته شده  ثبت شود. بعنوان سندی روشن از دوره ماقبل تاریخ انسانیت.  شما اینجا بردگی جنسی ای که به اسم خانواده و ازدواج و طلاق و مهریه و جهیزیه و صیغه و تعدد زوجات و نفقه و مزخرفات شرم آور دیگر بر بشریت تحمیل میشود را بخوبی لمس خواهید کرد. گویی مشتی نره دیو اسلامی جمع شده اند تا  عقب مانده ترین قوانین و ضوابط و مقررات حرمسرای بزرگ و اجتماعی شان را، چیزی که به آن "خانواده" اطلاق میکنند، بنویسند. بوی ارتجاع، اسلام، تجاوز، خشونت، وحشیگری، تحقیر، بی حقوقی،  مالکیت خصوصی، مردسالاری،  بردگی مطلق جنسی، بردگی کودکان و دختران و زنان، پدرسالاری، و قهقرا  از هر سطر و بند آن به مشام میرسد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این تازه ترین آش دست پخت حکومت اسلامی است. حکومت آپارتاید جنسی، حکومتی که بردگی زن، تحقیر زن، قتل ناموسی، سنگسار و حجاب  را در این قرن بیست و یکم به ایدئولوژی، هویت و ابزار حکومت خود تبدیل کرده است. نه فقط جمهوری اسلامی، از آخوند بدخیم تا خوش خیم ، از دولت احمدی نژاد و مجلس کثیف شان تا ملاهای خندان و "مادریت"!، نه فقط اسلام و مذهب و مردسالاری،  که باید کل این مناسبات بردگی سرمایه داری متکی بر مالکیت خصوصی و بردگی جنسی زن و کل بشریت را بخاطر همین یک سند به محاکمه کشید. آدم نمی تواند این لایحه را بخواند و از اینهمه توهین و حقارت انسان که در آن مفروض است به خشم نیاید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مانیفست کمونیست 160 سال پیش حتی خانواده بورژوایی را که نسبت به مناسبات پدرسالار و قرون وسطایی گذشته خود پیشرفتی بود،  "فحشاء رسمی" نام نهاد که فحشاء غیر رسمی و معمول تنها مکمل آن است. نوشت که "خانواده بورژوازی همان اشتراک زنان است". و نوشت که نابودی "خانواده موجود"، یعنی فحشاء رسمی، و "مکمل آن"، یعنی فحشاء غیر رسمی، با نابودی سرمایه و مناسبات مبتنی بر مالکیت خصوصی قرین است. اکنون در قرن بیست و یک ما می بینیم که چگونه دفاع علنی از این "فحشاء رسمی" و "فحشاء غیر رسمی" هردو باهم و یکجا  به پرچم رسمی بخشی از بورژوازی تبدیل شده است. می بینیم که جلو چشمان ما از لایحه ای حرف میزنند و کلیات آنرا در مجلس شان تصویب میکنند که حتی از آنچه مانیفست 160 سال پیش نقد میکرد، یعنی از "خانواده بورژوایی" هزاران سال عقب تر رفته است. قانونی که گویا از روی ضوابط حرمسراهای پیغمبر اسلام و سلطان محمود و شاه عباس کپی برداری شده است.  قانونی که با هیچ شرم و حیایی از "تعدد زوجات"، "ازدواج موقت" و از "خانواده"، یعنی هم از فحشاء رسمی و هم فحشاء غیر رسمی یکجا "حمایت" کرده است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اینهمه کپک و وحشیگری و مرد سالاری را در راس یک جامعه در این قرن بیست و یک چگونه میتوان توضیح داد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دقیقا به این دلیل که در متن آن جامعه و در بدنه آن جامعه جنبشی قوی و اجتماعی درست 180 درجه مخالف این بربریت باورنکردنی میجوشد و به پیش می آید. جنبش رهایی زن در ایران اولین جنبش اجتماعی بود که صریح و قاطع مقابل حکومت اسلامی ایستاد. این جنبش از همان زمان، یعنی چند روز بعد از روی کار آمدن حکومت اسلامی تا کنون در نبردی سهمگین و همه جانبه با این هیولای ضد زن قرار دارد. در خانواده، مدرسه، دانشگاه، خیابان، کارخانه، بیمارستان، اداره، سینما، ورزشگاه، گردشگاه و هر محیط اجتماعی دیگر. جنبشی که سرکوب و مهار آن مشغله هر روزه سران این رژیم نرینگان اسلامی است. جنبشی که درست در نقطه مقابل ارتجاع وحشی و ضد زن بسیار برابری طلبانه و رادیکال و چپ است و   این رژیم مجبور است هر روز هزاران اوباش مذکر و مونث اش را روانه خیابان ها کند تا مگر آنرا متوقف کند و حجاب اسلامی را به آن تحمیل کند و نمی تواند. جنبشی که هر روز در دانشگاه و محیط کار و در دادگاه خانواده و هر عرصه دیگر با این رژیم و قوانین اسلامی و ضد بشری اش می جنگد و سر کوتاه آمدن ندارد. "لایحه حمایت از خانواده" در واقع تلاش مذبوحانه لشکر رو به هزیمت اسلام است تا مگر در عرصه قوانین خانواده این بردگی جنسی رسمی و غیر رسمی را بر زنان و بر جامعه تحمیل کند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;"لایحه حمایت از خانواده" را باید محکم در صورت کل این رژیم کوبید. جنبش آزادی زن و همه مردم ایران باید یکصدا علیه این لایحه بردگی، این لایحه ایجاد حرمسرای اسلامی به اسم خانواده به اعتراض برخیزند. باید پیشروترین مطالبات زنان از حق بی قید و شرط طلاق، تا برابری همه جانبه زن و مرد و به گور سپردن همه قوانین مردسالار و اسلامی را باید مطالبه کرد. مهمتر از همه باید با صدای بلند اعلام کرد که این رژیم وحشی و مردسالار و ضد زن و اسلامی باید شرش را برای همیشه کم کند. با این "لایحه حمایت از خانواده"  یکبار دیگر باید روشن باشد که تلاش کسانی که میکوشند زنان را به زیر عبای "آیت الله صانعی" و سایر "آیت الله های فمینیست"  و یک جمهوری اسلامی اصلاح شده و "حقوق بشری" و "دمکراتیک" ببرند تا چه حد پوچ و عبث و بازدارنده است. باید کل این رژیم سرتاپا ضد زن اسلامی را سرنگون کرد و این کار جنبش رهایی زن، جنبش کارگری و جنبش خلاصی فرهنگی جوانان و در پیشاپیش آنها حزب کمونیست کارگری است.  &lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/268743417590525094-9127431194058424918?l=ziip-women.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-women.blogspot.com/feeds/9127431194058424918/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=268743417590525094&amp;postID=9127431194058424918&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/9127431194058424918'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/9127431194058424918'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-women.blogspot.com/2008/08/blog-post.html' title='لایحه بردگی!'/><author><name>واحد اصفهان حزب کمونیست کارگری ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02277201399027135406</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='35' height='6' src='http://bp1.blogger.com/_ANVPupHJoro/RfI6yrGnCfI/AAAAAAAAAKc/jHSlyyTiDBA/s400/baner+zip.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-268743417590525094.post-8974383368821944371</id><published>2008-07-29T19:26:00.000+04:30</published><updated>2008-07-29T19:28:11.834+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='الیا تابش'/><title type='text'>اعتراضات دانشگاه زنجان و اخلاقیات اسلامی و ضد زن- 2</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;الیا تابش&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; در ادامه بحثی که هفته گذشته مطرح کردم این هفته میخواهم به چند نکته دیگر بپردازم . که بعضا در آن قسمت آمده و اینجا از دریچه دیگری باز میشوند و یا مباحث دیگری که به آنها نپرداخته ام.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;       اولین صحبت من رو به دانشجوی دختر مورد تعرض واقع شده در  دانشگاه زنجان است .  این دانشجو و همچنین دیگر دانشجویان دختری که در موقعیتی اینچنینی قرار میگیرند میبایست روحیه ای مبارز داشته باشند  و در مقابل فشارهایی که از جهات مختلف متوجه آنهاست بایستند. نبایست سکوت  اختیار کنند و اجازه تعرض بیشتر را به چنبن افرادی بدهند . خود کشی راه حل قضیه نیست . اساسا دلیلی برای شرم و خجالت زده بودن وجود ندارد. تجاوز و تعرض توسط شخص دیگری صورت گرفته . چرا باید قربانی ماجرا احساس شرم کند؟ همینطور سایر مبارزین و کسانی که در این عرصه به فعالیت و اعتراض م یپردازند نبایست اجازه دهند نوک پیکان هیچ توهین، تقصیر، فشار اخلاقی و .. متوجه قربانی دختر دانشگاه زنجان و یا  اتفاقاتی نظیر آن شود. با  توجیه و بهانه هایی نظیر پوشش ،  رفتار خود دختران و .. که  حکومت ضد زن اسلامی و تمام اعوان و اعصارش در بخشهای متفاوت  جامعه همیشه سعی میکنند زن را مقصر جلوه دهند. به هیچ عنوان نباید در برابر این مسئله کوتاه آمد . در مورد مشخص زنجان در حالیکه دانشجوی دختر در بازداشت به سر میبرد و دادگاه جنایتکار اسلامی  در کمال وقاحت  وی  را نیز متهم خوانده ، نباید سکوت کرد و اجازه داد که موضوع به فراموشی سپرده شود. این سکوت نکته دومی است که میخواهم به آن بپردازم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;            یک نگاه به اعمال و حرکات دانشجویان چندی بعد از اعتصاب و اعتراضات بیندازید.  بعد از اینکه از طرف مسئولین و رسانه های حکومتی  این مسئله ؛ تعرض جنسی با تصمیم فبلی ، انکار شد و ادعای دانشجویان معترض پوچ و غیر واقعی خوانده شد ، تمام تلاش دانشجویان متوجه اثبات این اتفاق شد . از امضا جمع کردن و متوصل شدن به مراجع دینی و آخوندها و ...تلاشی که به نظر من از چند جنبه قابل نقد است . اولین وجه آن اینکه این اقدامات با هدف اثبات قضیه خود تا حدود زیادی به ضرر دانشجوی دختر تمام میشود و اتفاقا دست جمهوری اسلامی را برای تعرض به او بازتر می گذارد. نکته دوم اینکه تلاش برای ثابت کردن  به چه مرجعی؟؟ به دادگاهها و مقامات قضایی جمهوری اسلامی ؟؟! یعنی استناد به سندها و ادله هایی که برای ایشان قابل پذیرش باشند!  مراجعی که از نظر مردم ایران و هر آدم عاقل و شریفی در دنیا  فاقد کوچکنرین صلاحیتی برای قضاوت نیستند. قرار است از چه کسی بر قراری عدالت و برابری را طالب شد ؟ از حکومتی که خود سردمدار زیر پا گذاشتن هر گونه حقوق انسانی است؟ از رژیمی که در هر زمینه نقض حقوق بشر دارای بالاترین رکوردهاست؟ این همان حکومتی است که همین حالا تعداد زیادی از دانشجویان را در شهرهای متفاوت به صورت پنهانی و بدون اعلام حتی حکمی هر چند صوری می رباید و به نقاطی نامعلوم میبرد. رژیمی که آمار شکنجه و زندانی کردن و به قتل رساندن  فقط دانشجویا ن را که در نظر بگیرید  ارقامی وحشتناک خواهند شد . عدالت و برابری خواستن از چنین رژیمی به حدی مضحک است که حتی به عنوان یک اشتباه سیاسی  هم نمیتوان آنرا پذیرفت . مگر اینکه شما در طیف حامیان و تایید کنندگان این رژیم باشید که در اینصورت  ..... و همینجاست که باید با کسانی که با عدم دخالتگری شان اجازه دادند سیر اتفاقات به اینجا کشیده شود را سخن گفت . چرا که از صاحب  تفکرات عقب مانده ای که برای دفاع از گفته ها و اثبات  واقعیات  به سراغ آیت ا.. های ریش و پشم دار خود جمهوری اسلامی میروند و دست به دامان سر دمداران ارتجاع ضد زن میشوند انتظاری نمیرود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روی سخن من به صورت مشخص با دانشجویان چپ و رادیکال است. با هر تعبیری که خودشان دارند،  کسانی که خود را سوسیالیست و مدافع برابری میدانند. چرا اینها که به خودشان چپ و سوسیالیت و کمونیست میگویند نهایت اعتراض و نقدشان به همین بسنده شده که چرا انجمن اسلامیها پلاکاردهای ما را کشیده اند پایین .چرا به ماهیت ضد انسانی و ضد زن اینها و نحوه پیشبرد اعتراضات و بیان خواسته ها  اعتراضی ندارند. نکند دفاع از برابری  و جلوگیری از اجحاف و توهین به زنان را گذاشته اند برای بعد از انقلاب و فعلا به مسائل مهم تر تئوریک و دعواهای درونی مشغولند. به نظر من دفاع بی قید و شرط از حقوق زنان و مرزبندی روشن با تفکرات و عادات و رفتار ضد زن و مردسالارانه  جنبش ملی اسلامی و از جمله همان تحکیم وحدتی ها و انجمن اسلامی  یک جزو تعریف چپ و سوسیالیست بودن است. آیا در جریان ماجراهای زنجان دانشجویان چپ و رادیکال این مرزبندی ها را نشان دادند یا در همان چهارچوبه ملی اسلامی باقی ماندند؟ دلیل سکوت و یا  عدم برخورد فعال به نظر من  نداشتن همین مرزبندی روشن بود.&lt;br /&gt;هنوز هم دیر نشده است.  بایستی برای جلوگیری از تکرار این اتفاقات و تا بیرون آوردن دانشجوی دختر و پس گرفتن اتهامات متوجه وی  متحدانه ، هماهنگ و معترضانه به مبارزات ادامه داد. نباید اجازه داد گذشت زمان از این مسئله یا هر اتفاق دیگری باعث سرد شدن اعتراضات شود و رژیم بتواند هر کاری که میخواهد آزادانه انجام دهد. &lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/268743417590525094-8974383368821944371?l=ziip-women.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-women.blogspot.com/feeds/8974383368821944371/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=268743417590525094&amp;postID=8974383368821944371&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/8974383368821944371'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/8974383368821944371'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-women.blogspot.com/2008/07/2.html' title='اعتراضات دانشگاه زنجان و اخلاقیات اسلامی و ضد زن- 2'/><author><name>واحد اصفهان حزب کمونیست کارگری ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02277201399027135406</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='35' height='6' src='http://bp1.blogger.com/_ANVPupHJoro/RfI6yrGnCfI/AAAAAAAAAKc/jHSlyyTiDBA/s400/baner+zip.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-268743417590525094.post-5569497451032786526</id><published>2008-07-03T19:35:00.000+04:30</published><updated>2008-07-03T19:50:03.702+04:30</updated><title type='text'>زنان و صلح در خاورمیانه</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;ظرفیت سازی زنان برای دستیابی به مقامهای تصمیم گیرنده&lt;br /&gt; از طریق آموزش و پرورش&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گزارشی از صحبت رویا کاشفی&lt;br /&gt;مسئول کمیته حقوق بشر – انجمن پژوهشگران ایران&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;16 – 19 ژوئن 2008 - سازمان ملل متحد – ژنو، سوئیس&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;"آیا شیرین عبادی رو میشناسید؟"&lt;br /&gt;سرها به علامت تائید تکان داده شدند.&lt;br /&gt;"پس قطعا هم میدونید که خانم عبادی برنده جایزه صلح نوبل سال 2003 بوده و در ایران وکیل و مدافع حقوق بشر؟"&lt;br /&gt;دوباره سرها به علامت تائید تکان داده شدند.&lt;br /&gt;"خوب حتما براتون جالبه که بدونید خانم عبادی بدون اجازه همسرشون نمیتونند کار بکنند. اگر ایشان اجازه ندهند خانم عبادی باید دست از کار کردن بکشه."&lt;br /&gt;صورتهایی که با دقت به من گوش میدادند حالت تعجب زده به خودشون گرفتند.&lt;br /&gt;"اگر اون سال هم همسرشون اجازه سفر به خانم عبادی نمیدادند، خانم عبادی نمیتونستند به نروژ برن و جایزه شون رو دریافت کنند."&lt;br /&gt;همه چشم ها گرد شده بودند!&lt;br /&gt;این مثا ل همیشه همین عکس العمل رو به دنبال داره، ولی این دفعه مخاطبان من زنان اروپایی و غریبه به شرع اسلام نبودند. من داشتم در سالن شماره 11 سازمان ملل متحد درژنو برای صد و بیست زن نماینده کشورهای منطقه خاورمیانه و شمال افریقا صحبت می کردم: سفیر، وزیر، نماینده مجلس ویا دیگر مقامهای تصمیم گیرنده کشورهاشون و اکثریتشون محجبه! البته از ان. جی. او ها هم اونجا بودند.&lt;br /&gt;روز قبلش خانمی که از طرف سوریه صحبت میکرد اشک من رو در آورده بود. آخه حتما میدونید که سوریه سال 2003&lt;/strong&gt;&lt;a title="" style="COLOR: blue; TEXT-DECORATION: underline; text-underline: single" href="http://www.rowzane.com/0000_2008/e_m06/29-roya.htm#_ftn1" name="_ftnref1"&gt;&lt;strong&gt;[1]&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;strong&gt; به کنوانسیون رفع تبعیض از زنان پیوسته و این خانم محجبه و نوه مفتی اعظم، مسئول اجرا و عملی کردن کنوانسیون در سوریه بود. وقتی به صحبت او اشاره کردم و گفتم که وقتی در مجلس شورای اسلامی در سال 2003 بحث پیوستن به این کنوانسیون مطرح شد در مخالفت با اون در قم پیاده روی کردند و خانم مسئول امور زنان و خانواده دفتر ریاست جمهوری سه سال بعد گفت تا زنده هست اجازه نخواهد داد که &lt;br /&gt;ایران به این کنواسیون بپیونده&lt;/strong&gt;&lt;a title="" style="COLOR: blue; TEXT-DECORATION: underline; text-underline: single" href="http://www.rowzane.com/0000_2008/e_m06/29-roya.htm#_ftn2" name="_ftnref2"&gt;&lt;strong&gt;[2]&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;strong&gt;، خانم سوریه ای سرش رو از یک طرف به عنوان افتخار بالا برده بود و از طرفی به عنوان تاسف تکان میداد.&lt;br /&gt;چهارشنبه 29 خرداد 1387 بود و من مثل همه این چند ماه گذشته صحبتم رو با نامها و عکسهایی از "روناک صفارزاده" و "هانا عبدی" شروع کرده بودم. بیخبر از اینکه ایندفعه با دفعه های قبل فرق داره و همزمان با صحبت من خبر حکم پنج سال زندان و تبعید هانا در حال پخش شدن بود&lt;/strong&gt;&lt;a title="" style="COLOR: blue; TEXT-DECORATION: underline; text-underline: single" href="http://www.rowzane.com/0000_2008/e_m06/29-roya.htm#_ftn3" name="_ftnref3"&gt;&lt;strong&gt;[3]&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;strong&gt;.&lt;br /&gt;جلسه، دوازدهمین نشست سالانه درباره نقش زنان و صلح در خاورمیانه بود و موضوع تحت بررسی امسال ظرفیت سازی از طریق آموزش و پرورش. چند ماه پیش در لندن من به عنوان مسئول کمیته حقوق بشر انجمن پژوهشگران ایران مقاله ای رو درباره تبعیض قانونی علیه زنان در ایران ارائه داده بودم و به دلیل آشنایی هایی که بوجود آمد به این نشست در سازمان ملل متحد دعوت شدم والبته به نوعی وصله ناجورهم بودم چون همه با حمایت دولتهاشون اونجا بودن و من ...!&lt;br /&gt;به هر حال من صحبتم رو از جای دیگری آغاز کردم و حرفهایی رو که از پیش آماده کرده بودم نزدم. چون صحبت من بعد از شنیدن گزارش های مکرر و مشابه از پیشرفت کشورهای عربی و مسلمان منطقه در حوزه زنان بود. هیچکس نمی گفت که همه چیز ایده آله ولی همه از حمایت دولتی و اراده به بهبود وضعیت زنان کشورشان حرف میزدند. شنیدم که به چه ترتیب سهمیه بندی جنسی اما از نوع مثبتش به نفع زنان در زمینه تحصیل و اشتغال مطرح شده و اینکه به چه ترتیب حضور بیشتر و بیشتر زنان در صحنه اجتماعی تشویق میشه.&lt;br /&gt;حسودیم شد!&lt;br /&gt;عصبانی شدم!&lt;br /&gt;مگه اونها مسلمون نبودند؟&lt;br /&gt;مگه شرع اسلام در کشورهای اونها اجرا نمیشه؟&lt;br /&gt;پس اونها چی میگن و ما چی میگیم؟&lt;br /&gt;از یمن و کویت و بحرین و عمان و سوریه ... گرفته تا تونس و مصر و لبنان و اردن از دستاوردها و پیشرفتهای خودشون تعریف کردند. حتی افغانستان و عراق تحت اشغال و جنگ و خشونت، قوانین اساسی شون رو به نحوی نوشتند که نه تنها زن ستیز نیست که برای برابری و پیشرفت زنان هم قانون آوردند.&lt;br /&gt;بنابراین بحث اساسی ام رو که بر پایه تحقیق گسترده سال گذشته انجمن پژوهشگران ایران&lt;/strong&gt;&lt;a title="" style="COLOR: blue; TEXT-DECORATION: underline; text-underline: single" href="http://www.rowzane.com/0000_2008/e_m06/29-roya.htm#_ftn4" name="_ftnref4"&gt;&lt;strong&gt;[4]&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;strong&gt; بود (که بسیار جالب و منعکس کننده تحولات امروز جامعه ایران میباشه) مطرح نکردم. قبل از ظرقیت سازی باید زمینه های اون آماده بشه. دیدم باید از پایه حرف زد.  از برابری و فرهنگ سازی. از شناخت موانع و راه حل پیدا کردن. و مهمتر از همه از باور داشتن، از نترسیدن، از شجاعت و پا جلو گذاشتن و از قبول پرداخت هزینه برای ساختن آینده سالم بچه هامون. یعنی از جنبش امروز برابرطلبی در ایران.&lt;br /&gt;گفتم که تبعیض علیه ما زنان ایرانی، از قبل از بدنیا آمدنمون شروع میشه. که اگر جنین دختر چهارماهه ای بخاطراتفاقی یا تصادفی از بین بره دیه اش نصف دیه جنین پسره&lt;/strong&gt;&lt;a title="" style="COLOR: blue; TEXT-DECORATION: underline; text-underline: single" href="http://www.rowzane.com/0000_2008/e_m06/29-roya.htm#_ftn5" name="_ftnref5"&gt;&lt;strong&gt;[5]&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;strong&gt;.&lt;br /&gt;گفتم با اینکه بخاطر مبارزات زنان سن ازدواج دختران ما به 13 سال بالا رفته، دختر بچه های نه ساله ایرانی به حکم قاضی هنوز شوهر داده میشن&lt;/strong&gt;&lt;a title="" style="COLOR: blue; TEXT-DECORATION: underline; text-underline: single" href="http://www.rowzane.com/0000_2008/e_m06/29-roya.htm#_ftn6" name="_ftnref6"&gt;&lt;strong&gt;[6]&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;strong&gt; و بر اساس آمار سرشماری سال &lt;/strong&gt;&lt;a title="" style="COLOR: blue; TEXT-DECORATION: underline; text-underline: single" href="http://www.rowzane.com/0000_2008/e_m06/29-roya.htm#_ftn7" name="_ftnref7"&gt;&lt;strong&gt;[7]&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;strong&gt;1385 در گروه سنی دختران 10- 14 ساله 4741 دختر بیوه و مطلقه داریم.&lt;br /&gt;گفتم امروز در ایران بازنگری قوانین به ضد خودش تبدیل میشه. مثال قانون تازه مجازات اسلامی رو زدم که نه تنها مشگلات قبلی رو حل نکرده که به اون اضافه هم کرده. از ماده 23 لایحه مثلا حمایت از خانواده&lt;/strong&gt;&lt;a title="" style="COLOR: blue; TEXT-DECORATION: underline; text-underline: single" href="http://www.rowzane.com/0000_2008/e_m06/29-roya.htm#_ftn8" name="_ftnref8"&gt;&lt;strong&gt;[8]&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;strong&gt; گفتم که حالا می خوان مرد ایرانی بدون اطلاع و اجازه همسرش دوباره زن بگیره و نه اینکه با اصلاح قوانین چند همسری رو ممنوع کنند.&lt;br /&gt;گفتم که با اینکه با تمام موانع، اکثریت فارغ التحصیلان دخترند – که این خودش برای نسل آینده بسیار خوب و مثبت میتونه باشه -  ولی درصد بالای بیکاری این گروه به سرخوردگی، نا امیدی و افسردگی میتونه بیانجامه.&lt;br /&gt;بهرحال در وقت محدودی که داشتم بطور خلاصه از تبعیض قانونی که لحظه به لحظه زندگی ما زنان ایرانی رو کنترل میکنه گفتم.&lt;br /&gt;اما حرف اصلیم از زمانی شروع شد که گفتم با تمام موانع قانونی و فرهنگی، با تمام احکام شلاق و زندان، دختران و زنان ایران با قدرت، با امید وقدمهای مثبت به آینده خودشون قدم دارن میگذارن و اون رو شکل میدن و به خصوص از نسلی که یا بعد از انقلاب بدنیا اومده یا بزرگ شده تعریف کردم.&lt;br /&gt;از اینکه از دل خشونت 22 خرداد 85 مبارزات و جنبشهای مدنی بدنیا آمده که حالا در قلب حرکتهای اجتماعی قرار گرفتند گفتم. از اینکه فرهنگ سازی از دل خانواده شروع میشه. از اهمیت و قدرت کمپین "تغییر برای برابری" گفتم و از کمپین های "سهمیه جنسیتی برای تحصیل در دانشگاه"، "مادر من، وطن من"، "قانون بی سنگسار" و ... اینکه چگونه حالا مردان ما هم ازبرابری زن و مرد علنا حمایت میکنند و تاکید به اهمیت حضور مردان در این جنبش ها کردم.&lt;br /&gt;و در نهایت حرفم را با تصویری از "امیر یعقوبعلی" به عنوان اولین مردی که برای حمایت از برابری زن و مرد به زندان محکوم شده پایان دادم.&lt;br /&gt;وقتی در پایان حرفم چند ثانیه سکوت بود و بعد دست زدن طولانی، آگاه بودم که این زنان صاحب مقام مسلمان نمیدونستن با حرفهای من چطور باید برخورد کنند ولی شجاعت دختران و زنان ایرانی اونها رو مجبورکرده بود که بایستند و دست بزنند - کوچکترین توهمی هم ندارم که این دست زدن ها برای من بود.&lt;br /&gt;من آخرین سخنران بودم و بعد از پایان جلسه تعداد بیشماری دورم جمع شده بودند و میگفتند این اسلام نیست، اینها همه تعبیر غلطه و همه از قرآن برای من مثال می آوردن. میخواستند من رو قانع کنند که این قوانین، قوانین اسلامی نیستند. من تنها حرفی که میزدم تکرار ماده 4 قانون اساسی جمهوری اسلامی&lt;/strong&gt;&lt;a title="" style="COLOR: blue; TEXT-DECORATION: underline; text-underline: single" href="http://www.rowzane.com/0000_2008/e_m06/29-roya.htm#_ftn9" name="_ftnref9"&gt;&lt;strong&gt;[9]&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;strong&gt; بود.&lt;br /&gt;ولی جالبتر از همه این بود که چون این قوانین رو در تعارض با اسلامی که میشناختند میدونستند قول حمایت می دادند و اینکه تا حد ممکن از جنبش برابری طلبی در ایران حمایت خواهند کرد.&lt;br /&gt;به شجاعت و ایستادگی دختران و زنان کشورم افتخار میکنم که با تمام موانع برای برابری مبارزه میکنند و به سهم خودم هر جا که بتونم صدای اونها رو خواهم رسوند.&lt;br /&gt;رویا کاشفی&lt;br /&gt;لندن - 28 ژوئن 2008&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;a title="" style="COLOR: blue; TEXT-DECORATION: underline; text-underline: single" href="http://www.rowzane.com/0000_2008/e_m06/29-roya.htm#_ftnref1" name="_ftn1"&gt;&lt;strong&gt;[1]&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;strong&gt;   سوریه به تاریخ 28 مارس 2003 به کنوانسیون رفع تبعیض از زنان پیوسته و آن را به اجرا گذاشته است.&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;a title="" style="COLOR: blue; TEXT-DECORATION: underline; text-underline: single" href="http://www.rowzane.com/0000_2008/e_m06/29-roya.htm#_ftnref2" name="_ftn2"&gt;&lt;strong&gt;[2]&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;strong&gt;   "من تا زمانی که زنده هستم و ریاست این مرکز را بر عهده دارم اجازه نمی دهم به هیچ کدام از موافقت نامه ها و کنوانسیون های بین المللی در مورد حقوق زنان بپیوندیم چون ما از طریق دین اسلام و آیات عظام می توانیم برای حل خلاها و مشکلات موجود اقدام کنیم و دلیلی هم نمی بینم که از الگوی شکست خورده غرب پیروی کنیم" . زهره طبیب زاده نوری - رئیس مرکز امور زنان و خانواده - اولین مصاحبه مطبوعاتی سه شنبه 9 خرداد 1385 - آفتاب - کد مطلب : 47049&lt;br /&gt;https://schrr.net/spip.php?article1683  [3]&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;a title="" style="COLOR: blue; TEXT-DECORATION: underline; text-underline: single" href="http://www.rowzane.com/0000_2008/e_m06/29-roya.htm#_ftnref4" name="_ftn4"&gt;&lt;strong&gt;[4]&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;strong&gt;   &lt;/strong&gt;&lt;a style="COLOR: blue; TEXT-DECORATION: underline; text-underline: single" href="http://www.aciiran.com/chekideh1.htm"&gt;&lt;strong&gt;http://www.aciiran.com/chekideh1.htm&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;strong&gt; - &lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;بررسی گرایشهای ایرانیان نسبت به هویت ایرانی و آینده ایران&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;a title="" style="COLOR: blue; TEXT-DECORATION: underline; text-underline: single" href="http://www.rowzane.com/0000_2008/e_m06/29-roya.htm#_ftnref5" name="_ftn5"&gt;&lt;strong&gt;[5]&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;strong&gt;   قانون مجازات اسلامی – کتاب سوم، دیات: باب دوازدهم – دیه سقط جنین ماده 487 بند 6&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;a title="" style="COLOR: blue; TEXT-DECORATION: underline; text-underline: single" href="http://www.rowzane.com/0000_2008/e_m06/29-roya.htm#_ftnref6" name="_ftn6"&gt;&lt;strong&gt;[6]&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;strong&gt;   قانون مدنی ماده 1041 – عقد نکاح دختر قبل از رسیدن به سن 13 سال تمام شمسی و پسر قبل از رسیدن به سن 15 سال تمام شمسی منوط است به اذن ولی به شرط رعایت مصلحت با تشخیص دادگاه صالح&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;a title="" style="COLOR: blue; TEXT-DECORATION: underline; text-underline: single" href="http://www.rowzane.com/0000_2008/e_m06/29-roya.htm#_ftnref7" name="_ftn7"&gt;&lt;strong&gt;[7]&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;strong&gt;   &lt;a href="http://www.sci.org.ir/portal/faces/public/census85/census85.natayej/"&gt;http://www.sci.org.ir/portal/faces/public/census85/census85.natayej/&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;census85.jadavelmomtakhab&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;a title="" style="COLOR: blue; TEXT-DECORATION: underline; text-underline: single" href="http://www.rowzane.com/0000_2008/e_m06/29-roya.htm#_ftnref8" name="_ftn8"&gt;&lt;strong&gt;[8]&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;strong&gt;   لایحه حمایت از خانواده  ارائه شده به مجلس به تاریخ 1 مرداد 1386 – فصل سوم: ازدواج - ماده 23- اختيار همسر دائم بعدي، منوط به اجازه دادگاه پس از احراز توانايي مالي مرد و تعهد اجراء عدالت بين همسران مي باشد.&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;a title="" style="COLOR: blue; TEXT-DECORATION: underline; text-underline: single" href="http://www.rowzane.com/0000_2008/e_m06/29-roya.htm#_ftnref9" name="_ftn9"&gt;&lt;strong&gt;[9]&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;strong&gt;  اصل چهارم قانون اساسی: "کلیه قوانین و مقررات مدنی، جزائی، مالی، اقتصادی، اداری، فرهنگی، نظامی، سیاسی و غیر اینها باید بر اساس موازین اسلامی باشد. این اصل بر اطلاق یا عموم همه اصول قانون اساسی و قوانین و مقررات دیگر حاکم است و تشخیص این امر بر عهده فقهای شورای نگهبان است".&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/268743417590525094-5569497451032786526?l=ziip-women.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-women.blogspot.com/feeds/5569497451032786526/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=268743417590525094&amp;postID=5569497451032786526&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/5569497451032786526'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/5569497451032786526'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-women.blogspot.com/2008/07/blog-post.html' title='زنان و صلح در خاورمیانه'/><author><name>واحد اصفهان حزب کمونیست کارگری ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02277201399027135406</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='35' height='6' src='http://bp1.blogger.com/_ANVPupHJoro/RfI6yrGnCfI/AAAAAAAAAKc/jHSlyyTiDBA/s400/baner+zip.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-268743417590525094.post-5255334958826684970</id><published>2008-06-22T13:20:00.000+04:30</published><updated>2008-06-22T13:21:58.357+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='افسانه وحدت'/><title type='text'>نوزادی که متولد شده حالا جوان پر قدرتی شده است</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;متن سخنرانی افسانه وحدت در کنفرانس الترناتیو در شهر کلن آلمان&lt;br /&gt;از این که به این کنفرانس دعوت شدم تشکر می کنم و خوشحالم که امروز در اينجا با شما هستم.&lt;br /&gt;فرصتی چندان زیادی برای سخنرانی ندارم و در همین وقت کوتاه دوست دارم توقعی که از این کنفرانس دارم را همینجا در آغاز مطرح کنم. تردید ندارم که همه ما می خواهیم کاری بکنیم٬ مشکلی را از سر راه برداریم. اینکه ما امروز چه تصمیمی میگیریم و برای به ثمر رسیدن این مبارزات چه نقشه و طرحی را روی میزکار این کنفرانس میگذاریم٬ میتواند آنرا به يک اتفاق مهم در راه مبارزه برای آزادیخواهی و سکولاریسم بدل کند. تحولی تاریخی بسازد٬ برای میلیونها انسانی که گرفتار تهدیدهای ارتجاعی اسلامی هستند٬ امیدی ایجاد کند٬ راه حلی بیافریند و جهت صحیح را برای مبارزه ای جدی نشان دهد.&lt;br /&gt;حتی یک مشاهده ساده نشان میدهد که آپارتاید جنسی در کشورهای اسلام زده بیداد میکند! قوانین ارتجاعی اسلامی را به ضرب و زور ارعاب و شکنجه، زندان و کشتار به جامعه تحمیل میکنند. زنان سنگسار می شوند، مورد تجاوز قرار می گیرند٬ چون ناموس خانواده اند توسط مردان خانواده به قتل می رسند. دعادختر بچه ۱۶ ساله با تائید قانون٬ با ضربات مشت و لگد و پرتاب سنگ زجرکش می شود، دختر بچه ها از ۶ سالگی شرعأ به ازدواج مردان ۳۰ سال مسن تر از خود در می آیند و مورد تجاوز، شکنجه و اذیت و آزار جنسی دائمی قرار می گیرند. دست و پای مردم را با شمشیر و تبر در روز روشن در میدانهای عمومی در کشورهای اسلام زده قطع می کنند و صدها جنایت آشکار و نهان دیگر روزانه جامعه را خون باران می کند و این مدار وحشت همچنان ادامه دارد.&lt;br /&gt;ما از خودمان هزاران بار می پرسیم علیرغم این همه فجایع پس چرا هیچ چرخی از گردش نمی ایستد. چرا در این دنیای پیشرفته و متمدن نمی توان به این وحشیگری ها خاتمه داد!؟ دولتهای غربی که خود را مظهر تمدن و دموکراسی می دانند با وحشيگریهای اسلامی ــ قرون وسطايي٬ چرا تسویه حساب نمی کنند؟ چرا نهادهاي بين المللي مثلا سازمان ملل و پارلمان اروپا از کشورهائی که سنگسار جزو مجازاتهای قانونیشان است نمی خواهند که این وحشیگری را ملغي اعلام کنند؟ ارتباطات سیاسی خود را با این دولتهای خونریز قطع یا محدود نمیکنند!؟&lt;br /&gt;حقیقت این است که اسلام در جهان معاصر٬ پديده اى صرفا مذهبی نیست. پديده اى سياسى و محصول معادلات سياسى جامعه بورژوائى و جدال طبقاتى ايندوره است. این پدیده ارتجاعی با دخالت و حمایت غرب در خاورمیانه در جدال با چپ برپا شد با حمایت غرب ماندنی شد. مذهب و جامعه طبقاتی لازم و ملزوم هم هستند. مذهب همیشه این رسالت را داشته است تا فقر را توجیه کند تا به طبقات اجتماعی مشروعیت بدهد. بورژوازی معاصر هم از این امر جدا نیست. نه تنها مشکلی با آن ندارد بلکه تقویتش هم میکند.&lt;br /&gt;دولتهای غربی سیاستها و مماشات خود با جریان اسلام سیاسی را پشت سیاست و تز نسبیت فرهنگی پنهان می کنند٬ سازش و مدارا با دولتهای اسلامی را با این ترفند بشدت ارتجاعی توجیه می کنند. با این تز٬ فرهنگ اسلامی را که بزور شلاق، شکنجه و زندان به مردم تحمیل شده فرهنگ مردم این کشورها می دانند و می گویند زنان در اين جوامع و با اين فرهنگ و با اين سنتها، ميخواهند که سنگسار شوند و ميخواهند به ازدواج اجباري تن دهند و يا ميخواهند بدليل دفاع از ناموس خانواده به قتل برسند. سنگسار و يا ختنه زنان و قتل زنان و دختران بعنوان يک بخش  فرهنگ و سنتهاي مردم اين جوامع مطرح ميشود.&lt;br /&gt;با همین متد دول اروپائی باب رابطه با جمهوری اسلامی را برای مردم کشوهای خودشان توجیه میکنند٬ جمهوری اسلامی را نماینده مردم ایران می دانند و کشور ایران را اسلامی قلمداد میکنند. رسما درادبیات دیپلماسی شان از کشورهای اسلامی نام میبرند. ما کشور اسلامی نداریم! اما حاکیت و دولتهای اسلامی داریم که دنیا از گند تعفنشان به ستوه آمده است. کشور ایران اسلامی نیست. حکومت اسلامی با کشتار و سرکوب روی کار آمد و با مقاومت شدید مردم مواجه شد. همین دولتهای غربی جانیان اسلامی حاکم بر ایران را دعوت می کنند ٬زیر پایشان فرش قرمز پهن می کنند و هر روز با برپا کردن بهانه ای این رابطه چندش آور را رنگ و لعاب میزنند. همه شما از سناریوی بیشرمانه گفتگوی تمدنها مطلع هستید٬ کنفرانس برلین را بخاطر دارید.&lt;br /&gt;بنابراین٬ کلاسهاي تدريس قرآن در قلب اروپا کماکان میتوانند از تروریسم اسلامی تا ناموس پرستی و آپارتاید جنسی را در کشورهای اروپایی سازماندهی و رهبری کنند! دست اندازي و نفوذ مذهب و اسلام سياسي در مراکز زندگي و فعاليت مردم در قلب اروپا تقویت شود. در کشور سوئد٬ مدارس تربیت امام و مجتهد از جیب مردم و با خرج دولت دائر شود! دولت سوئد هم مثل سایر کشورهای اروپائی گروههای اسلامی و مجتهدین اسلامی را نماینده مردم مهاجر می داند و می خواهد مشکل قتل های ناموسی و دیگر مشکلاتی که بسیاری از مهاجرین در سوئد را گریبانگیر کرده با تربیت امام سوئدی حل کند. به این ترتیب تحقیر و زورگوئی به زنان و جرائم ناموسی را قانونی خواهند کرد.&lt;br /&gt;ما باید از چه دفاع کنیم و این کنفرانس چه چیز را باید مقابل چشم جهانیان بگیرد!؟ پیام ما به جهان مضطرب و نگران چه باید باشد؟&lt;br /&gt;بخش عظیم مردم دنیا فقر را نمی پذیرند، جنگ نمی خواهند، به راسیسم و قوم پرستی گردن نمی گذارند٬ بشریت متمدن علیه بازگشت مذهب و دخالت مذهب در زندگی افراد است. انسانهای سکولار و آزادیخواه با مدارس مذهبی برای کودکان مخالفند، حجاب کودک را تحقیر و دست اندازی به حقوق کودک می دانند و خواهان برچیدن گنداب مذهب از آموزش و زندگی کودکان هستند. علیه ناموس پرستی و خواهان برابری مطلق زن و مرد هستند و این پرچمی است که اکس مسلم بلند کرده. اکس مسلم خود را نماینده این مردم درمقابله با ارتجاع هار اسلامی می داند. بخش معترص جنبش اعتراضی و سکولار این مردم است.&lt;br /&gt;اکس مسلم در مقابه با این دید دول اروپائی که هویت انسانها را بر اساس مذهبشان می سنجند وهمه مهاجرینی که از خاور میانه می آیند را مسلمان می بینند و گروه های مرتجع اسلامی را نمایندگان این مردم می دانند و مماشاتشان را با اسلام سیاسی توجیه می کنند.ایستاده است.&lt;br /&gt;ما در این کنفرانس باید اعلام کنیم که در وسط میدان مبارزه با ارتجاع اسلامی می خواهیم بایستیم و جنگی را که مدتهاست آغاز کرده ایم به فرجام نهایی برسانیم. همه جهانیان امروز باید متوجه شوند که نوزادی که متولد شده حالا جوان پر قدرتی است و این فقط یک معنا دارد٬ ما باید طرف حساب رسمی این دولتها باشیم. نقش ما تاکنون مانند گروه فشار بوده است. این دیگر برای ما بشدت ناکافی است. اکس مسلم باید رسما از جلد گروه فشار بیرون بیاید و مدعی اصلی سکولاریسم و مبارزه با مذهب شود. این تصمیم؛ این کنفرانس را تاریخی خواهد کرد!&lt;br /&gt;بنابراین باید چنین محاسبه کنیم که طی یک پریود تعریف شده فعالیت چند نهاد مذهبی به خاطر حضور پر قدرت ما تعطیل شده است. چند دولت اروپایی از مواضع خود در مماشات با جریانات اسلامی عقب نشسته است.&lt;br /&gt;اینها آروزهای محال نیست. این نقشی است که ما باید ایفا کنیم. میلیونها مردم در جهان به چنین تشکلی نیازمندند! چشم براه تولد چنین غولی هستند. ما سرمایه و ابزار این مبارزه را داریم! خودمان! جبهه سوم٬ جهان متمدن! این سرمایه ماست! متشکل کردن و بمیدان آوردن همین نیرو ما را از گروه فشار به یک جریان قدرتمند سیاسی بدل خواهد کرد. ما نمیتوانیم وحق نداریم بیش از این میلوینها قربانی جهالت مذهبی ــ اسلامی را منتظر بگذاریم. جبهه های اصلی نبرد چشم به راه ماست.&lt;br /&gt;با توجه به حضور ما نباید مذهب در زندگی مردم دخالت کند. نباید حتی یک مدرسه مذهبی در اروپا تاسیس شود. حجابی بر سر دختر بچه ای برود٬ ناموس پرستی کور٬ جان زنان و دختران را بگیرد. میدان سنگساری برپا شود!&lt;br /&gt;باور کنید تا همین جای کار هم٬ ما چشم امید میلیونها انسانیم. این کنفرانس این نقش تاریخی را خواهد پذیرفت.*&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/268743417590525094-5255334958826684970?l=ziip-women.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-women.blogspot.com/feeds/5255334958826684970/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=268743417590525094&amp;postID=5255334958826684970&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/5255334958826684970'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/5255334958826684970'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-women.blogspot.com/2008/06/blog-post_22.html' title='نوزادی که متولد شده حالا جوان پر قدرتی شده است'/><author><name>واحد اصفهان حزب کمونیست کارگری ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02277201399027135406</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='35' height='6' src='http://bp1.blogger.com/_ANVPupHJoro/RfI6yrGnCfI/AAAAAAAAAKc/jHSlyyTiDBA/s400/baner+zip.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-268743417590525094.post-5723828914262450097</id><published>2008-06-04T13:12:00.000+04:30</published><updated>2008-06-04T13:18:42.069+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='رها سرشار'/><title type='text'>اصلاح قانون برچیدن نظام ضد زن؟ ضرورت اتحاد برای حذف همه ی قوانین زن ستیز اسلامی ...</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt; رها سرشار، ایران&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;شغلم ایجاب می کند از کنار هیچ اتفاقی بی تفاوت نگذرم . روزنامه نگاری از خبرنگاری جدا نیست و یک روزنامه نگار موفق برای ارائه ی کار بهتر، لازم است که خبرنگار خوبی هم باشد و برای دقیق دیدن رویداد ها و تحلیل آن ها به چندین چشم مسلح باشد . خوب ببیند ، خوب بشنود و خوب حس کند . اعتراف می کنم که این روزها کار برایم سخت تر از گذشته است . این روزها دردها ، ناهنجاری ها و سختی ها بیشتر شده است و برای دیدن آنها کافی است به هر گوشه ای چشم بگردانی و این یعنی کار خبرنگاری و تهیه ی خبر آسان شده اما تحمل دیدن رنج مردم و گرفتاری هایشان سخت است و گاه ناممکن . تصمیم گرفته ام از این پس در هر شماره ی نشریه ی سازمان جوانان کمونیست که آن را بسیار دوست دارم به نوشتن دردهایی از بی شمار دردهای مردم  بپردازم که به واسطه ی قانون های نخ نما ، کهنه ، سنتی و ضد انسانی گریبان گیر مردم شده است و برای رهایی از آنها به حرکتی عظیم و آگاهانه نیاز است . چهارشنبه ی هفته ی پیش برای انجام کاری به دادگاه رفتم و چون عجله نداشتم به جای ایستادن در راهرو و چشم انتظار نوبت ماندن روی یک صندلی نشستم تا صدایم کنند و از آنجایی که دادگاه های ایران هیچ حساب و کتابی ندارد می دانستم ممکن است کارم آن روز و شاید آن هفته انجام نشود گوشی گذاشتم و یکی از سخنرانی های حکمت را روی پلیر گوش کردم . نیم ساعتی گذشته بود که زنی کنارم نشست . زنی چادری با صورتی که پیدا نبود و بچه ای که از گردنش آویزان بود . بچه ساکت بود و چشم هایش هم به زور باز بود . زن نگاه حسرت باری به من کرد و آرام بر جای ماند . لحظه ای بعد مردی صدایش زد و او رفت و چند کلمه حرف زدند . لرزش دستان زن توجهم را جلب کرد . گوشی ها را در آوردم تا بشنوم چه می گویند . مرد  گفت : تو رفتیم تو حرف نمی زنی ، فقط انگشت می زنی و میایی بیرون . اشک زن جاری شد و چادرش که کنار رفت جای زخم و آسیب را روی صورت جوانش دیدم . مرد رفت و زن باز کنار من نشست . راستش دیدن زن هایی مانند او برایم عادی بود اما این زن جوان تر از آن بود که بتوانم کنجکاوی نکنم و نپرسم برای چه آمده ای ؟ نگاهم نکرد . گفت : آمده ام رضایت بدهم شوهرم زن بگیرد ! چشم هایم گرد شد اما او ندید ! گفتم : چرا ؟ گفت : از روستایمان با کتک آورده مرا ! ساکت شدم اما باز نتوانستم . گفتم : چه کاره است ؟ گفت : بنا ! گفتم : پس در آمد همیشگی ندارد . گفت : هیچ در آمدی ندارد . گفتم : پس چه می کنید ؟ چه می خورید ؟ گفت : یازده سالم بود که زنش شدم . بنا بود.  صیغه اش ماندم  تا شانزده سالم شد و دو تا بچه داشتم که عقدم کرد . سرکار نمی رود و با برادرانش گاهی چیزی می دزدند و می فروشند دیگر بنایی هم نمی کند  . گفتم : الان چند ساله ای؟ گفت : هجده ساله ام ! گفتم :  زن دوم می خواهد ؟ گفت : آره ! دختر عمویم را می خواهد . آه از نهادم بر آمد و گفتم : رضایت نده ! نگاهم کرد . جای زخم ها بیشتر معلوم شد . بی اختیار به یاد فعالین کمپین یک میلیون امضا افتادم و امضاهای اینترنتیشان ... این زن نان شب نداشت بخورد چه رسد به دسترسی به اینترنت و امضای کمپین برای تغییر قانون ها ! به فرض جمع آوری یک میلیون امضای زن روشنفکر و کارمند و معلم و ... فردای کامل شدن امضاها یکی از همین سردارهای سرکوب کننده ی مردم که پوتین بر گلوی مردم به اسم مبارزه با اراذل می گذارند و عقده های درونی شان را ارضا می کنند و گاه و بیگاه هم از بغل زن های بیچاره ای که برای امرار معاش به دلیل مشکلات عدیده ی اقتصادی ناشی از حکومتی سرمایه دار بیرون می کشانندشان و چند روز بعد هم ارتقا مقام می گیرند و در یک سمت بالاتر شروع به چپای مردم می کنند ، امضای سه میلیون زن چادر به سر بسیجی را تقدیم مجلس فرمایشی و مسخره شان شان می کنند که از همه ی قوانین راضی هستند و کاشته های کمپین یک میلیون امضا بر باد می رود و خوش بینانه هم که نگاه کنیم و باور کنیم که هدفشان آموزش چهره به چهره برای اطلاع زنان از حق و حقوقشان است ، این زن و امثال او که کم هم نیستند و بی اجازه ی شوهرشان حق باز کردن در خانه را ندارند چه رسد به مطالعه ی دفترچه ی کمپین !!! چگونه از قوانین مطلع شوند ؟ به فرض مطلع شدن هم چه کمکی به بهبود شرایطشان می کند ؟ اصلن قوانینی که همه اسلامی و دینی است و واضعان و مجریان آن مردانی هستند که زن را جز برای ارضای شهوت پایان ناپذیرشان که با چهار زن عقدی و چهل صیغه ای هم سیرابی نمی شود و رتق و فتق امور خانه شان و پنهان ماندن در پستوی خانه نمی خواهند ! اصلاحشان چه گامی برای بهتر کردن وضع زندگی زنان در ایران بر می دارد ؟ مگر مشکل دیه ی برابر و ارث برابر و ... است که با اصلاح قوانین ضد زن بتوان به جایی رسید ؟ قوانین جزایی ، مدنی ، خانواده و ... همه و همه بر اساس احکام اسلامی نوشته شده است که جز در جهت سلطه ی سرمایه داری بر مردم هیچ هدف و منشایی ندارد ... در این فکرها بودم که صدایم کردند و گفتند : مسوولی که باید به کار من رسیدگی کند یک هفته مرخصی گرفته و نیست ! پرسیدم : جایگزین ؟ گفتند : ندارد ! گفتم : چرا الان می گویید ؟ من سه ساعت است اینجا هستم ! در به رویم بسته شد و فهمیدم که وقت من کمترین اهمیتی برای جناب منشی ندارد ! اما از آنجایی که برای خودم مهم بود دوباره در زدم و گفتم : کار من را به شعبه ی دیگری بدهید تا انجام شود . با اخم گفت : نمی شود ! گفتم : چه طور میشود که کارمند شما بی جایگزین یک هفته برود و کار من انجام نشود ! اما نمی شود پرونده ام را بدهید به یک شعبه ی دیگر ؟ او گفت و من گفتم و دیدم با قانون مداری کار از پیش نمی برم صدایم را بلند کردم و بلند بلند برایش توضیح دادم که من مسافرم و کارم باید همین هفته انجام شود . سرها یکی یکی از اتاق ها بیرون آمد و زمزمه ها بلند شد که چه زن بی حیایی است و من هم بلند برایشان توضیح دادم که چه طور وقتی یک مرد داد می زند عیب نیست اما من !!! کوتاه نیامدم و ادامه دادم . بعضی ها که می شنیدند چه می گویم دفاع می کردند و ازاتفاقات مشابه شان می گفتند .  ظهر شده بود و وقت نماز و ناهارشان ! که در مقابل چشمان من ! همان کارمندی که یک هفته !!! رفته بود مرخصی از اتاقش آمد بیرون ! در حالی که جوراب هایش روی شانه اش بود و می رفت برای وضو و ... از فرط عصبانیت نمی دانستم چه کنم ! جیغ و دادم که به هوا رفت خواستند از دادگاه بیرونم کنند که نرفتم ! کسانی که از قبل می دانستند چه شده برای انجام کار من به آنها اعتراض کردند . ترس را در چشمان کارمندان می دیدم . تعداد زیاد شده بود و من  ماندم و با داد و هوار خودم و بقیه کسانی که آنجا بودند و دل پری هم داشتند ،  مجبورشان کردم کارم را انجام دهند ! وقتی بیرون می آمدم راضی بودم که در چارچوب های ضد بشریشان محصور نمانده ام و از ترس شنیدن حرف هایی متحجرانه و عصر حجری صد من یه غازی که می گوید زن نباید بخندد و تبسم هم نکند و سیاه بپوشد و در مطبخ بماند و مرد صدایش را نشنود که بی مقدمه تحریک نشود و به گناه نیفتد ، کارم را رها نکرده ام ! اما در فکر آن زن و بچه اش بودم که نه می تواند وکیل بگیرد نه خانوم شادی صدر و نه شیرین عبادی حتی از وجودش هم خبر ندارند و آمده بود به زور انگشت بزند که شوهرش زن دیگری بگیرد و خودش هم نه آتیه ای داشت و نه ... به یاد آوردم که مجلس فرمایشی و خودی آقایان تصویب کرد که در صورت داشتن تمکن مالی ، مرد می تواند  اقدام به گرفتن زن دیگری کند بدون آنکه ... حالا سوال من این است : آیاد باید برای تغییر این قوانین دست به کار شد یا برای حذف و پاک کردن آنها ؟ &lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/268743417590525094-5723828914262450097?l=ziip-women.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-women.blogspot.com/feeds/5723828914262450097/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=268743417590525094&amp;postID=5723828914262450097&amp;isPopup=true' title='2 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/5723828914262450097'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/5723828914262450097'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-women.blogspot.com/2008/06/blog-post.html' title='اصلاح قانون برچیدن نظام ضد زن؟ ضرورت اتحاد برای حذف همه ی قوانین زن ستیز اسلامی ...'/><author><name>واحد اصفهان حزب کمونیست کارگری ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02277201399027135406</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='35' height='6' src='http://bp1.blogger.com/_ANVPupHJoro/RfI6yrGnCfI/AAAAAAAAAKc/jHSlyyTiDBA/s400/baner+zip.jpg'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-268743417590525094.post-87998383436293398</id><published>2008-05-31T10:02:00.000+04:30</published><updated>2008-05-31T10:04:24.617+04:30</updated><title type='text'>گشتهاي "امنيتي و انتظامي" گوياي وحشت حكومت است</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;كاظم نيكخواه&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;در حاشيه رويدادها&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;حكومت اسلامي آشكارا فضاي طغيان و شورش از جانب مردم را بو كشيده است. دست اندركاران حكومت به تقلا افتاده اند و طرح پشت طرح براي مقابله با مردم به اجرا ميگذارند. در كنار "طرح امنيت اجتماعي" و تعرض به دختران و پسران به دليل "لباس نامتعارف" و هشدار به آرايشگاه ها براي آرايش نامتعارف موي مردان و ممنوعيت ورود كراوات و امثال اينها ديروز خبر گشتهاي "امنيتي و انتظامي" نيز منتشر شد كه قرار است از امروز سوم خرداد به اجرا گذاشته شود. در ميان همه اين اقدامات شايد هيچ چيز به اندازه گشتهاي "امنيتي و انتظامي"  در هزار محله در شهرهاي مختلف اين وحشت حكومت از مردم را انعكاس ندهد. اين تلاشي براي ايجاد يك نوع حكومت نظامي اعلام نشده عليه مردم خشمگين و بجان آمده است كه از بگير و ببند و فقر گراني و فلاكت به تنگ آمده اند و اين خشم خودرا در كوچه و خيابان و كارخانه و همه جا هرروز و هر ساعت دارند بروز ميدهند. روزنامه جمهوری اسلامی خبر داد که از روز سوم خرداد فعاليت "گشت پياده" نيروی بسيج در سطح شهرها آغاز می شود. اين روزنامه به نقل از معاون عمليات نيروی مقاومت بسيج، نوشته است "گردان های عاشورا ، گروه های رزمی کربلا و گردان های ذوالفقار پيش قراولان فعاليت گشت های بسيج هستند که آموزش های لازم را در اين باره ديده اند ، و به صورت گشت های پياده در مناطق و شهرهای مختلف کشور  فعاليت خواهند کرد. روزنامه جمهوری اسلامی ، از قول معاون عمليات بسيج ، ماموريت  اين گشت ها را "امنيتی و انتظامی" توصيف کرده ، و نوشته "در کنار گشتی های مشهود ، فعاليت نامشهود بسيج برای خنثی سازی توطئه دشمنان که از سال ها قبل آغاز شده ، تقويت خواهد شد." سايت امروز نيز اين گزارش را اينطور گزارش داده است: "صداي عدالت در تيتر اول از آغاز به كار گشت‌هاي بسيج از سوم خرداد، خبر داد و به نقل از سردار ذوالقدر معاون عمليات نيروي مقاومت بسيج نوشت: اين گشت‌ها ۵ نفره و به صورت پياده در هزار نقطه محلات شهري كشور فعاليت خواهند... گشت‌هاي بسيج با لباس‌هاي متحدالشكلي انجام مي‌شود و به همراه آنان يك نفر ضابط قضايي حضور دارد... محدوده گشت مشخص است و فعاليت آنان از ساعات پايان شب تا طلوع آفتاب با هماهنگي و همكاري نيروي انتظامي و قوه قضائيه خواهد بود.."&lt;br /&gt;راه حل شناخته شده و قديمي حكومت ها در برابر فضاي شورش و اعتراض هاي توده اي گسترده هميشه همين بوده است. حكومت نظامي و گشتهاي شبانه و تلاش براي ايجاد فضاي رعب. اين تقلاها قرار است به مردم بگويد ما آماده ايم و از هيچ توحش و سركوبي دريغ نخواهيم كرد. اما از همين اكنون ميتوان شكست محتوم اين طرح را نيز بطور قطع پيش بيني كرد. وقتي كار به اينجا ميرسد كه زن و مرد و پير و جوان حرفشان اينست كه اين حكومت بايد برود، حكومت نظامي و گشت شبانه و امثال آن هم ديگر چندان كاري از پيش نخواهد برد. &lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/268743417590525094-87998383436293398?l=ziip-women.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-women.blogspot.com/feeds/87998383436293398/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=268743417590525094&amp;postID=87998383436293398&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/87998383436293398'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/87998383436293398'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-women.blogspot.com/2008/05/blog-post_31.html' title='گشتهاي &quot;امنيتي و انتظامي&quot; گوياي وحشت حكومت است'/><author><name>واحد اصفهان حزب کمونیست کارگری ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02277201399027135406</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='35' height='6' src='http://bp1.blogger.com/_ANVPupHJoro/RfI6yrGnCfI/AAAAAAAAAKc/jHSlyyTiDBA/s400/baner+zip.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-268743417590525094.post-2447891630295658663</id><published>2008-05-28T18:16:00.002+04:30</published><updated>2008-11-13T17:49:31.978+03:30</updated><title type='text'>گزارشی از فستیوال فمینیستی " فرنه بو" واقع در شمال شهر اپسالا ـ سوئد</title><content type='html'>&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_VAAgLO3RCOE/SD1jHFYXjkI/AAAAAAAAABc/05jSY1FjxaI/s1600-h/ma1.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5205425717664779842" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://3.bp.blogspot.com/_VAAgLO3RCOE/SD1jHFYXjkI/AAAAAAAAABc/05jSY1FjxaI/s320/ma1.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;در روزهای 17 و 18 مای 2008 یک فستیوال فمینیستی با حضور تعداد بسیاری در شهر "فرنه بو" در شمال شهر اپسالا سوئد برگزار شد . فستیوال امسال هفتمین فستیوال برگزار شده توسط مدرسه عالی "فرنه بو"بوده است .&lt;br /&gt;حدود سی سال است که این مدرسه دوره های آموزشی خودرا بصورت اختلاطی از تدریس ، سفر به آفریقا و آمریکای لاتین و تحقیق نهائی در موضوعات حقوق انسانی پیاده میکند . این مدرسه در واقع محلی است که دانش آموزان در آنجا امکان میکنند که از طریق آموزش و سفر ، دانش گلوبال خود را در زمینه های دموکراسی ، برابری ، صلح ومحیط زیست تکمیل کنند .&lt;br /&gt;در فستیوال امسال "مهین علیپور" دعوت شده بود که طی این دو روز برنامه های گوناگون پیرامون وضعیت زنان در ایران و سرکوب زنان توسط آپارتاید جنسی ایران را پیاده کند .&lt;br /&gt;"مهین علیپور" با همکاری و تلاش "ستاره ناقدی" ، "هوشنگ ناقدی" و "آنا گوهری" ازاعضای علیه تبعیض با بر پا کردن نمایش عکس ، میز کتاب و نمایش فیلم و ویدیوکلیپهائی، پیرامون سرکوب زنان توسط جمهوری اسلامی و مبار زات برابری خواهانه زنان در ایران توجه بسیاری را در این فستیوال پیرامون این مسائل بوجود آورد.&lt;br /&gt;سخنرانیها و صحبتهای ارائه شده توسط "مهین علیپور" در این دو روز، عمق بی حقوقی زنان در ایران و قدرت جنبش پیشرو آزادی و برابری زنان در ایران را تا حدود زیادی نشان داد .&lt;br /&gt;تعداد بسیاری لیست "محکومیت آپارتاید جنسی" در ایران را امضاء کرده و خواستار همکاری نز 2008 دیک با این سازمان شدند .&lt;br /&gt;این فستیوال در منطقه به یک فیستوال مدافع آزادی و برابری معروف است و بهمین خاطر در پایان روز اول با حمله نازیستها روبرو شد که تعدادی از فعالین این فستیوال را مورد ضرب و شتم قرار داده و باعث خسارت مالی به این فستیوال شدند . بهمین خاطر نقطه پایانی این فستیوال با یک تظاهرات ضد راسیستی شکل گرفت که فعالین علیه تبعیض با شعار "نه به خشونت" در این تظاهرات شرکت کردند ومهین علیپور یکی از سخنرانان این تظاهرات بود .&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#990000;"&gt;علیه تبعیض&lt;br /&gt;سازمان دفاع از حقوق زن&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#990000;"&gt;25 مای&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/268743417590525094-2447891630295658663?l=ziip-women.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-women.blogspot.com/feeds/2447891630295658663/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=268743417590525094&amp;postID=2447891630295658663&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/2447891630295658663'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/2447891630295658663'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-women.blogspot.com/2008/05/blog-post_457.html' title='گزارشی از فستیوال فمینیستی &quot; فرنه بو&quot; واقع در شمال شهر اپسالا ـ سوئد'/><author><name>shadi aban</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07095689394971220725</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_VAAgLO3RCOE/SD1jHFYXjkI/AAAAAAAAABc/05jSY1FjxaI/s72-c/ma1.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-268743417590525094.post-5497816425042687863</id><published>2008-05-28T15:58:00.000+04:30</published><updated>2008-05-28T16:00:31.848+04:30</updated><title type='text'>مقتول زنده است</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#990000;"&gt;حمید خاموش&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;در ای میلی که برای یک لیست از جمله برای ما فرستاده اند ماجرای تلخ برخورد با جوانی را تعریف کرده اند که در زیر می خوانید. قتل ناموسی و برخوردهای ضد انسانی ای که با زنان میشود ریشه در نابرابری زن و مرد و زن ستیزی مذهبی دارد. چرا باید زن ها در خانه بمانند و اگر بدون رضایت پدر یا برادر با مردی رابطه داشته باشند یا کشته می شوند و یا چنین رفتار ضد انسانی ای با آن ها می شود.&lt;br /&gt;نابرابری زن و مرد و اجحافاتی که در حق زنان می شود و عمدتا در در کشورهای اسلام زده غلیظ تر و ضد انسانی تر هستند. زن ها از طرفی به خاطر رابطه به اصطلاح نا مشروع (بدون اجازه مردهای فامیل) کشته می شوند و درمواردی مجبور به ازدواج با مرد مورد نظر مردهای فامیل می شوند. یعنی زندگی ومرگ و آینده زن ها در این فرهنگ های متحجر و عقب مانده در دست مرد هاست. در این فرهنگ که عمدتا توسط حکومت های اسلامی زنده نگه داشته می شوند و با انواع قوانین زن ستیز عملا تبلیغ میشوند، زن ها موجودات شیطان صفتی به شمار می آیند که باید همیشه تهدید به مرگ بالای سرشان باشد تا خطا نکنند و باعث ننگ خانواده نشوند. زن نه به عنوان یک انسان کامل که می تواند برای زندگی و آینده و اندامش تصمیم بگیرد بلکه به عنوان کالا و دارائی مرد های قبیله برای معامله و و زد وبند به حساب می آید. می دهندش و میگیردنش که روابط دیگران بهتر شود. حق انتخاب ندارد و باید مطیع باشد.&lt;br /&gt;ولی نباید به این شرایط ضد انسانی تمکین کرد. نباید اجازه داد این اتفاقات دور و بر ما بیفتد. نابود کردن زندگی، آینده و شخصیت یک انسان جنایتی است که نمی شود و نباید در مقابلش سکوت کرد. این محصوصا وظیفه جوانان است دختران و پسرانی که میخواهند آزاد و برابر زندگی کنند و برای آینده و زندگی شان خودشان تصمیم بگیرند. اعتراض و ایستادگی در مقابل این شرایط وظیفه هر انسان شریفی ست. اگر در ماجرائی که در زیر می خواند جوانان دخالت می کردند و مانع این عمل وحشیانه می شدند، مطمئنا میتوانستند جلوی این جنایت را بگیرند. باید بر فضای ضد انسانی ای که حکومت به آن دم میزند غالب شد. جوانان نباید اجازه بدهند با آنها مثل برده رفتار شود که در صورت تخطی از زندگی ساقط شان کنند. اما یک نکته در این نوشته در باره مردان و پسران محله جفعر آباد گفته میشود. آیا ارزیابی علی درست است؟ خوانندگان دیگر نظرشان چیست؟ ( نوید مینایی)&lt;br /&gt;دختر وپسری که معشوق یکدیگر بودند از خانه و خانواده و تمام این عقاید مذهبی و غلط قدیمی فرار  می کنند و به تهران می روند.  پس از یک هفته خانواده دختر  فرزندشان را پیدا می کنند و خانه باز می گردانند.&lt;br /&gt;خانواده دختر که گویا چند پسر بزرگ نیز دارد از شدت خشم  بلایی به سر دختر می اورند که می تواند  مساوی با قتل ویا سنگسار باشد. و لی یک قتل ناموسی با این تفاوت که دختر هنوز هم زنده است. یک مرده ی زنده .&lt;br /&gt;برادران دختر گیسو و ابروهای دختر را با تیغ می تراشند وباسیخ داغ روی گونه ها و پیشانی دختر علامت  می گذارند ودر داخل کوچه به دنبال خود بر روی زمین می کشند. آنچنان صحنه ی  فجیحی بود که اغلب مردم به لکنت زبان افتاده بودند و ترس بر اندام هایشان می لرزید.&lt;br /&gt;مردان و پسران محله جعفر آباد کرمانشاه بعد از دیدن  این صحنه با خشم فراوان به زنان و خواهران خود نگاه می کردند. دختر های محل با دیدن   این صحنه و نگاه های خشمگین وکینه توزانه ی برادران و پدرانشان  از شدت ترس زبانشان بند آمده بود و چهار ستون بدنشان می لرزید.&lt;br /&gt;دعا مرد. همان دختر را می گویم که اینقدر  مشت ولگد سنگ کوچیک وبزرگ اهل خانه و عشیراش را خورد تا  زیر دست وپای آنها در مغابل چشم های پر از خشم شان جان داد.&lt;br /&gt;اما این ماجرا چه؟&lt;br /&gt;این یک قتل ناموسی بود که مقتول ان زنده است. انسان زمانی معنی دارد که بتواند در جامعه کنار همنوع های خویش زندگی کند و با آنها در ارتباط باشد اما خانواده این دختر اورا از جامعه ترد کردند سر وصورتش را تراشیدند وبر گونه هایش سیخ داغ کشیدند و در مقابل همگان او را به دنبال خود روی زمین کشانندند و او را گوشه نشین خانه کردند.&lt;br /&gt;اما همه ی ما در آنجا ساکت فقط تماشا می کردیم . زنها می ترسیدند و در چشم مردها خشم نفرت از جنس زن می درخشید.&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/268743417590525094-5497816425042687863?l=ziip-women.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-women.blogspot.com/feeds/5497816425042687863/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=268743417590525094&amp;postID=5497816425042687863&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/5497816425042687863'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/5497816425042687863'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-women.blogspot.com/2008/05/blog-post_6375.html' title='مقتول زنده است'/><author><name>shadi aban</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07095689394971220725</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-268743417590525094.post-7423690719596134638</id><published>2008-05-28T13:53:00.002+04:30</published><updated>2008-05-28T14:56:50.149+04:30</updated><title type='text'>حجاب و مصونیت</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#000099;"&gt;&lt;strong&gt;گفتگو با چند دانشجو&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#990000;"&gt;&lt;strong&gt;سارا صبوئی، ایران&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;استدلال حکومت این است :  حجاب مصونیت است نه محدودیت ! &lt;br /&gt;این استدلال را در میان گروهی از دانشجویان مطرح کردم و خواستم نظرشان را درباره ی داشتن حجاب بگویند . جواب ها جالب و در خور توجه بود .&lt;br /&gt;- رویا . د ، در جواب این سوال خندید و گفت : این چه گونه مصونیتی است که من ضرورتش را درک نمی کنم اما آنها می کنند ؟ مگر جاهایی که زنان حجاب ندارند برایشان مشکلی پیش می آید ؟ رویا در ادامه گفت : این حرف فقط سرپوشی است برای کارهایشان ! اینجا همه می دانند که مسوول حراست دانشگاه ما به هر شکلی می خواهد به دختران نزدیک شود و به خیلی ها پیشنهاد هم داده است ! چطور است که در آن زمان توجهی به پوشش ما ندارد و برایش مساله ای نیست که لباس من پسرها را به گناه !!! نکشاند اما وقتی خودش از دختری خوشش می آید باید با او باشد؟ قسمت خنده دار اینجاست که به بهانه های واهی دختران را به دفترش می کشاند و برای صرف نظر از درج توبیخ در پرونده و عدم ارسال ان به کمیته ی انضباطی به آنها پیشنهاد های بی شرمانه می دهد .&lt;br /&gt;- منیره دوست رویا در ادامه صحبت های او گفت : من دلم می خواهد لباس های رنگی و مدل دار بپوشم ! این مشکل من نیست که آنها با دیدن هر چیزی تحریک می شوند ! چرا همیشه در خیابان باید از این بترسم که ماشینی جلوی پایم نگه دارد و مرا به خاطر لاک ناخنم یا رنگ روسری ام به جایی به اسم منکرات ببرند ؟ منیره خاطره ای تعریف کرد که بد نیست شما هم بخوانید ٬ او گفت که روزی همراه دوست پسرش در کافی شاپی نشسته بودند که مامورها وارد می شوند و آنها را می برند ٬ منیره از آنجا با مادرش تماس می گیرد و او اطلاعش را از رابطه ی منیره با کاوه بیان می کند. با این حال تا آمدن والدینش او را بی دلیل و غیر قانونی نگه می دارند و در همین فاصله یکی از مامورین سعی می کند به منیره نزدیک شود و به او می گوید که حیف است با این زیبایی چهره و اندامش با پسری دانشجو و بی پول باشد و در ادامه با او پیشنهاد می دهد و منیره از ترس آبرو این موضوع را جایی مطرح نمی کند . منیره گفت : چرا من و دوستانم خودمان نمی توانیم درباره ی نوع پوششمان تصمیم بگیریم ؟ چرا آنها به خودشان اجازه می دهند هر برخوردی با ما کنند و اگر صدایمان در بیاید هزار انگ و ننگ به ما می زنند ؟ به او گفتم : باید از آن مامور شکایت می کردی و هرچند چاقو دسته ی خودش را نمی برد اما دست کم سکوت نمی کردی و با اعتراضت به آنها می فهماندی که هر کاری بخواهند نمی توانند بکنند .&lt;br /&gt;- از رضا پرسیدم : تو چه طور فکر می کنی ؟ رضا گفت : این روز ها به ما بیشتر از دختر ها گیر می دهند ! اگر مویمان بلند و مدل دار باشد می برند و خودشان کوتاه می کنند ! اگر لباسمان تنگ باشد و آنها خوششان نیاید و نخواهیم همراهشان برویم با ضربات باتوم و لگد ما را می برند . رضا را در خیابان شریعتی مجبور کرده بودند دست هایش را بالای سر ببرد تا ببینند دراین حالت لباس زیرش معلوم می شود یا نه ؟ او را به همین جرم !!! با بدترین توهین ها و حرکات ضد انسانی برده بودند و علی که از این تست سربلند بیرون آمده و به بردن رضا اعتراض کرده بود ٬ کتک مفصلی خورده و همراه رضا بازداشت شده بود .&lt;br /&gt;همه ی دانشجویانی که نظرشان را پرسیدم به این برخورد معترض بودند و خواهان این بودند که خودشان نوع ٬ رنگ لباس و موهایشان را تعیین کنند نه اینکه کسی با زور باتوم و بازداشت بالای سرشان بایستد و مجبورشان کند هر طور که آنها می خواهند لباس بپوشند ! به آخر بحث نزدیک میشدیم که هنگامه از من پرسید : تو می گویی چه کنیم ؟ ما نمی خواهیم این کارها ادامه داشته باشد و از ترس نتوانیم به خیابان برویم . ما نمی خواهیم در خانه هایمان و در میهمانی هایمان بیایند و آزار و اذیتمان کنند !&lt;br /&gt;گفتم : همین قدم اول باید بدانی که اگر بترسی ٬ آنها را جسور تر کرده ای ! تو یک انسانی و خودت باید برای خودت ٬ لباست ٬ موهایت و کارهایت تصمیم بگیری نه حکومت و نه ترس از دست گیری ! ادامه دادم: هر وقت به خیابان می روید و با نوع حجاب و لباستان برخورد می شود ساکت نمانید ٬ اعتراض کنید و اگر خواستند شما را همراه ببرند از مردم کمک بخواهید و به هیچ صورت حاضر نشوید که بروید . این کار در صورتی که به طور گسترده ادامه پیدا کند به آنها می فهماند که هر کاری با شما کنند مانند بز اخوش سر تکان نخواهید داد و تسلیم خواسته های ضد انسانی شان نخواهید شد . بچه ها از شنیدن عبارت « بز اخوش » خندیدند.&lt;br /&gt;- تورج گفت : دقیقن همین طور است و اگر به خواسته هایشان تن بدهیم آنها باور می کنند که می توانند هر کاری با ما بکنند و ما هم اعتراضی نخواهیم کرد . تورج گفت : که خواهرش تارا به خیابان می رود و به سر کوچه نرسیده ماشین « گشت امنیت اخلاقی » او را متوقف می کند و دو زن و یک مرد می خواهند به خاطر آرایشش او را ببرند که تورج و دوستانش سر می رسند و با هیاهو و اعتراض جلوی این کار را می گیرند و تارا همراه آنها نمی رود . حرف تورج را تایید کردم و از بچه ها خواستم همین رویه را پیش گیرند و مطمئن باشند در صورت گسترش آن ٬ حکومت مجبور به برچینی این طرح و این برخوردها می شود . بچه ها با لبخندهایی از رضایت رفتند و قرار شد هفته ی بعد برایم بگویند در طول هفته برای مقابله با این طرح چه کرده اند ؟&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/268743417590525094-7423690719596134638?l=ziip-women.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-women.blogspot.com/feeds/7423690719596134638/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=268743417590525094&amp;postID=7423690719596134638&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/7423690719596134638'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/7423690719596134638'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-women.blogspot.com/2008/05/blog-post_28.html' title='حجاب و مصونیت'/><author><name>shadi aban</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07095689394971220725</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-268743417590525094.post-7799992013202309181</id><published>2008-05-21T14:02:00.000+04:30</published><updated>2008-05-21T14:08:45.841+04:30</updated><title type='text'>حجاب: اینجا نمی شود ایستاد!</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#990000;"&gt;یادداشتی در حاشیه مقاله فاطمه صادقی&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#990000;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="color:#990000;"&gt;مصطفی صابر&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.meydaan.com/Showarticle.aspx?arid=548"&gt;http://www.meydaan.com/Showarticle.aspx?arid=548&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;نوشته فاطمه صادقی با عنوان "چرا حجاب" که در این شماره جوانان کمونیست میخوانید ، در نوع خود شاید کم نظیر باشد. میگویم در نوع خود، چرا که انتقاد و اعتراض به حجاب در طیف سیاسی که خانم صادقی هنوز کم و بیش  به آن تعلق دارد کار آسانی نیست. خط قرمزی است که وقتی از آن عبور کردید آنوقت دیگر جزو اپوزیسیون واقعی میشوید و موقعیت اپوزیسیون قانونی و خودی را از دست میدهید. آنوقت دیگر جزو "بچه مسلمان" هایی که حالا میخواهند تعبیر مدرن و مطابق روز از حجاب بدهند و در واقع بقاء و دوام آنرا توجیه کنند،  نیستید. آنوقت میشوید چیزی در حد "فمینیست" و "کمونیست" و "ضد انقلاب". خیلی که پارتی داشته باشید در صف "براندازان نرم" قرار میگیرید.  برای مثال، برای اینکه ببینید جایگاه حجاب چیست  به شیرین عبادی (در جناح راست همین طیف قرار دارد) دقت کنید که چطور حتی در خارج از کشور نیز آن روسری لعنتی را زیر گلویش سفت گره میزند. حال آنکه هرکس میتواند ببیند که ایشان چندان هم اهل حجاب و روگرفتن نیست و بقول دوم خردادی ها اصلا "لائیک" هستند. بقول خانم صادقی حجاب با مساله قدرت مربوط است!&lt;br /&gt;حجاب یک ملاحظه سیاسی غیر قابل سازش برای جمهوری اسلامی است.  اعتراض جدی به حجاب همان و قرار گرفتن در صف آن دهها میلیون زنی که 17 -18 مرحله "تامین امنیت اجتماعی" علیه شان راه انداخته اند و از خامنه ای تا رفسنجانی وا خاتمی و احمدی نژاد و همه برادران بسیج و حوزه و سپاه و نیروهای انتظامی و همچنین همه موشک های بالستیک و بمب اتمی در حال ساخت جمهوری اسلامی مقدمتا علیه آنها نشانه رفته است، همان. این کاری است که خانم صادقی دارد انجام میدهد. پس خانم فاطمه صادقی واقعا شجاعت و جسارت کرده است که بعد از این همه جنگ و زد و خورد خونین خیابانی و هرروزه بر سر حجاب آمده و در یک سایت  علنا اعلام کرده "به حجاب اجباری" اعتراض دارد!؟ پس آیا آنها که در قسمت نظردهی این مقاله در "سایت میدان زنان" ایشان را بخاطر شجاعت و "بحث علمی" مورد لطف قرار داده اند،  محق بوده اند؟&lt;br /&gt;هم بله و هم خیر. بستگی دارد کجا بایستید. برای کسانی نظیر من که از همان روز اول به حجاب از بیخ و بنیاد اعتراض کرده است، نه چندان جسارتی در کار است و نه حتی رادیکالیسم واقعی و عمیقی اینجا هست. نه حتی فی الواقع این موضوع اهمیتی دارد که ایشان دختر فلان "آیت الله"  بوده و حالا چنین به "حجاب اجباری" اعتراض میکند. چرا که از اینگونه اعتراضات از درون قبلا هم بوده است. بعلاوه هرکس را باید به اعتبار خودش محک زد. آنها که مقاله قاطمه صادقی را اینور و آنور میفرستند و زیرش مینویسند دختر فلانی، دارند به ایشان توهین میکنند!  بنظرم کار خانم فاطمه صادقی در خود اهمیت دارد، اما اهمیت آن در "شجاعت" و "رادیکالیسم" ایشان نیست.&lt;br /&gt;اهمیت این مقاله در آنست که خانم صادقی جزو اولین ها در همان طیف سیاسی شان هستند که دارد علیه "حجاب اجباری" صراحتا و با لحنی تند و کوبنده اعتراض میکند. تا بحال لااقل من ندیده بودم کسی از این طیف علنا حتی این اندازه "شجاعـت" و "رادیکالیسم" از خودشان نشان بدهند. طیفی که خانم صادقی در رایکال ترین بخش آن ظاهر میشود  یا داشتند آش می پختند و یا حتی حجاب را مایه لطف به زنان میدانستند و یا حداکثر به اعتراض به  دیه و قوانین اسلامی مشغول بودند و وارد خط قرمز حجاب نمی شدند.  خانم فاطمه صادقی وارد این حیطه ممنوعه شده است و  دارد نهایت "رادیکال" شدن و منتهای "شجاعت" این طیف را نشان میدهد. ولی درست بهمین دلیل در عین حال تناقضات و کمبودها و ماهیت راست و غیر رادیکال و غیر شجاعانه خط و مشی سیاسی که  ایشان هنوز در آن گرفتار است نیز بیرون میزند.&lt;br /&gt;بگذارید اینرا کمی توضیح دهیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;طیفی که ایشان هنوز ته مایه تعلق به آن را حفظ کرده است،  همان است که قبلا از آن بعنوان "فمینیسم دوم خرداد" یاد کرده ایم. (1) کسانی که  ظاهرا میخواهند فمینیست باشند اما نهایتا و حداکثر از جناح رادیکال و خارج از حکومتی دوم خرداد سر درمی آورند. همانطور که "لیبرالیسم" و "جامعه مدنی" دوم خردادی ها عاریتی بود،  فمینیسم و رادیکالیسم  این دوستان هرکاریش بکنید از "آش نذری" و کنار آمدن با برادران اصلاح طلب و حداکثر آیت الله فمینیست صانعی فراتر نمی رود. اگر از این فراتر برود به ضد خود تبدیل میشود! و این دقیقا وضعیتی است که خانم صادقی در معرض آن قرار گرفته است.&lt;br /&gt;راست های این طیف کسانی مثل همان شیرین عبادی ها هستند که بخاطر تلاش برای آشتی دادن اسلام و حقوق بشر جایزه نوبل هم گرفت و البته به جایی نرسید. پرچمدار خط منسجم این طیف کسانی مثل نوشین احمدی ها هستند که سعی میکنند به نیروی بدنه اجتماعی و حرکاتی چون "کمپین یک میلیون امضاء" و از پایین به "فمینسم عامه مسلمان" خود جامه عمل بپوشند. اما مشکل اساسی این خط این است که بدنه مورد خطابش رادیکال تر از آنست که وقتی به میدان بیاید از در سازش با جمهوری اسلامی و اسلام درآید. "فمینسم عامه مسلمان" (اصطلاح خانم نوشین احمدی است) جامه تنگ و ترشی بر تن کسانی است که از حجاب و بی حقوقی وحشتناک زنان به تنگ آمده اند.&lt;br /&gt;اما جایگاه خانم فاطمه صادقی این وسط چیست؟&lt;br /&gt;از گذشته و سابقه ایشان خبری ندارم اما تحلیلا میتوان گفت اهمیت مقاله او در این است که میکوشد به این "فمینیسم عامه مسلمان"  جانی تازه و رنگ و بویی علمی و رادیکال بدهد. سعی میکند زنانی را که هر روز دارند علیه حجاب میجنگند را به این  جریان وصل کند.  به مضمون نقد ایشان به حجاب پایین تر بطور خلاصه اشاره میکنیم. اما  سوال واقعی این است که ضرورت این رادیکال شدن از کجا آمده است؟&lt;br /&gt;بنظر من فشار آن بدنه رادیکال و بخصوص اعتراض اش علیه حجاب چنان وسیع است که  علی الحساب محصولاتی چون مقاله "چرا حجاب" خانم فاطمه صادقی را حتی به این طیف تحمیل کرده است.  به آسانی میتوان دید که در پس این مقاله چه رادیکالیسم و شجاعت واقعی علیه حجاب نهفته است که برای نشان دادن خود ناگزیر است قالب تنگ فمینیسم دوم خردادی و استدلالاتی که فاطمه صادقی در آن گرفتار است را بشکند.  خانم صادقی هم اگر با خودش صادق باشد می بیند که وقتی بخواهد علیه حجاب پیگیر باشد باید از کل چهارچوبه ای که هنوز در آن اسیر است بیرون بیاید. باید علیه کل وضع موجود باشد. باید مثل مارکس دست به ریشه ببرد و کل این اوضاع و احوالی که برای بقاء خود بر بردگی جنسی زن و حجاب بعنوان سمبل آن آویزان شده را نقد کند. فمنیسم حتی در رادیکالترین اشکال آن پاسخ این جمهوری اسلامی و آپارتاید جنسی و حجاب اش نیست. &lt;br /&gt;اینجا لازم است چند نکته در مورد مضمون بحث گفت. هرچند فرصت من کم است و به ناگزیر عجله عجله ای و نامسنجم این نکات را مطرح میکنم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اصل حرف خانم صادقی چیست؟ اینکه مساله حجاب به "قدرت" مربوط است و ربطی به "اخلاق و دین" ندارد. خب همینجا کلی سوال مطرح میشود. مثلا:  مگر خود "اخلاق و دین" به "قدرت" مربوط نیست؟ چرا ایشان میخواهد اخلاق و دین را که اتفاقا بشدت زن ستیز و مرد سالارانه است را از زیر تیغ انتقاد در ببرد؟ آیا اینجا منظور از "قدرت" همان نیست که تعبیری ایدئولوژیک و آرمانی از اسلام و دین و اخلاق دارد؟ آیا قدرت به جناح و بخش معینی از جمهوری اسلامی محدود نمی شود؟ &lt;br /&gt;وانگهی، اگر بپذیریم که حجاب به "قدرت" مربوط است، که البته هست،  سوال این است که خود این قدرت به کجا مربوط است؟ اصلا چرا قدرت داریم؟ چرا دولت داریم؟ چرا "ماموریت مقدس دولت" داریم؟ بطور مشخص جمهوری اسلامی چرا شکل گرفت؟ ماموریت اش چه بود؟ حجاب و حمله به زنان را برای چه میخواست و هم الان برای چه نمی تواند از آن دست بردارد؟ &lt;br /&gt;این سوالات برای خانم صادقی مطرح نیست. چرا نیست؟ چون فکر میکند قدرت از ذهن "انقلابیون" (و عمدتا مرد)  بیرون آمد که دنیا را تبیین کرده بودند و حالا میخواستند تغییر دهند. حال آنکه عکس این صحیح است. ذهن و تعبیر این "انقلابیون" ساخته و پرداخته دنیایی است که در مقابلش قرار گرفتند.  جمهوری اسلامی در مقابل انقلاب 57 و برای سرکوب آن شکل گرفت. کارگران و مردم شاه را انداختند و بورژوازی چاره ای نداشت که افسارش را دست خمینی و جنبش اسلامی اش بدهد. "ماموریت مقدس" رژیم اسلامی که البته هنوز ادامه دارد چیزی جز این نبود که جامعه انقلابی و سر به شورش بلند کرده را سرجایش بنشاند و نشان بدهد که میتواند الگویی برای اداره امور مشترک سرمایه دارها باشد. حمله به زنان و حجاب یک ابزار بسیار مهم جمهوری اسلامی برای حاکمیت و سرکوب بود و هنوز هم بشدت هست. اینکه اسلام در این مورد چه گفته و چه روایتی دارد و ندارد هنوز باقی ماندن در سطح ظاهر بحث است.&lt;br /&gt;البته الحق خانم صادقی نکات جالبی را در این زمینه میگوید که من نمی دانستم. اینکه گویا حتی با اوراد اسلامی هم نمی توان این حجاب موجود را درست و حسابی توجیه کرد. ولی جایی که خانم صادقی میخواهد بایستد جای ایستادن نیست. بالاخره اگر یک آخوند با پشم انبوه تر و تعداد شیپیش های بیشتر فتوا بدهد که شریعه اینرا گفته کافی است تا مشتی اوباش با تفنگ و بمب و زندان و تیغ و اسید و سنگسار و غیره راه بفتند و به زور حجاب سر زنان و از جمله خانم صادقی کنند و  همان فتوا بشود دین. مگر خود دین های موجود دنیا و مثلا اسلام جز به همین طریق شکل گرفته اند؟ مگر همه آیه های الهی جز بیان منافع مادی معینی است که از زبان شارلتانهایی که داعیه ارتباط با یک موجود موهوم داشته اند در آمده است؟&lt;br /&gt;و بالاخره ایشان خیلی اصرار دارد که بگوید با "حجاب اجباری" مخالف است. مگر حجاب اختیاری هم داریم؟ اگر این حکومت اسلامی نبود، اگر به زور اینهمه جنایت حجاب را به زنان و به جامعه تحمیل نمی کردند و با این همه جنایت حفظ اش نمی کردند، اگر همان اخلاقیات زن ستیز و مردسالارانه در جامعه مسلط نبود و توسط "قدرت" حفاظت نمی شد، اگر دین (که همه از دم ضد زن اند) ایدئولوژی حکومت ها و طبقات استثمارگر نبود و میلیاردها دلار هر روز خرج سرپا نگاه داشتن "صنعت دین" نمی شد، میخواهم بدانم کدام زنی به "اختیار" حجاب سر میکرد؟ اصلا چرا باید این کار را بکنند؟  تنها در صورتی که دنیا را وارونه ببینیم، یعنی فکر کنیم گویا آدم ها برای آزار خودشان دین درست میکنند و اخلاقیات عقب مانده و ضد زن خلق میکنند و حجاب و کیسه و قفس برای خودشان درست میکنند آنوقت میشود از "حجاب اختیاری" صحبت کرد.&lt;br /&gt;وانگهی آیا حجابی که خانواده های مسلمان سر دختر بچه های معصوم و بی زبان میکنند "اختیاری" است؟ دوست دارم بدانم نظر خانم صادقی در مورد حجاب کودک چیست؟&lt;br /&gt;آیا کسی که مخالف "حجاب اجباری" است، حاضر است که معلم دختر یا پسرش "حجاب اختیاری" سر کند و هر روز با چارقد و چاقچور و مقنعه و بورقه و یا کیسه سیاه اسلامی بعنوان معلم بچه های معصوم  سر کلاس درس حاضر شود؟ اگر معلم پسر یا دختر خانم صادقی با تی شرت هیتلر سر کلاس حاضر شود و کله اش را بشیوه اسکین هد ها بتراشد و  بازوبند صلیب شکسته فاشیستها را به بازو ببندد و بگوید اینها "اختیاری" است، آنوقت ایرادی نیست؟ چون به اختیار خودش این کارها را کرده است؟  آیا دولت در مورد سرنوشت آن بچه ها مسئول نیست؟  آیا تبلیغ فاشیسم در مدارس مجاز است؟  مگر حجاب کمتر از صلیب شکسته فاشیستها آدم ها را نابود کرده و در کوره های آدم سوزی اجتماعی سوزانده است؟&lt;br /&gt;از این دست سوالها باز هم میشود طرح کرد. بنا بر این مخالفت با "حجاب اجباری" کافی نیست. باید علیه حجاب اعتراض کرد. حجاب باید تماما برچیده شود. باید دولت از شهروندانش و از کودکانش در مقابل حجاب این صلیب شکسته اسلام سیاسی دفاع کند. حجاب میتواند مثل مذهب مساله خصوصی هرکسی بشود، اما باید از دولت و آموزش و پرورش کاملا جدا شود. همانطور که دولت مذهبی نداریم، دولت پرو حجاب هم نباید داشته باشیم. خانم صادقی و دوستانشان در این مورد چه فکر میکنند؟&lt;br /&gt;بالاخره باید کمی مشخصتر هم حرف زد. امثال خانم صادقی علاوه بر نوشتن مقالاتی نظیر "چرا حجاب" چه کارهای مشخصی در مورد  مبارزه با حجاب را پیشنهاد میکنند؟ چرا مثلا کمپین یک میلیون امضاء پای خواست الغای حجاب  نیاید؟ چرا مثلا لااقل در اینترنت و در عکس هایی که پای مقالات میگذارند حجاب از سر برندارند؟  میدانم که خانم صادقی و دوستانشان در فضای علنی و قانونی کار میکنند، اما سوال این است آیا نمی شود رادیکالترین از این در همین فضا کار کرد؟&lt;br /&gt;و در پایان یک نکته حاشیه ای را هم اشاره کنم. خانم صادقی در مقاله شان جمهوری اسلامی را در کنار نئو کانهای آمریکا و "دولتهای کمونیستی سابق" قرار میدهد. اینجا به نظر من ایشان در دام تبلیغات ضد کمونیستی و جنگ سردی افتاده است و یا شاید هم خودشان به آن اعتقاد دارد. آن "دولت های کمونیستی سابق" هرگز کمونیست نبودند. بلکه دولتهای یک قطب جهانی سرمایه داری بودند. سرمایه داری دولتی که برای شکست دادن انقلاب کارگری اکتبر و مقابله با محوبیت سوسیالیسم به بورژوازی تحمیل شد. همچنانکه در غرب هم جناح چپ بورژوازی و  سرمایه داری دولت رفاه میدان دار شد. چه سرمایه داری دولتی شرق و چه سرمایه داری دولت رفاه غرب از هر لحاظ که بگیرید صد پله به نئوکانهای آمریکا و جمهوری اسلامی شرف داشتند. گرچه کل دنیای نظم نوین جهانی و نئوکانها و اسلام سیاسی و جمهوری اسلامی نهایتا محصول همان سرمایه داری دوره جنگ سرد و تناقضات و بن بست های آن است، ولی ارتجاع و عقبگردی که در دوره حاضر شاهد آن هستیم در طول تاریخ نظیر ندارد. چون موضوع مقاله خانم صادقی موقعیت زنان و حجاب است خوب است در مورد موقعیت زنان در شوروی سابق (که اساسا تحت تاثیر انقلاب اکتبر متحول شد) کمی بررسی کند و به این فکر کند که "قدرت" ها همانطور که سعی میکنند حجاب و ستم بر زن و عقب ماندگی و خرافات و تبیعض و نابرابری را بعنوان حقایق و ضرورت ها توجیه کنند، با همان شدت هر روز مشغول تبلیغ علیه کمونیسم هستند.&lt;br /&gt;------------------&lt;br /&gt;1) به "فمنیسم دوم خرداد، نقدی بر مقاله نوشین احمدی" در جوانان کمونیست 280 رجوع کنید. اینجا هم میتوانید ببینید:&lt;br /&gt;http://rofagha-sjk2.blogfa.com/post-43.aspx&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/268743417590525094-7799992013202309181?l=ziip-women.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-women.blogspot.com/feeds/7799992013202309181/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=268743417590525094&amp;postID=7799992013202309181&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/7799992013202309181'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/7799992013202309181'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-women.blogspot.com/2008/05/blog-post_4807.html' title='حجاب: اینجا نمی شود ایستاد!'/><author><name>shadi aban</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07095689394971220725</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-268743417590525094.post-7197158788993899926</id><published>2008-05-21T13:58:00.003+04:30</published><updated>2008-05-21T14:02:52.622+04:30</updated><title type='text'>مرحله جدید طرح امنیت اجتماعی و جنبش خلاصی فرهنگی</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#990000;"&gt;نوید مینایی&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://www.navidminai.wordpress.com/"&gt;http://www.navidminai.wordpress.com/&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;طرح دوم ارتقا‍‍ء امنیت اجتماعی با هدف تامین امنیت زنان از طرف پلیس در ایران به اجرا گذاشته می شود. احمدی مقدم گفته است این طرح برای این اجرا میشود که زنان در جامعه احساس امنیت بیشتری کنند چون در فصل گرما مردم بیشتر به خیابان ها می آیند و چون آنها توان دفاع از خود را ندارند احتمال ایجاد مزاحمت برای زن ها بیشتر است! در ضمن با فرقه های خرافی که از غرب وارد می شوند نیز مقابله می کنیم همچنین با جوانانی که لباس های مد روز غرب و زیور الات استفاده می کنند و همچنین کسانی که با ظاهری مانکنی به خیابان می آیند برخورد خواهیم کرد. همچنین اعلام کرده اند اجرای این طرح ها بیشتر به صورت نامحسوس خواهد بود یعنی به جای اینکه نیروهای پلیس با چوب و چماق و اسلحه بالای سر مردم بایستند و مراقب حجاب زنان و مدل موی پسرها باشند مامورین خود را با لباس شخصی به میان مردم می فرستند تا مردم را ارشاد و کنترل کنند. گفته اند اگرتا حالا 10 درصد نیرو را به کنترل نامحسوس اختصاص داده اند از این به بعد میخواهند هفتاد درصد اختصاص دهند.&lt;br /&gt;اینکه چرا جمهوری اسلامی این چنین به جان جوانان و زنان و در سطح جامعه افتاده است را بارها گفته ایم، جمهوری اسلامی حکومتی به شدت بحران زده است. از روابط بین المللی اش گرفته که یا به جنگ و حمله نظامی تهدید می شود یا تحریم اقتصادی می شود، انتقاد نهادهای مدافع حقوق انسان برای رعایت نکردن حقوق انسانی و دستگیری و شکنجه و قتل فعالین اجتماعی و غیره را هم اضافه کنید. از طرفی با جامعه ایی سراپا اعتراض روبه رو ست که هر گوشه اش را که نشان بدهی اعتراض درش جاریست، از زنان و جوانان که مبارزه ایی هر روزه علیه حجاب و سایر مظاهر عقب ماندگی شرقی اسلامی در سطح جامعه دارند، تا کارگر و دانشجو و مدافع حقوق کودک و از طرف دیگر درگیری جناح های درون حکومتی که هر روز به هم چنگ و دندان نشان می دهند و به جان هم می افتند و تقصیر را به گردن یکدیگر می اندازند. این تصویر کلی از حکومت جمهوری اسلامی ست که بحران از سر و کولش بالا می رود. سرکوب و تهدید تنها راه حیات، و فقط حیات این حکومت است و نه با ثبات شدن و متعارف شدن با هر اتفاق میمون دیگری برای آن.&lt;br /&gt;جدال اصلی و تعیین کننده اما در این میان نه تحریم های بین المللی و نه دعوای جناح های حکومتی ست. جبهه اصلی نبرد برای تعیین تکلیف وضعیت در ایران جدال طبقاتی است که به صورت مبارزه کارگران با حکومت و همینطور مبارزه هر روزه زنان و جوانان و سایر بخش های معترض جامعه با حکومت اسلامی در جریان می باشد. اگر جمهوری اسلامی بتواند در این عرصه پیروز شود، پیروزی در سایر جبهه ها برایش به مراتب آسان تر خواهد بود. البته این عرصه های نبرد برای جمهوری اسلامی به هم مربوط هستند و از هم تاثیر می گیرند ولی عرصه تعیین کننده در این میان همان مبارزه طبقاتی و جدال جنبش ها در جامعه است.&lt;br /&gt;اجرای طرح جدید امنیت اجتماعی و اقدامات جدید پلیس از زاویه های دیگری نیز قابل بررسی ست. ادعای دلسوزی برای زنان و افزایش امنیت زنان آنقدر پوچ است که هیچ کس باور نمی کند. همه می دانند پلیس در ایران رسما عامل تهدید و مزاحمت است. جوانان که به واسطه امروزی بودنشان می خواهند شاد باشند و زندگی امروزی مطابق با فرهنگ غرب را تجربه کنند می دانند که معنی این امنیت چیست. جوانانی که میخواهند روابط آزاد داشته باشند، مدل مو و لباس شان را خودشان انتخاب کنند، آزادانه بخندند و شاد باشند با حکومتی طرف شده اند که حتی برای خندیدن و جمع شدن در کافی شاپ و خانه هم دستگیر می شوند. همه می دانیم با دیدین پلیس و ماشین هایش چطور همه احساس نا امنی می کنند. حتی کسانی که اکنون در اروپا و آمریکا زندگی می کنند و سرکوب و برحورد پلیس در ایران را تجربه کرده اند بعد از سال ها هنوز با دیدن پلیس یا هر مامور یونیفرم پوشی احساس راحتی نمی کنند. این نشانه وحشت و نفرت از پلیس و ماموران حکومتی در ایران است. حالا این مامورین منفور و مزاحم ادعای ایجاد امنیت آن هم برای زنان را دارند. واقعا مسخره است!! ولی واقعیت همان بحران و بی ثباتی حکومت و سطح بالای اعتراضات جامعه و ناچار بودن حکومت به برخورد با مردم است.&lt;br /&gt;مردم در ایران از ده ها سال پیش فرهنگ غرب را دوست داشته اند. هنرمندان و شیوه زندگی غربی را دوست داشته اند. این از مدل لباس پوشیدن و رفتارشان پیدا بوده و تا امروز هم همین طور است. مایکل جکسن و مادونا همیشه محبوب تر از بهشتی و طالقانی و خمینی بوده اند. ودرست به همین خاطر حکومت اسلامی همیشه تلاش کرده فرهنگ غرب را با بی بند و باری و بی عاطفه گی و غیره مجسم کند. و غرب زده را همیشه در تبلیغاتش به معنی بی عاطفه و بی غیرت و ... نشان داده است. مخصوصا کسی که نمی داند چرا فلان مدل مو و لباس را انتخاب کرده است و از روی نادانی دنباله روی غربی هاست. در این طرح جدید هم اعلام شده جوانان نمی دانند این مارک لباس و زیور آلات معنی شان چیست و باید جلوی استفاده شان را گرفت.&lt;br /&gt;ولی فرهنگ غربی چیست؟ مقابله با فرهنگ غربی به حکومت محدود نمی شود، طیف وسیعی از جمله بخشی ازروشنفکران و هنرمندان نیز با این پدیده مخالف هستند و آن را محکوم می کنند. معروف ترینشان جلال آل احمد است که هر کسی در ایران از دبیرستان دیپلم گرفته باشد با شاهکارهای او آشناست! فرهنگ غربی را من مجموعه ایی از دست آوردهای مردم در غرب می دانم، مثل برابری نسبی زن و مرد، آزادی در روابط شخصی و عدم دخالت هیچ کسی در آن، احترام به انسان و حیوان، احترام به هنر و علم و سایر دستاوردهایی که مردم در غرب و در راس آن طبقه کارگر طی سال ها مبارزه با حکومت های سرمابه داری به دست آورده اند. هر چند که همه این دستاوردها این روزها دوباره به خطر افتاده و حکومت ها در حال بازپس گیری شان هستند. (این نشان می دهد حکومت های سرمایه داری را هر چقدر هم مجبور به رعایت حقوق انسانی بکنیم تا دستش برسد به همین حقوق حمله می کند. یعنی برای تثبیت حقوق انسانی چاره ای جز به زیر کشیدن سرمایه داری نیست.) این دستاوردها که امروزه در مجموعه ایی به نام فرهنگ غربی شناخته می شوند همواره از طرف نیروهای مرتجع که عمدتا اسلامی-شرقی هم هستند مورد حمله قرار گرفته اندو دلیلش هم روشن است، وحشت شان از تغییر در جامعه و به زیر کشیده شدن بساط شان است. مبارزه مردم در غرب برای به دست آوردن همین دستاوردها نیز با مقاومت دولت های سرمابه داری مواجه می شد. مردم در غرب برای 8 ساعت کار در روز و 2 روز تعطیل و گرفتن خدمات اجتماعی سال ها مبارزه کرده اند، زنان برای حقوق برابر و آزادی نسبی ای که امروز دارند سال ها با سنت ها و حکومت های طرف دار سنت ها جنگیده اند، و امروز این آزادی ها به دست اوردهای بشری تبدیل شده که مثل پیشرفت علوم مربوط به منطقه خاصی از دنیا و جغرافیای به خصوصی نیست و متعلق به کل بشریت است.&lt;br /&gt;مسئله این است که با همه تبلیغات ضد غرب و فرهنگ غربی، با سال ها بمباران تبلیغاتی که از سن پایین برای بچه ها شروع می شود، جمهوری اسلامی با نسلی از جوانان طرف است که این فرهنگ را دوست دارند. دوست دارند روابط آزاد داشته باشند، دوست دارند و می خواهند بلند بلند بخندند، دختران و پسران دوست دارند دست هم را بگیرند و در خیابان ها مثل جوانان فرانسوی و سوئدی آواز بخوانند و برقصند و شاد باشند. نمی خواهند کسی برای شان مدل لباس تعیین کند. می خواهند در هر سنی که هستند بنا بر مقتضیات همان سن، خودشان را مطرح کنند و نمایش بدهند. در فرهنگ عقب مانده شرقی-اسلامی خود نمایی امر نکوهیده اییست. فروتنی و درگوشه ایی قایم شدن برعکس از محسنات به شمارمی آید. در حالیکه جوان امروز می خواهد خود نمایی کند و این حق اوست و در روابط آینده اش و بهبود روابط امروزش مهم و تعیین کننده است. حکومت از استفاده از این حق وحشت دارد و آن را برای مردم و جوانان محدود و نابود کرده است. چرا که استفاده از این حق به دنبالش مطالبات دیگری از جمله حقوق اجتماعی و اقتصادی دیگری می آید.&lt;br /&gt;ولی معضلی که حکومت با آن در گیر است صرفا این نیست که جوانان این آزادی ها را میخواهند. بدون شک کمتر انسانی را در قرن 21 می توان یافت که آرزو کند ای کاش آزادی اش را محدود کنند، ای کاش یک حکومتی باشد اتاق خوابم را هم کنترل کند و اگر سکس من خلاف میلش باشد من را سنگسارکند! این خواست هیچ انسان نرمال و امروزی ای نیست مگراینکه اینها را برای دیگران بخواهد! یا منافعش در گرو این محدودیت ها باشد و از آزادی وحشت داشته باشد. معضل جمهوری اسلامی دقیقا اینست که جوانان و زنان در ایران نه تنها این آزادی ها را می خواهند، بلکه این خواست را به یک جنبش اجتماعی وسیع با اعتراضات هر روزه تبدیل کرده اند. جنبشی که می شود اسمش را گذاشت "جنبش خلاصی فرهنگی". اعتراضات هرروزه زنان و جوانان بخشی از این نخواستن و قبول نکردن است که به صورت مبارزه با مظاهر فرهنگی حکومت نمایان می شود. در کشورهایی مثل عربستان هم حتما مردم و جوانان زیادی از قوانین اسلامی ناراضی هستند ولی هنوز این نارضایتی برعکس ایران به حرکت اجتماعی تبدیل نشده است. اگر خیلی مختصر بخواهم جنبش خلاصی فرهنگی را تعریف کنم می گویم "میل و اراده بخش قابل ملاحظه ایی از مردم در ایران برای رها شدن از شر فرهنگ شرقی-اسلامی و استفاده از آزادی بی قید و شرط بیان و اندیشه . خلاصی از شر فرهنگی که هر روز توسط حکومت اسلامی تولید و بازتولید می شود و نه تنها در ایران که هر جا که دستش برسد برایش سرمایه گذاری می کند. این میل و خواست و اراده در ایران تبدیل شده به اعتراضات اجتماعی که اشکال گوناگونی به خود گرفته و در عرصه های مختلف اشکال متفاوتی دارد. این میل و اراده در اولین مرحله می خواهد حکومت اسلامی را سرنگون کند". پرداختن به مسائل و مشخصات این جنبش عظیم اجتماعی از حوصله این نوشته خارج است ولی امیدوارم به زودی بشود بحثی حول آن داشته باشیم.&lt;br /&gt;این جنبش و اعتراضاتش حکومت را به جبهه مبارزه ایی کشانده که به وسعت کل جامعه است. در جنبش خلاصی فرهنگی همانطور که حکومت با توده وسیع جوانان و زنان روبه روست همانطور هم امر سازمان یابی و تشکل این جنبش مشکل تر ست. ولی موضوعی که این روزها دارد به امر متحد کننده جوانان و مردم تبدیل می شود درست همین ایجاد مزاحمت برای جوانان و دختران است. نمونه هایش را در آریاشهر و کرمانشاه دیده ایم. باید این روحیه اعتراضی را گسترش داد و عمومی کرد. باید هرجایی پلیس برای کسی مزاحمت ایجاد کرد با اعتراض و برخورد عمومی روبه رو شود. روحیه اتحاد و همکاری باید بین مردم تفویت شود و عکس العمل طبیعی مردم در مقابل مزاحمت های پلیس اعتراض عمومی و متحدانه باشد. برای برچیدن طرح امنیتی اجتماعی رژیم متحد شد.&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/268743417590525094-7197158788993899926?l=ziip-women.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-women.blogspot.com/feeds/7197158788993899926/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=268743417590525094&amp;postID=7197158788993899926&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/7197158788993899926'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/7197158788993899926'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-women.blogspot.com/2008/05/blog-post_21.html' title='مرحله جدید طرح امنیت اجتماعی و جنبش خلاصی فرهنگی'/><author><name>shadi aban</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07095689394971220725</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-268743417590525094.post-8625280584928557323</id><published>2008-05-16T13:58:00.000+04:30</published><updated>2008-05-16T13:59:59.356+04:30</updated><title type='text'>حذف سریع سنتهای پوسیده و عقب مانده</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;در راهروهای تودر توی بیمارستان توحید سنندج بدنبال زنی می گشتم که از خودسوزی او باخبر شده بودم، به محض وردم به اورژانس بیمارستان ناگهان پیکر بی جان زنی را دیدم که در میان شعله های آتش سوخته بود پیکری که تا چند روز قبل فرهنگ و سنت حاکم او را مظهر زیبایی و لذت معرفی می کرد و اورا با عنواینی مثل شکلات، قند وبره و... توصیف می کرد اکنون همان فرهنگ و سنت این تن زیبا و دلربا ! را به تکه زغالی تبدیل کرده بود که بوی سوختن سلولهایش در میان جمعیت و راهروی بیمارستان پیچیده بود دیگر چشمی از دیدن او لذت نمی برد، نگاهی او را تعقیب نمیکرد، با مقاومت خانواده برای کسب اطلاعات هویتی او مواجه شدیم( این هم جزیی از مشکلات خانوادگی محسوب می شود!) آیا می شود این دستاوردهای غیرانسانی فرهنگ ضد بشری را همراه با جسد قربانیان این مناسبات زیر خروارها خاک دفن نمود و به فراموشی سپرد و این فجایع را به حساب مشکلات شخصی و خانوادگی گذاشت؟ و به عنوان امری طبیعی و روزمره تلقی کرد؟ آن هم در دورانی که توانایی علم و تکنولوژی در پاسخ به نیازهای انسان به اوج خود رسیده است&gt; جای بس تامل است برای بیخبرانی که همچنان چشمان خود را بروی واقعیتهای پیرامون بسته اند و نسخهای پیچیده شده و بظاهر مدرن و پرزرق و برق از طرف مدعیان دموکراسی ( که ان هم در جای خود تحقیر جامعه بشری است) را بعنوان رهایی زنان و کسب منزلتی خاص برای آنها پذیرفته اند! پدر فرزند خود را به جرم دختر بودن در همان روز اول تولدش بطرز فجیعی خیلی ساده و راحت با جدا کردن سر از بدن نوزاد او را به قتل میر ساند! باز هم به جرم زن بودن پدر فرزند دخترش را سالها در خانه زندانی می کند مبادا حرمت خانواده لکه دار شود،و... اینها واقعیتهای پیرامون جهان ما هستند ، کجای این مناسبات انسانی است؟ براستی این فجایع در کدام بخش از حقوق انسان می گنجد بجز در فرهنگی پوسیده و همراه با قوانین نابرابرش؟ در جایی زن را مظهر لذت و زیبایی معذفی می کند و اورا با چیدن کلماتی آهنگین در کنار هم به عروسکی نمادین برای کسب منافع خود معرفی میکند و درجایی دیگر اورا به شکل فجیعی به مرگ محکوم می کند؟ ، چشمان بیدار جامعه باید هر روز بیشتر از قبل به جنگ این مناسبات غیرانسانی و نابرابر بروند. کسب آگاهی و شناخت نسبت به سنتهای پوسیده وو جنایات ناشی از تعصبات قومی و مذهبی باید به شکل فراگیری در میان جامعه شکل بگیرد و اذهان غافل و بخواب رفته جامعه ررا با استفاده از قوه تفکر برتر و تشکیل سازمانهای برابری طلب زنان بیدار کرد و نگذاشت بیش از این انسان قرت بیست و یکم تحقیر شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#990000;"&gt;فروزان سلیمی&lt;br /&gt;F_salimiy@yahoo.com&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/268743417590525094-8625280584928557323?l=ziip-women.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-women.blogspot.com/feeds/8625280584928557323/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=268743417590525094&amp;postID=8625280584928557323&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/8625280584928557323'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/8625280584928557323'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-women.blogspot.com/2008/05/blog-post_16.html' title='حذف سریع سنتهای پوسیده و عقب مانده'/><author><name>shadi aban</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07095689394971220725</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-268743417590525094.post-5802778160223864381</id><published>2008-05-15T17:00:00.000+04:30</published><updated>2008-05-15T17:01:04.220+04:30</updated><title type='text'>مرحله دوم طرح « امنیت اجتماعی» رژیم اسلامی را شکست میدهیم</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;احمدرضا رادان فرمانده نیروی انتظامی رژیم اسلامی در تهران بزرگ اعلام نمود که "طرح ارتقای امنیت اجتماعی زنان" از روز یکشنبه ٢٢ اردیبهشت ماه آغاز شده است. این ادامه همان طرحی است که از سال قبل در تهران و شهرستانها به اجرا در آمد و به علت تقابل گسترده مردم با این طرح، مجریانش شکست آنرا اعلام کردند. اکنون اعلام کرده اند که نیروی سرکوب در خیابانها را دو برابر میکنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قرار بود با اجرای طرح "امنیت اجتماعی برای زنان" یک حکومت نظامی اعلام نشده را در خیابانها  برقرار کنند. رژیم اسلامی اوباشان خود را روانه خیابانها نمود تا با ضرب و شتم و دستگیری و ایجاد رعب و وحشت، زنان را مجبور به پذیرش حجاب مورد نظر رژیم نماید. بیش از یک میلیون زن را دستگیر کردند، جریمه کردند، به زندان انداختند، میخواستند در پناه همین طرح، آپارتاید جنسی و جداسازی پسر و دختر در دانشگاه ها را اجرا و به آن رسمیت دهند، میخواستند نشان دهند که در دوره زمامداری "شعبان بی مخ" های رژیم اسلامی هنور میتوان اختناق و سرکوب دهه شصت را به مردم تحمیل کرد، میخواستند با دار و درفش، فعالین کارگری، دانشجویان معترض و زنان و جوانان عاصی را به تسلیم بکشانند. اما نشد، نگرفت، مردم اجازه ندادند، زنان نگذاشتند سنگرهای فتح شده و پیشروی های جنبش آزادیخواهی، توسط جمهوری اسلامی به تصرف در آید. دختران جوان در همین ایام تا آنجایی که توانستند و زورشان رسید بی حجابتر و با رنگهای شادتر لباس پوشیدند و به خیابان آمدند. یک اعتراض عمومی در خیابانها بحرکت در آمد. زنان و جوانان، کوچه به کوچه، در معابر عمومی، در دانشگاه و مدارس علیرغم اعمال وحشیانه مامورین سرکوب، در مقابل رژیم ایستادند و طرحش را به شکست کشاندند. شورش آریاشهر نقطه اوج این تقابل سیاسی بود، هزاران نفر یکصدا اعلام کردند: "حکومت اسلامی نمیخوایم نمیخوایم" و طرح حکومت اوباشان را بسرعت و با قدرت به شکست کشاندند. مقامات اعتراف کردند که همه شهر بی حجاب است، گفتند ما حریف ١٠ میلیون نفر در تهران نمی شویم، گفتند که مردم مامورین ما را کتک می زنند، گفتند برای تحمیل "شئونات اسلامی" باید کوچه به کوچه پاسدار و اطلاعات چی مستقر کرد. نفس دستگیری و جریمه و بازداشت بیش از یک میلیون نفر از زنان و جوانان، سند گویای مقاومت وسیع مردم و سازش ناپذیری مردم بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اجرای مرحله دوم طرح "امنیت اجتماعی" دولت اسلامی، حتی دیگر  مانند اولی، رجزخوانی های احمدی نژاد را هم همراه خود ندارد. در همین روز اول شروع نشده، شکست خورده است. مسئولین نیروی انتظامی امروز در سالن علامه دانشگاه تهران قصد داشتند طرح "ارتقای امنیت اجتماعی" را برای دانشجویان توضیح دهند که با اعتراض شدید آنها روبرو شدند. احمدرضا رادان قرار بود در این جلسه شرکت کند که از ترس دانشجویان به محل جلسه نیامد. میگویند میخواهیم ارتقایش بدهیم، به جامعه اعلام کردند که در خیابانها تعداد مزدورانشان را دو برابر میکنند. اما اینها نمی توانند زنان را به پوشش زیادتر مجبور کنند. اینرا امتحان کردند و مردم پاسخشان را دادند. آریاشهر راه را به مردم نشان داد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مردم آزادیخواه،&lt;br /&gt;"طرح ارتقای امنیت اجتماعی" وحشت عمیق رژیم اسلامی از اعتراضات شما را بنمایش گذاشته است. بحران و بن بست سیاسی و اقتصادی فزاینده رژیم اسلامی با این تقلاها حل نمی شود. این نمایش قدرت نیست، این هراس رژیم اسلامی است که قدرت شما را در شورش آریاشهر به چشم دیده است. علیه تبعیض-سازمان دفاع از حقوق زن، همه شما را فرا میخواند در برابر یورش مامورین رژیم به مردم در خیابانها ایستادگی کنید. اجازه ندهید زنان و جوانان را بنام "بد حجاب" و "بی حجاب" دستگیر کنند. در برابر دستگیری ها مقاومت کنید. با حرکت متحدانه خود، بساط اوباشان اسلامی را در خیابان و محلات جمع کنید. اینها جامعه را برای همه ما ناامن کرده اند، باید رژیم اسلامی را سرنگون کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;دست رژیم اسلامی از سر زنان کوتاه&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عليه تبعيض - سازمان دفاع از حقوق زن&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;١٤ مه ٢٠٠٨، ٢٥ اردیبهشت ١٣٨٧&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/268743417590525094-5802778160223864381?l=ziip-women.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-women.blogspot.com/feeds/5802778160223864381/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=268743417590525094&amp;postID=5802778160223864381&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/5802778160223864381'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/5802778160223864381'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-women.blogspot.com/2008/05/blog-post.html' title='مرحله دوم طرح « امنیت اجتماعی» رژیم اسلامی را شکست میدهیم'/><author><name>واحد اصفهان حزب کمونیست کارگری ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02277201399027135406</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='35' height='6' src='http://bp1.blogger.com/_ANVPupHJoro/RfI6yrGnCfI/AAAAAAAAAKc/jHSlyyTiDBA/s400/baner+zip.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-268743417590525094.post-4598082862141137556</id><published>2008-04-23T15:47:00.000+04:30</published><updated>2008-04-23T15:48:58.541+04:30</updated><title type='text'>سمت تاریک!</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#990000;"&gt;ندا نوشین، ایران&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;حالا که به روز جهانی کارگر نزدیک می شویم شاید بد نباشد گوشه ای از آنچه برزنان کارگر و یا نیروی کار ارزان تر که اتفاقا بازده ای بیشتری نیز دارند را مورد بررسی قرار دهیم.&lt;br /&gt;پس از آغاز جریانات اصلاحات در سال هفتاد و شش و اوج گرفتن روند ورود دختران به دانشگاه ها عده ای نگران روزهایی بودند که جمعیت جوان جویای کار سال های بعد را به طور اکثریت دخترانی تشکیل دهند که هنوز در پیچ و خم های نگاه سنتی خانواده و جامعه بر زندگی اشان قرار دارند و فاصله سنت تا زندگی مدرن را تنها چهار سال درس خواندن در دانشگاه نتواند پر کند. بعد از گذشت ده سال از آغاز آن روزها حالا میزان پذیرفته شدگاه زن دانشگاه ها نسبت به مردان رقم قابل توجه ای شده  جهش عظیمی در حوزه ورود زنان به جامعه صورت گرفته. این جمعیت جوان تحصیلکرده حالا به دنبال درهای تازه ای از زندگی آزاد و مدرن می گردد و طبیعی است که داشتن شغل مناسب اولین گام در جهت داشتن زندگی مستقل خواهد بود؛ اما از آنجایی که دولت نه تنها قوانینی برای حمایت از فارغ التحصیلان جویای کار به تصویب نرسانده است بلکه نسبت به شرایط موجود کاملا منفعلانه و بی تفاوت نشان می دهد شرایط عجیبی در بازار کار زنان حاکم شده است.&lt;br /&gt; در آشفته بازار سیاسی و اقتصادی که دیوانگان حکومت در تمامی عرصه ها به راه انداخته اند کمتر نهاد مدنی مسئولیت آنچه بر زنان تحصیلکرده جویای کار می رود رابرعهده می گیرد. شاید همین بی توجهی عمدی نسبت به مسائل معیشتی زنان است که باعث شده تا دختران جوان پس از گرفتن مدرک دانشگاهی اشان و بعد از گذراندن حدالقل 16 سال درس خواندن حاضر می شوند در مشاغل کاملا غیر مرتبط با رشته تحصیلی اشان و در برابر حقوقی کاملا ناچیز که از حدالقل حقوق پایه مصوب وزات کار هم برخوردار نیست مشغول به کار شوند. قوانین کار نه تنها به نفع کارگر وضع نمی شود بلکه در جهت سست کردن پایه های امنیت شغلی او و در راستای خدمت رسانی به کارفرمابه تصویب می رسد.&lt;br /&gt;گروه عمده ای از دختران تحصیلکرده به عنوان منشی یا بازاریاب فروش یا صندوق دار استخدام می شوند و دیگر فرقی نمی کند کارشان در بنگاه معالات ملک باشد یا ویزیتور یک شرکت بی نام و نشان دارویی؛ بهداشتی ویا کار کردن در یک رستواران تا اواخر شب و از انجایی که زنان کمتر دست به ایجاد گروه های صنفی و یا تشکل های حمایتی می زنند و معمولا به دلیل شرایط زندگی و خارج شدن از محیط بسته و محدود خانه حاضر به انجام کار بیشتر در برابر مزد کمتر نیز هستند کارفرمایان تمایل بیشتری برای جذب زنان دارند. ایجاست که در آگهی های مربوط به استخدام دیگر تجعب نمی کنی که برای هر کاری جنس مورد پذیرش تنها زن است و این زنجیره در نهایت به معکوس شدن روند کار در جامعه می انجامد. در کشوری که اقتصادش مبتنی بر اقتصاد دلالی است نه اقتصاد تولیدی؛ زنان لباس مردانه می پوشند و کارهای مردانه می کنند و مردان در انبارهای بزرگ و دفتر کارهای کوچک؛ معامله می کنند و از این دست می خرند و از ان دست می فروشند و پورسانت دلالی اشان را می گیرند.&lt;br /&gt;مشکل عمده اما اینجاست که هیچ نظارتی بر کار زنان صورت نمی گیرد؛ در محیط کار آنها بارها و بارها توسط کارفرما یا ارباب رجوع مورد تعرض لفظی به دلیل جنسیتشان قرار می گیرند. هیچ زنی نیست که تجربه چینن برخوردی را در محیط کار نداشته باشد. معمولا ضمانت هایی که در ابتدای کار از کارگر می گیرند  انقدر بالاست که حتی اگر زنی مورد سواستقاده و یا خشونت کارفرما هم قرار بگیرد باز هم قدرت دفاع از خود را نخواهد داشت.&lt;br /&gt;هستند زنانی که در کارگاه های کوچک به خاطر اعتراض به ساعت کار بالا و حقوق کم از کارفرمایشان حتی کتک می خورند اما به خاطر چک و یا سفته هایی که بابت ضمانت به صاحب کار داده اند سکوت می کنند و حاضر به شکایت نیستند. شاید فکر می کنند پس از شکایت کردند نه تنها به حق وحقوق خود نمی رسند بلکه ابرویشان را هم از دست می دهند و بدتر ازآن؛ بیکار هم می شوند!&lt;br /&gt;فاجعه در حال شکل گیری است. با این که آمار زنان تحصیلکرده روز به روز افزایش پیدا می کند اما انگار همچنان زنان سمت تاریک این کره خاک زندگی می کنند؛ هنوز هم برای به دست آوردن پست های کاری مرتبط با رشته تحصیلی اشان یا داشتن حقوق برابر با مردان و یا داشتن قوانین حمایتی در محیط کار باید ار هفت خان رستم بگذرند. تلاشی که گاهی کاملا بیهوده به نظر می رسد چرا که گویی دست هایی به عمد خواستار خانه نشین شدن زنان و دور شدن آنان از محیط های اجتماعی است. شاید به همین خاطر است که زنان حاضر می شوند تن به هر کاری در هر شرایطی بدهند اما دوباره به چهارچوب های تنگ خانه پدری بازنگردند.&lt;br /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/268743417590525094-4598082862141137556?l=ziip-women.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-women.blogspot.com/feeds/4598082862141137556/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=268743417590525094&amp;postID=4598082862141137556&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/4598082862141137556'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/4598082862141137556'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-women.blogspot.com/2008/04/blog-post_23.html' title='سمت تاریک!'/><author><name>shadi aban</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07095689394971220725</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-268743417590525094.post-196708738768503587</id><published>2008-04-13T01:02:00.000+04:30</published><updated>2008-04-13T01:04:33.330+04:30</updated><title type='text'>مكرمه آزاد شد</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#990000;"&gt;کاظم نیکخواه&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;روزنامه اعتماد روز پنجشنه ٢٢ فروردين خبر داد كه مكرمه زني كه به سنگسار محكوم شده بود "پس از واكنشهاي گسترده" سرانجام از سوي كميسيون عفو و بخشودگي قوه قضائيه مورد عفو قرار گرفت و آزاد شد. جعفر دوست و پارتنر و پدر دو فرزند مكرمه را اما قبل از اينكه بشود نجات داد، با دستپاچگي و بطور مخفيانه در قزوين سنگسار كردند. آزادي مكرمه جاي خوشحالي بسيار است و نتيجه همان "واكنشهاي گسترده" يا در واقع مبارزات و كارزار گسترده اي است كه در سطح جهان و در ايران به جريان افتاد و نام "كميته بين المللي عليه سنگسار" و مينا احدي در راس آن ميدرخشد.&lt;br /&gt;داستان زندگي مكرمه و جعفر يك سند و كيفرخواست عليه جمهوري اسلامي است. اين دو يازده سال در زندان و شكنجه گاههاي جمهوري اسلامي نگه داشته شدند. دوبار حكم سنگسار برايشان صادر شد. زندگي دو فرزند كوچكشان با زجر و محروميت و زندان و تلاطمي فراموش نشدني توام شد. جرم مكرمه اين بود كه از شوهر سابقش كتك ميخورد و خواهان طلاق بود. اما شوهرش حاضر به طلاق او نميشد و قوانين اسلامي رسما طلاق او را صادر نكردند. او خانه شوهر سابقش را ترك كرد. از زبان خودش در روزنامه اعتماد اينطور ميخوانيم: "شوهرم مرا طلاق نمي داد، وادارم مي کرد با او زندگي کنم، مرد بداخلاقي بود و کتکم مي زد، ما سال ها بود که با هم اختلاف داشتيم و با يکديگر زندگي نمي کرديم وقتي از طلاق نااميد شدم، تصميم گرفتم با جعفر فرار کنم، من فکر مي کردم بعد از اين همه مدت جدايي و نداشتن رابطه ديگر عقدم با شوهر اولم باطل است به همين خاطر هم به صورت صيغه يي با جعفر ازدواج کردم. طعم شيرين زندگي را با اين مرد چشيدم. ما صاحب فرزند شديم و دو سال از ماجرا گذشته بود که با شکايت شوهر اولم من و جعفر در تاکستان دستگير شديم و ما را زنداني کردند. وقتي حکم به سنگسار ما داده شد ديوان عالي کشور حکم را نقض کرد و ما با وثيقه از زندان آزاد شديم. مکرمه در ادامه افزود؛ فرزند دومم را باردار بودم که دوباره زنداني شديم و فرزندم در زندان به دنيا آمد. من و دو فرزندم در زندان زنان و جعفر در زندان مردان بود. ما دوباره به سنگسار محکوم شديم و اين در حالي بود که من چندين بار گفتم که مدت ها از شوهرم جدا زندگي کرده ام و هيچ رابطه اي بين ما نبوده و حتي تقاضاي طلاق هم از دادگاه کرده بودم. در هيچ کدام از جلسات محاکمه هم شوهرم حضور نداشت و ما را بدون شاکي محاکمه مي کردند اما ديوان عالي کشور اين بار حکم سنگسار را براي هر دوي ما تاييد کرد."&lt;br /&gt;روزنامه اعتماد كه اين خبر را منتشر كرده اينطور ميگويد: "افت و خيزها در پرونده مکرمه و جعفر شهريورماه سال گذشته زماني به اوج خود رسيد که سعيد اقبالي وکيل مدافع اين محکومان اعلام کرد براي مطالعه پرونده و دفاع از موکلانش هيچ همکاري با وي نشده و قرار است چند روز ديگر حکم سنگسار هر دو محکوم در قبرستان تاکستان به اجرا درآيد. انتشار اين خبر در سايت هاي اينترنتي و روزنامه ها واکنش شديد و سريع مدافعان حقوق بشر در داخل و خارج از ايران را برانگيخت و کميسيون حقوق بشر اسلامي که نهادي زير نظر قوه قضائيه است نيز به اين حکم واکنش نشان داد. سرانجام بعد از چند روز جنجال درست ۴۸ ساعت قبل از اجراي حکم، رئيس قوه قضائيه از اختيارات خود استفاده کرد و با ارسال نامه اي مبني بر توقف اجراي حکم سنگسار به دادگستري قزوين جلوي اجراي حکم را گرفت تا خانواده اين دو محکوم، وکيل مدافع شان و مدافعان حقوق بشر نفس راحتي بکشند و اميدوار باشند هنوز راهي براي نجات جان اين دو نفر باقي مانده است اما اين اميدواري چندان طولاني نبود. ۱۰ روز بعد از صدور نامه آيت الله هاشمي شاهرودي از زندان مرکزي تاکستان خبر رسيد مکرمه بدحال است چرا که عده اي به وي خبر دادند جعفر در قبرستان تاکستان سنگسار شده است. اول احتمال مي رفت اين خبر فقط يک شايعه باشد زيرا هيچ يک از مسوولان پرونده و دستگاه قضايي خبر را تاييد نمي کردند. با اين وجود شايعه سنگسار جعفر هر لحظه قوت مي گرفت و منابع آگاه جزئيات بيشتري از اين سنگسار را فاش مي کردند تا اينکه ۲۴ ساعت بعد، سرانجام رئيس دادگستري قزوين براي اداي توضيحات مجبور شد به تهران بيايد و ساعاتي بعد جمشيدي سخنگوي قوه قضائيه با اعلام خبري اجراي حکم سنگسار جعفر را تاييد کرد و در روزهاي بعد مسوولان اعلام کردند قاضي اجراکننده حکم خودسرانه اقدام به اين کار کرده است و با وي برخورد خواهد شد. پس از آن منابع موثق در تاکستان قزوين اعلام کردند جعفر تا زمان انتقالش به قبرستان نمي دانسته است قاضي قصد اجراي حکم را دارد. هنگام اجراي حکم نيز فقط چند مامور و يک قاضي اجراکننده حکم حضور داشتند و جعفر را به چاله اي انداختند که ۱۰ روز قبل آماده شده بود".&lt;br /&gt;اينكه يك قاضي در قزوين جعفر را سنگسار كرده در واقع توجيه كثيف و مسخره اي است براي گريز مقامات جمهوري اسلامي از فشار مبارزه عليه سنگسار در ايران و در سطح جهان. اين توجيه طبعا براي هيچكس قابل قبول نيست. وقتي در قوانين اسلامي حكومت سنگسار وجود دارد و دور انداخته نشده است، روشن است كه هر آخوند جنايتكاري در اين شهر و آن شهر ميتواند آنرا عليه زنان و مردان به كار گيرد. جعفر نميبايست وحشيانه قرباني ميشد. مكرمه نميبايست اينچنين به زجر و عذاب و شكنجه دچار ميشد. او گناهي نكرده است. و جعفر هم گناهي نكرده بود. دو فرزند كوچك آنها نيز كه زندگيشان اينچنين به سياهي و زجر كشيده شده گناهي نكرده اند. اگر مبارزه و كمپين گسترده بين المللي و اعتراض گسترده مردم در ايران نبود اكنون مكرمه را هم بي سر صدا و يا با سر وصدا با سنگ و آجر زجركش كرده بودند. در اين هيچ ترديدي نيست. يك انسان را ما مخالفين توحش اسلامي از سنگسار نجات داديم. اين جاي خوشحالي بسيار است. اما روزي كه اين خشم و نفرت و مبارزات به هم بپيوندد و كل جامعه را از شر اين ماشين جنايت ضد بشري خلاص كند، جاي خوشحالي بسيار بيشتر آن روز است.&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/268743417590525094-196708738768503587?l=ziip-women.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-women.blogspot.com/feeds/196708738768503587/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=268743417590525094&amp;postID=196708738768503587&amp;isPopup=true' title='2 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/196708738768503587'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/196708738768503587'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-women.blogspot.com/2008/04/blog-post_2583.html' title='مكرمه آزاد شد'/><author><name>shadi aban</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07095689394971220725</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-268743417590525094.post-7475122985120365279</id><published>2008-04-13T00:58:00.002+04:30</published><updated>2008-04-13T01:01:56.196+04:30</updated><title type='text'>كرگدنهاي اسلامي و معضل بي حجابي</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#cc0000;"&gt;كاظم نيكخواه&lt;/span&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;امام جمعه مشهد موجودي بنام "حجت الاسلام علم الهدي" هفته گذشته در خطبه نماز جمعه مشهد وحشت و خشم خودرا از مقاومت گسترده زنان در مقابل حجاب اسلامي نشان داد. اين كرگدن اسلامي (با پوزش از كرگدن و انجمن حمايت از حيوانات!! يك كلمه جديدي بايد براي اين مجسمه هاي بلاهت و عقب ماندگي و تعفن ارتجاعي درست كرد. موقتا همين را قبول كنيد) به بي حجابها و "بدحجابها" اعلام جهاد داد و گفت بايد براندازي شوند. او از جمله اين طور ميگويد  "ما اصلاً مساله‌ای به نام بدحجابی نداریم. این که یک زنی یک لچکی بیندازد بالای سرش، این که حجاب نیست، بی‌حجابی است. این طور نیست که حجاب داشته باشد و بد باشد، بلکه بی‌حجاب است" علم الهدي اينطور ادامه ميدهد: " تمام زنانی كه موهایشان بیرون است و تمام زنان لاابالی كه با پای برهنه تا ساق پا، پاچه شلوارشان را ورمالیده‌اند، بی‌حجاب محسوب می شوند و باید تعقیب قانونی شوند. تازه یک مشت افراد بی‌بند و بار با رنگ‌های زننده و مهیج بیرون می‌آ‌یند که از صد بی‌حجابی هم بدتر است".  و بعد خواهان براندازي همه آنها ميشود: " آقایانی که می‌گویند حجاب را باید با مسائل فرهنگی نهادینه کرد، در اصل از زیر بار مسوولیت خود شانه خالی می‌کنند. بی‌حجابی در مملکت جرم است و قانون نیز برای مقابله با آن وجود دارد. دولت مکتبی جناب آقای احمدی‌نژاد در دو سال گذشته مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی را به شکل قانون درآورده است. بنابراین، بی‌حجابی یک ناهنجاری است که باید با قدرت براندازی شود و دستگاه‌های دولتی آن‌ را با اقتدار براندازی کنند".&lt;br /&gt;هميشه كنه حرف حكومت اسلامي را آخوندهايي از قبيل همين "كودن الهدي" و ملاحسني و خزعلي رك و صريح بيان ميكنند. اولا اين كلمه "بدحجابي" را مقامات حكومت اسلامي ابداع كردند تا يك درجه عقب نشيني خود در مقابل زناني كه حجاب اسلامي را رعايت نميكنند را لاپوشاني كنند. همه سران ريزودرشت حكومت ميدانند كه زنان در ايران زير بار حجاب اسلامي و قوانين اسلامي نرفته اند. اما اگر مثل اين آخوند مشهدي اعتراف كنند كه ميليونها زن در ايران "بي حجاب" هستند در واقع اعتراف كرده اند كه كلاه حكومت اسلامي شان پس معركه است و در تحميل قوانين اسلامي شكست خورده اند.&lt;br /&gt;ثانيا اينكه زنان بي حجاب بايد "براندازي" شوند نيز كنه تمايل و گرايش كل دم و دستگاه جمهوري اسلامي است. همين دولت احمدي نژاد را با يك مشت جلاد حرفه اي نظير "پورمحمدي" و "اژه اي" و "شريعتمداري" و امثال اينها سركار كشيدند كه به جامعه يعني همه زنان و مردم منزجر از حكومت و قوانين اسلامي هجوم بياورند و نسل كشي هايي مثل سال ٦٠ و ٦٧ را تكرار كنند اما نتوانستند. در نتيجه آنها كه مستقيما دست اندركارند فهميده اند و حتما به نحو مناسبي به اين كرگدن مشهدي هم حالي خواهند كرد كه حرف دهانش را بفهمد و كوتاه بيايد و گرنه وارد جنگي تمام عيار با مردم خواهند شد كه اولين نتيجه اش خفه كردن صداي ناهنجار همه اين فسيلهاي از گور برخاسته تاريخ خواهد بود. بهررو بايد به اين يارو فهماند كه روزي كه زنان همه نه "بدحجاب" بلكه آشكارا به مفهوم دقيق كلمه بي حجاب بيرون بيايند يعني حجاب هاي اسلامي را دور بيندازند و مردم ايران همه جنايتكاران مرتجعي را كه يكه تاز ميدان شده اند و شب و روز دارند به آنها توهين ميكنند را به محاكمه بكشند دور نيست.&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/268743417590525094-7475122985120365279?l=ziip-women.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-women.blogspot.com/feeds/7475122985120365279/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=268743417590525094&amp;postID=7475122985120365279&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/7475122985120365279'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/7475122985120365279'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-women.blogspot.com/2008/04/blog-post_13.html' title='كرگدنهاي اسلامي و معضل بي حجابي'/><author><name>shadi aban</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07095689394971220725</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-268743417590525094.post-2544356087417348718</id><published>2008-04-05T15:35:00.001+04:30</published><updated>2008-04-05T15:40:01.229+04:30</updated><title type='text'>مراسم ملکه زیبائی در ابوظبی</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;در دنیای اسلام که همه خبرها به سنگسار و  در گونی پیچیدن زنان ختم می شود برگزاری مراسم ملکه زیبائی شاید یک رفرم به نفع زنان  به نظر برسد! احتمالا کسانی بر خواهند خاست و یک بار دیگر علیه کمونیستها و آزادیخواهان دست به "جهاد اکبر" خواهند زد و مثلا خواهند گفت دیدید که  شیرین عبادی حق داشت که گفت اسلام و حقوق بشر با هم منافاتی ندارند؟ آخر چه کسی است که از مسابقه برای ملکه زیبائی در کشوری که زن زیر لگد اسلام سیاسی است خوشحال نشود؟  فاکت: دادگاهی در ابوظبی تقاضای طلاق زنی را که بعد از ٢١ روز زندگی مشترک مورد کتک قرار می گرفت و همسرش با زنان دیگر رابطه جنسی داشت رد کرد و به زن حکم کرد با دریافت مبلغی به خانه برگردد. این موقعیت بغایت فرودست زن را در نظر بگیرید و مجددا به خبر برگردید! در یک مسابقه منحصر به فرد بین المللی در امارات متحده عربی، ده هزار شتر مژه های بلند خود را برای کسب عنوان ملکه زیبایی شترها، آرایش خواهند کرد. این مسابقه که در ابوظبی برگزار می شود یکی از بزرگترین مسابقات از این نوع است و در آن مبلغی بیش از ٩ میلیون دلار و ١٠٠ دستگاه اتومبیل بعنوان جایزه اهداء می شود.  در این مسابقه شترهایی از بحرین، عمان، قطر و عربستان سعودی شرکت خواهند داشت.&lt;br /&gt;و بر گردیم به موقعیت زن در این کشور و همه کشورهای شرکت کننده در این مسابقه فرح بخش. عکسی که زن را در ابوظبی نشان میدهد به اندازه کافی گویا است. اسیر کامل در حجاب اسلامی. اگر دنیا را خالی از عمل انسانها برای تغییر تصور کنیم و آن را به دست اراذل اسلامی رها کنیم حتما زنان گرفتار اسلام سیاسی به موقعیت بالا دست شتر ها  رشک خواهند برد. شترهائی که می توانند مژه های زیبای خود را آرایش کنند و زنانی که حتی به اندازه شتر ها آزادی عمل ندارند. آیا وقت آن نیست که این دنیای ضد بشری را با همه گند و کثافاتش در اعماق تاریخ دفن کنیم و یک زندگی انسانی به نفع زنان و همه مردم جامعه مستقر کنیم؟ آیا وقت آن نیست که یک بار دیگر و بلند تر از همیشه اعلام کنیم که در مذاهب و ارتجاع و نابرابری نمیتوان و نباید رفرم کرد. اینها را باید از ریشه خشکاند.&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#000099;"&gt;&lt;strong&gt;دو میلیون کودک قربانی توریسم جنسی&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;وقتی چندین سال قبل دوستی بر اثر تصادف جان باخت بخش کوتاهی از دیالوگ فیلم "شهر فرشتگان" را برای بازماندگانش تکرار کردم. "یک روز زندگی به عنوان انسان ارزشش را داشت".  ماجرای فیلم این است. فرشته های نامرئی در میان آدمیان حضور دارند و در مواقع خطر به آنها کمک می کنند. فرشته (نیکولاس کیج) عاشق زنی می شود و تصمیم می گیرد از "عالم ملکوت" دست کشیده "زندگی فانی" اما توام با احساس و عشق را شروع کند. پیش از انسان شدن، فرشته ما، نه گرما و سرما را حس می کند نه حس بویائی و چشائی موجودات زنده را دارد. در اولین روزی که انسان می شود زیر دوش آب گرم لذت می برد و عطر دلپذیر میو ه ها  سرمست اش می کند. اوج لذت وقتی است که اولین هم آغوشی را تجربه می کند اما معشوق فردای روز بعد در یک تصادف کشته می شود. وقتی یکی از یاران قدیمی فرشته بر "نیکولاس کیج" ظاهر می شوند، از او می پرسد آیا ارزشش را داشت که برای یک روز تجربه زندگی انسانی، زندگی جاودانه را از دست بدهی؟ فرشته سابق می گوید یک روز حس همه چیز و حس عمیق هم آغوشی و دوست داشتن. ارزشش را داشت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دومیلیون کودک مورد تجاوز جنسی آیا می توانند همین یک جمله را تکرار کنند؟ بر مبنای بررسی های يونيسف در حال حاضر بيش از دو ميليون کودک و نوجوان که بين ۸ تا ۱۵ سال سن دارند در سراسر جهان مجبور به تن فروشی هستند. ساليانه بيش از دو ميليون نفر از کشوری به کشور ديگر سفر می کنند تا با کودکان و نوجوانان رابطه جنسی برقرار سازند. اين جهانگردی جنسی، بازاری بسيار پر منفعت را که حجم گردش پول در آن بيش از ۵ ميليارد دلار حدس زده می شود، به وجود آورده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر از این کودکان و نوجوانان پرسیده شود آیا ارزشش را دارد که بعنوان انسان بر این جهان پا گذاشته اید چه می شنوید. آیا می توانند بگویند آری؟ که بگویند یک روز همه خوشی ها را حس کرده ایم. گرمای دلپذیر آب  را حس کردیم و طعم خوش میو ه ها را چشیده ایم و خلاصه بعنوان انسان حتی یک روز از این زندگی لذت برده ایم؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; آمار یونسیف بی شک ناقص است. زندگی میلیونها کودک در اقصی نقاط جهان که قربانیان پنهان و حتی آشکار تجاوز جنسی اند را در بر نمی گیرد. این کودکان قربانیان قهر طبیعت نیستند. کسانی نیستند که در یک لحظه، زندگی زیبایشان به خاکستر تبدیل شده باشد. اینها کسانی اند که از روز تولدشان تا روز مرگشان اسیر وضع موجوداند. وقتی از کودک ٨ ساله ای بعنوان کالای جنسی استفاده می شود آیا نباید به این زندگی تف کرد و  به جنگ مسبب اصلی این حقارت و این ستم و تجاوز رفت؟&lt;br /&gt; آیا سخت است مسببین این جنایت را باز شناخت؟ تجاوز به این کودکان فقط با همین آمار الکن ٥ میلیارد دلار سود نصیب کسانی کرده است که این "شغل" کثیف و ضد انسانی کسب و کارشان شده است. آیا آماری هست که لااقل بگوید ٥ میلیارد دلار خرج شده است تا با این تجاوز مبارزه  شود؟ آیا دنیایی که بر محور سرمایه و سود و استثمار می گردد می تواند دنیائی شایسته برای ما انسانها باشد؟ آیا همین یک قلم جنایت علیه انسانیت ما را به این  نمی رساند که کثافات جامعه سرمایه داری را باید بر سرش خراب کرد و جهانی بدون استثمار بنا کرد؟&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="color:#990000;"&gt;&lt;strong&gt;کیوان جاوید&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/268743417590525094-2544356087417348718?l=ziip-women.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-women.blogspot.com/feeds/2544356087417348718/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=268743417590525094&amp;postID=2544356087417348718&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/2544356087417348718'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/2544356087417348718'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-women.blogspot.com/2008/04/blog-post_05.html' title='مراسم ملکه زیبائی در ابوظبی'/><author><name>shadi aban</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07095689394971220725</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-268743417590525094.post-587337021696377805</id><published>2008-04-05T15:11:00.004+04:30</published><updated>2008-11-13T17:49:32.416+03:30</updated><title type='text'>مينا احدي در وين جايزه زن پيشرو سال در زمينه مطبوعات را گرفت</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5185710300770068370" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_VAAgLO3RCOE/R_dYCyF755I/AAAAAAAAABU/Yk_cV7XPwuM/s320/mina3.jpg" border="0" /&gt; &lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;روز ٢ آپريل چهارشنبه، در ساختمان موزه مرکزي شهر وين، صدها نفر براي حضور در برنامه جايزه دادن به ١٢ زن پيشرو در يکسال اخير در زمينه هاي مختلف حضور بهم رسانده اند.&lt;br /&gt;از بين صد زن کانديد در زمينه هاي مختلف ، سياست، دفاع از برابري زن و مرد، فعاليتهاي اجتماعي ، مطبوعات و غيره، برندگان امسال اعلام شدند.&lt;br /&gt;تعداد زيادي از هنرمندان و افراد سرشناس در اطريش در اين برنامه حضور داشتند. کل اين برنامه از تلويزيون " پولوس 4 اطريش " مستقيما پخش شد.&lt;br /&gt;در ابتدا سردبير مجله " مادونا" به اسم " اوشي فلنر" مبتکر اين برنامه در مورد پروسه انتخاب نهايي از ميان صد زن معروف که کانديد اين برنامه بودند توضيحاتي به حضار داد او گفت: زنان فعال و چهره هاي سرشناسي که اينجا حضور دارند در زمينه هاي مختلف براي جامعه آشنا هستند و آنها را مردم و يا خودشان کانديد کرده اند. در آغاز هفت هزار زن کانديد شده اند و هيئت داوران از بين اين هفت هزار زن، در ابتدا 100 زن را انتخاب کرده است. سپس در جريان يک راي گيري اينترنتي، مردم به نفع کانديداهاي مورد نظر خود راي داده اند.&lt;br /&gt;با توجه به نتايج اين پروسه هييت داوران در مرحله سوم از ميان اين صد زن ١٢نفر از آنها را انتخاب و در جريان برنامه اي که با هنرنمايي هنر مندان پيش برده ميشود به تدريج برندگان اعلام و جايزه را که شامل يک مجسمه شيشه اي بسيار زيبا است، دريافت ميکنند.&lt;br /&gt;برندگان اين جايزه يکي بعد از ديگر از جانب هيئت ژوري طي يک نامه سر بسته که به مودراتور برنامه تحويل داده ميشد و بعد از خواندن اسم آنها از جانب مجري برنامه برندگان پشت ميکروفون ميرفتند و در ميان کف زدن حضار جايزه را دريافت ميکردند. در اين لحظات شور و شوق خاصي کل برنامه را در بر گرفته بود. وقتي نوبت به زن پيشرو در زمينه مطبوعات رسيد، از آنتونيو رادوس خبرنگار بسيار معروف اطريشي – آلماني که برنده اين جايزه در سال قبل بود همراه با گوينده محبوب و معروف اطريش "ميريام مايشل براوون" دعوت شد که اين جايزه را به مينا احدي زن پيشرو در زمينه مطبوعات تقديم کنند.&lt;br /&gt;اسم مينا احدي سالن را با موجي از هيجان و تشويق همراه کرد. وقتي مينا احدي در پشت ميکروفون قرار گرفت و چند دقيقه صحبت کرد، سالن به احترام او از جا برخاست و با کف زدن ممتد به تشويق او پرداختند. تعدادي اشک شوق ميريختند و از شجاعت و تلاشهاي انساني مينا احدي براي همديگر ميگفتند. اين صحنه به نقطه اوج برنامه اي تبديل شد که در آن تعداد زيادي از زنان بدلايل متعدد و به خاطر فعاليت در زمينه هاي مختلف جايزه گرفته بودند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مجله مادونا و تعدادي از رسانه هاي اطريشي يک روز بعد از اين برنامه، به اين نکته اشاره کرده و در مورد زندگي و فعاليتهاي مينا احدي در صدر گزارشات خود نوشتند. در سايت اينترنتي مجله مادونا نيز به اين امر اشاره شده و از مينا احدي بعنوان برنده اي که در قلبها جا داشت، حرف زده شده است.&lt;br /&gt;جايزه زن پيشرو سال در زمينه مطبوعات بخاطر انتشار کتاب زندگي نامه مينا احدي به او تعلق گرفته بود. کتاب " من از مذهب رويگردانم" کتابي است که در آن در مورد زندگي و همچنين فعاليتهاي گسترده و موثر مينا احدي در دفاع از حقوق انساني و در مبارزه عليه جمهوري اسلامي ايران و اسلام سياسي مفصل بحث شده است. اين کتابي است در نقد اسلام سياسي و همچنين نقد سياستها و مماشات دولتهاي غربي با اين جنبش ضد انساني. اين کتاب به اعتراف بسياري از خبر نگاران و روشنفکران حاضر در اين مراسم پاسخ بسياري از سوالات مردم در زمينه مقابله با اسلام سياسي را ميدهد.&lt;br /&gt;اين کتاب در ماه فوريه به زبان آلماني منتشر شده و در طول اين دو ماه توجه هاي زيادي را در آلمان و اطريش و کل آلماني زبانها بخود جلب کرده است.&lt;br /&gt;جايزه زن پيشرو در زمينه مطبوعات يک نشانه ديگر از تاثير اين کتاب و استقبال مردم از حرفهاي راديکال و نقد پيشرو در زمينه مقابله با مذهب و از جمله اسلام سياسي است. من که يکي از همراهان مينا احدي از آلمان به اطريش بودم اين لحظات پر شور را هرگز فراموش نميکنم. يکي از لحظات زيباي اين مراسم براي من هنگامي بود که مينا احدي در پايان سخنان تکان دهنده اش بعد از دريافت جايزه با موجي از احساسات مردم و برخاستن از جايشان به احترام او روبرو شدم. اين صحنه جالب توجه بود زيرا براي همه برندگان کف زدن و خوشحالي و استقبال امري عادي بود. اما هنگامي که مينا احدي ميخواست از سن پايين بيايد اتفاق استثنايي که افتاد اين بود کل جمعيت با کف زدن ممتد به احترام او از جا برخاستند و تعداد زيادي اشک شوق ميريختند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شهناز مرتب&lt;br /&gt;۴ آپريل 2008&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/268743417590525094-587337021696377805?l=ziip-women.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-women.blogspot.com/feeds/587337021696377805/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=268743417590525094&amp;postID=587337021696377805&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/587337021696377805'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/587337021696377805'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-women.blogspot.com/2008/04/blog-post.html' title='مينا احدي در وين جايزه زن پيشرو سال در زمينه مطبوعات را گرفت'/><author><name>shadi aban</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07095689394971220725</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_VAAgLO3RCOE/R_dYCyF755I/AAAAAAAAABU/Yk_cV7XPwuM/s72-c/mina3.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-268743417590525094.post-6413726486559417880</id><published>2008-04-03T15:53:00.000+04:30</published><updated>2008-04-03T15:56:59.953+04:30</updated><title type='text'>Only woman</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;ندا از ایران&lt;br /&gt;حکومت جمهوری اسلامی از روزهای آغازین حکومت خود، پدیده کار زنان و پذیرش مسئولیت های اجتماعی از سوی آنان را به عنوان دستاویزی برای مشروع بودن حکومت خود و دمکراتیک بودن آن عنوان کرده است. کار زنان در ایران کنونی؛ نه تنها محدود به چادر سرکردن و پشت میز نشستن نیست بلکه حیطه گسترده ای از مشاغل غیر دولتی و به خصوص مشاغل کاذب را هم شامل می شود. حالا این چقدر خنده دار و دروغ است بماند. اما یک چیزهاییش هم راست است!&lt;br /&gt;شاید برای خواننده ای که خارج از ایران زندگی کند شنیدن حکایت زنانی که نان زندگیشان را از راه دستفروشی در واگن های مترو در می آورند باعث حیرت و تعجب بشود. اولین نکته باعث تعجب این است که اینجا واگنها زنانه و مردانه هستند. یعنی واگن هایی هستند که فقط زنان در آن هستند. حدس زدید؟ خب این خودش منشاء یک جور کارهایی میشود که جمهوری اسلامی میتواند ادعا کند فقط به لطف حکومت اسلامی و آپارتاید جنسی ممکن است.&lt;br /&gt;داشتم داستان این زنان دستفروش واگن های زنانه مترو تهران را میگفتم.  داستان زنانی که هر روز برتعدادشان نیز افزوده می شود. موجوداتی که نه روی زمین که آن پایین ها؛ جایی که حتی به فکر هم نمی رسد مشغول چرخاندن چرخ های زندگی خودشان هستند. اصلا می توانید تصورش را بکنید؟ می توانید خودتان را بگذارید جای زنان و به تازگی دختران جوانی که توی واگن های مترو از شیر مرغ تا جان آدمیزاد را حراج می کنند؟ شاید دو سال پیش این گونه کسب درآمد؛ تنها محدود به زنان میانسالی بود که ساکن مناطق جنوبی شهر بودند و هر روز با مترو از شرق به غرب تهران را سفر می کردند و اجناسی که می فروختند محدود می شد به دستمال سفره و رومیزی و لباس های زیر زنانه.  اما یک سالی هست که دیگر دیدن دختران جوان که به محض ورود به واگن برای لوازم آرایش و بدلیجات دخترانه و لباس های راحتی توی خانه و خلاصه هر چیزی که فکرش را بشود کرد و قابلیت خرید از سوی خریداران خانم واگن ها را داشته باشد، تبلیغ می کنند. این آنقدر عادی شده که  دیگر باعث سرک کشیدن مسافران نمی شود. دیگر تعجب نمی کنی وقتی دختری هم سن و سال خودت؛ با سرو وضعی شبیه به تو ساک جورابهایش را می کشد تا وسط جمعیت و برای جوراب های صد درصد کتانش که تنوع رنگ خوبی هم دارد با صدای بلند تبلیغ می کند!&lt;br /&gt;به لطف حصار کشی جنسیتی بین زن و مرد حتی توی واگن های مترو؛ این زنان بدون ترس یا خجالت از نگاه های مردان؛ تنها در واگن های بانوان بدون اینکه بدانند؛ هر لحظه در نقطه ای از این شهر شلوغ توی کلونی زنانه پیرامونشان دارند بار سنگین زندگی را بر دوش می کشند. این بار وقتی از پله برقی های مترو یا احتمالا آسانسورهای آن پایین می آیید یا بالا می روید به یاد زنانی بیافتید که توی سکوت و ازدحام پیرامونتان ساک سنگین زندگی را روی حاشیه های زرد only woman به دنبال خود می کشند. بار سنگینی است نه؟&lt;br /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/268743417590525094-6413726486559417880?l=ziip-women.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-women.blogspot.com/feeds/6413726486559417880/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=268743417590525094&amp;postID=6413726486559417880&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/6413726486559417880'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/6413726486559417880'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-women.blogspot.com/2008/04/only-woman.html' title='Only woman'/><author><name>واحد اصفهان حزب کمونیست کارگری ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02277201399027135406</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='35' height='6' src='http://bp1.blogger.com/_ANVPupHJoro/RfI6yrGnCfI/AAAAAAAAAKc/jHSlyyTiDBA/s400/baner+zip.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-268743417590525094.post-7728133054704423133</id><published>2008-03-29T15:20:00.001+04:30</published><updated>2008-03-29T15:25:55.335+04:30</updated><title type='text'>نامه سرگشاده مينا احدي به رييس  پارلمان اروپا</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt; &lt;span style="font-size:130%;"&gt;از پارلمان اروپا ميخواهم در ايران نظر سنجي کنند!&lt;br /&gt;پاسخي به محمد علي حسيني سخنگوي وزارت امور خارجه ايران&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سخنگوي وزارت امورخارجه جمهوري اسلامي ايران با استناد به آزرده خاطر شدن ميلياردها مسلمان از ديدن فيلم و يا کاريکاتورهاي انتقادي بر عليه جنايات اسلاميها،  خواهان بسته شدن دهانها در اروپا ميشود. من براي سنجش افکار عمومي در ايران نسبت به فيلم و يا کاريکاتورهاي انتقادي از جنايات اسلام سياسي و حکومت اسلامي ايران ، خواهان نظر سنجي از مردم ايران در شرايط آزاد هستم. اگر چماق زندان و شکنجه و اعدام و قتل جمهوري اسلامي را کنار بگذاريد ، ميتوان از خود " ميليونها مسلمان" در ايران پرسيد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سخنگوي وزارت خارجه حکومت اسلامي ايران از طرف ميلياردها " مسلمان" سخن ميگويد.&lt;br /&gt;اجازه دهيد در همين ايران، ميليونها نفر مردم ايران، بدون ترس از پاسدار و زندان و شکنجه و شلاق و اعدام حکومت شما، نظرشان را در مورد اين فيلم بگويند. آنزمان خواهيد فهميد که چه نفرت و ا نزجاري در همان ايران و از سوي " چندين ميليون مسلمان" عليه شما و اسلام اتان وجود دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نمايش يک فيلم در هلند، دوباره سران جنبش اسلامي را در ايران و عربستان و عراق و افغانستان و در همه جا به وجد آورده است ، تا لشکر بکشند و آتش سوزي راه انداخته و قدرت نمايي کنند و امتياز بگيرند.&lt;br /&gt;چه خبر است? هنوز کسي فيلم را نديده ، تقاضاي ممنوعيت آنرا ميکنند. از همان اول ميگويند توهين به اسلام و " مسلمانان" ، اکنون فيلم در دسترس همگان است.&lt;br /&gt;فيلمي نه چندان حرفه اي که بيشتر آن، فاکت و وقايع اتفاق افتاده است.اين يک فيلم مستند  از جنايات جنبش اسلامي در دنيا است. از 11 سپتامبر، تا بمب گذاري در مادريد و از سر بريدن در جلو دوربين تلويزيون و تا تهديد به قتل و قتل ناموسي .&lt;br /&gt;در لابلاي فيلم از قران آيه و سوره هايي خوانده ميشود که به قتل فرمان ميدهد و از آزار و اذيت دفاع ميکند ، اينها هم ، همگي فاکت هستند.&lt;br /&gt;اگر انتقادي هست به اين فيلم، از نظر من اينست که جنبش اسلامي و اسلام سياسي را با مسلمانان و مردم ساکن ايران و عراق و افغانستان و يا مهاجرين و پناهندگان قاطي کرده و بين اين دو پديده تفکيک قايل نميشود.&lt;br /&gt;و همين ميتواند زمينه ساز حمله به مردم فراري از ايران و عراق و افغانستان و غيره شود.همان مردمي که در ايران و افغانستان و عراق و عربستان سعودي قربانيان اسلام سياسي و دولتهاي فاشيست اسلامي هستند.  اينهااز جمله نقطه ضعفهاي فيلم است. اما هيچ آخوند و سردار جنايتکار اسلامي و از جمله سران حکومت سنگسارو اعدام در ايران نبايد به خود جرات داده و از سوي مردم ايران و افغانستان و غيره و به عنوان نماينده آنها صحبت کنند و خواهان بسته شدن دهانها و يا لابد گلوله زدن به اين دهانها شوند!!&lt;br /&gt;. در همان ايران سران اين حکومت فاشيست اسلامي ، خون مردم را در شيشه کرده و هزاران نفر را در خيابان ها اعدام کرده و صد ها نفررا در مقابل چشم جامعه بشري سنگسار کرده اند. امروز لابد اگر کسي سرنوشت مريم ايوبي و لحظات آخر زندگي او و جان دادن او زير سنگباران ملاها و جانيان حاکم بر ايران را نشان دهد و يا زندگي شهلا جاهد و کبرا رحمانپور را فيلم کند، لابد نماينده حکومت جانيان در ايران از توهين به اسلام و مسلمانان حرف زده و خواهان بسته شدن دهانها خواهد شد.&lt;br /&gt;من به اين جناب حسيني ميگويم، بساط اتان را همان مردم " مسلمان" در ايران جارو خواهند کرد و اگر ترس از زندان و پاسدار و شلاق و اعدام شما نبود. اگر ترس از جنايات و سربريدن و از کوه پرتاب کردن شما نبود،  مردم منزجر از جنايات جنبش اسلامي و اسلام سياسي  يک روزه بساط شما و جنبش اسلامي را در منطقه پاک ميکردند.&lt;br /&gt;شما با همين جنايات زنده هستيد، شما با جوخه دار و اسيد پاشيدن به صورت زنان و سر بريدن و چشم درآ وردن زنده هستيد، پس اجازه دهيد اين جنايات به صورت فيلم نشان داده شود تا بشريت ببيند در اين قرن مردم " مسلمان" در منطقه خاورميانه و در کشورهاي اسلام زده  با چه جانوراني روبروهستند. خودتان را به مظلوميت  نزنيد شما اگر قدرت داشتيد در همين اروپا دهانها را مي بستيد و سرها را از تن جدا ميکرديد. کما اينکه جوخه هاي اعدام جمهوري اسلامي فقط در اروپا صدها نفر را تا کنون به قتل رسانده است.&lt;br /&gt;امروز که يکبار ديگر شما جرات کرده و از سوي مردم ايران حرف ميزنيد، من از پارلمان اروپا و يا هر نهاد بين المللي که بخواهد اين کار را بکند، دعوت ميکنم که در ايران از مردم ايران نظر خواهي کنند. به شرطي که پاسداران و نيروهاي سرکوبگر حکومت ، و تهديد به شکنجه و قتل " زندانيان سياسي مسلمان"!!! در ايران از سوي حکومت شما قطع شود. بگذاريد مردم خودشان نظر دهند، که آيا از نشان دادن فيلم جنايات شما آزرده خاطر هستند، يا انبساط  خاطر دارند.&lt;br /&gt;من خواهان برگزاري يک نظر سنجي در ايران در مورد ميزان آزرده خاطر شدن و يا نشدن مردم ايران در رابطه با کاريکاتورهاي محمد در دانمارک و فيلمهاي انتقادي در مورد جنايات اسلاميها هستم.&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#990000;"&gt;مينا احدي&lt;br /&gt;28 مارس 2008&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;a style="COLOR: blue; TEXT-DECORATION: underline; text-underline: single" href="mailto:minaahadi@aol.com"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#990000;"&gt;minaahadi@aol.com&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#990000;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;a style="COLOR: blue; TEXT-DECORATION: underline; text-underline: single" href="http://www.rowzane.com/"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#990000;"&gt;www.rowzane.com&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/268743417590525094-7728133054704423133?l=ziip-women.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-women.blogspot.com/feeds/7728133054704423133/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=268743417590525094&amp;postID=7728133054704423133&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/7728133054704423133'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/7728133054704423133'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-women.blogspot.com/2008/03/blog-post_29.html' title='نامه سرگشاده مينا احدي به رييس  پارلمان اروپا'/><author><name>shadi aban</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07095689394971220725</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-268743417590525094.post-1258350806860868653</id><published>2008-03-21T16:09:00.000+04:30</published><updated>2008-03-21T16:15:47.350+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='چهارشنبه سوری'/><title type='text'>چهارشنبه سوری: نوعی قدرت دوگانه!؟</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#6600cc;"&gt;جوانان آریاشهر: حکومت اسلامی نمی خواهیم، نمی خواهیم!&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;اخبار دریافتی از تهران و برخی شهرستانها حاکی از آن است که در چهارشنبه سوری امسال شرکت مردم و بخصوص دختران و پسران در این جشن فوق العاده چشمگیر بوده است. در عمل مردم و جوانان توانسته اند در محلات قدرت خود را برقرار کنند و اوباش رژیم یا ترجیح داده اند از ورود به محلات پرهیز کنند و یا مردم با هو کردن آنها و گاه درگیری های پراکنده اجازه مزاحمت به آنها نداده اند. امشب در خیابانهای اصلی نوعی حکومت نظامی برقرار بود ولی در محلات قدرت عملا در دست مردم بوده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#6600cc;"&gt;گزاشی از تهران حاکی است :&lt;/span&gt;  ماموران رژیم خيابانهاي اصلي را بسته اند. اما اکثر جوانان و مردم خيابانهاي فرعي را قرق کرده اند و وسط خيابان آتش خيلي بلند روشن کرده اند. پليس هاي موتور سوار و گشت ها را هو ميکنند. بعضي جاهان همه پسر و دخترها با هم وسط خيابان ميرقصند. خيابان اصلي رو در تمام مناطق با  ماشين هاي آب پاش مرتبا آب پاشي ميکنند. پليس از درگيري پرهيز ميکند چون جوانان کاملا آماده مقابله هستند. طرقه هاي خطرناک هم در اختیارشان هست.  کلا خيلي جالب است. و بساط شادي و عيش و نوش برپاست. البته نه توي خيابان اصلي. کلا پليس درگير نميشود. فقط گروهي با موتور گشت ميزنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#6600cc;"&gt;گزارشی از ساری حاکی است:&lt;/span&gt; در یکی از محلات جوانان با مزدوران رژیم درگیر شده  و آنها را فراری داده اند. رقص دختران و پسران به گرمی جریان دارد و تعداد جمعیت به نسبت هر سال بی سابقه است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#6600cc;"&gt;گزارش دیگری از تهران میگوید:&lt;/span&gt; به تمام فروشگاه ها و در پاساژ ها و  ميادين و دستفروش و غيره گفته اند از  ساعت ٤ به بعد  اجباري بسته شود. سر تمام محلات حالت حکومت نظامي است. کنترل شديد است. براي جلوگيري از برپايي چهارشنبه سوري. ميدان انقلاب . ميدان آريا شهر٬ ميدان وليعصر. ميدان امام حسين. ميدان آزادي که هر سال مراسم چهارشنبه سوري بود. اما در همه اين ميادين رژيم اوضاع را تحت کنترل گرفته بود.  همه اين وضعيت بوده. قرار گذاشتند که بعد از ساعت هشت کسي در خيابانها نماند.  هر کس بعد از اين ساعت بماند دستگير ميکنند و تا فردا آزاد نميکنند.  مردمي که ميخواستند براي نوروز خريد کنند و مغازه داران بسيا رمعترض بودند. جوانان با هو کشيدن و گاها با پرت کردن سنگ اعتراض خود را نشان ميدادند. اما در محلات بساط طرقه زدن و سرو صدا به پا ست. بساط آتش بازي و رقص پايکوبي در محلات هست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#6600cc;"&gt;گزارشی از  کرج&lt;/span&gt; حاکی است که شادي و سرور در محلات و پشت و بام ها برقرار است. ولي ميادين تحت کنترل نيروي انتظامي است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#6600cc;"&gt;امید آزادی خبرنگار سازمان جوانان کمونیست  گزارش جالبی از آریاشهر ارسال کرده که عینا می بینید:&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;"سلام رفقا، جوانان دوباره گل کاشتند . امشب ( سه شنبه 28/12/86 ) چهار شنبه سوری بود . رژیم در هراس از طغیان مردم به جان آمده ، تمام تدابیر امنیتی و پلیسی را به کار برده بود تا مانع از تجمع مردم و به خصوص جوانان و ابراز شادی آنان شود چون به خوبی آگاه است که هر گونه تجمعی و به ویژه تجمع جوانان ، از کنترل خارج می شود و مردم از این وضعیت استفاده کرده ، خواست واقعی شان را که سرنگونی رژیم جنایتکار اسلامی است ، با شعارهای رادیکال سرمی دهند. بنابراین تمام نیروهای سرکوبگرش را به میدان فرستاده بود . هم چنین به دکان داران ، صاحبان مغازه ها و پاساژها و کلیۀ اماکنی که مایحتاج مردم را در اختیار آنان قرار می دهند دستور داده بود که تا ساعت 4 بعد از ظهر بیشتر حق کار کردن ندارند و باید تعطیل کرده و محل کار خود را ترک کنند . رژیم این کار را انجام داده بود تا تعداد کمتری از مردم که در آخر سال برای خرید به خیابان می آیند در سطح شهر حضور داشته باشند . البته خود این موضوع باعث نارضایتی بیشتر مردم و اعتراضات و درگیری های گاه به گاه آنان با اراذل نیروی انتظامی می شد .&lt;br /&gt;از طرف دیگر جوانان نیز به استقبال این روز شتافتند و از چند روز قبل هر از گاهی صدای ترقه و فشفشه به گوش می رسید که هر چه به امروز نزدیک تر می شدیم بر تعداد آن افزوده می شد .&lt;br /&gt;مردم از بعد از ظهر امروز در کوچه ها و معابر عمومی ، کپه های آتش را بر پا کردند و دختر و پسر، پیر و جوان وکودک ، دست در دست هم از روی آن می پریدند . و از هر گوشه صدای فشفشه و ترقه و بمب های صوتی به گوش می رسید .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من امشب در ساعت 7 به آریا شهر رفتم تا از آن جا گزارشی تهیه کنم . در بین راه و در میادین اصلی شهر حضور نیروی انتظامی و پلیس ضد شورش محسوس بود . در خیابان ستارخان و نرسیده به فلکه اول صادقیه شاهد هجوم گله ای 20 تا 25 نفره از نیروهای انتظامی بودم که از ماشین و موتورشان پیاده شده و با لگد و باتوم به یک تعمیر گاه که دکانش را نبسته بود حمله کردند و با فشار و درگیری ، کرکره مغازه اش را پایین کشیدند . همچنین در خیابان ستارخان نیز در چند جا ، باقیماندۀ آتش هایی را دیدم که جوانان در وسط خیابان روشن کرده بودند و نیروی انتظامی با استفاده از تانکرهای آب شهرداری آن ها را خاموش کرده بود .&lt;br /&gt;هر چه از میدان توحید به طرف خیابان ستارخان و آریاشهر می آمدم بر تعداد نیروهای انتظامی ، پلیس ضد شورش و پلیس های موتور سوار بیشتر می شد . به طوری که در میدان آریاشهر حدود 10 ون و ماشین نیروی انتظامی پارک شده بود که همگی پراز پلیس های ضد شورش بودند . البته این به غیر از پلیس های موتور سوار و همچنین پلیس هایی بود که در پیاده رو بودند و از ایستادن در محل جلوگیری می کردند . در واقع پلیس سعی داشت میدان آریاشهر و خیابان ستارخان را تحت کنترل خود درآورده ، از تجمع جوانان جلوگیری کند . ولی جوانان از این فرصت استفاده کرده و تجمعات شان را خیابان های رحیمی ، بهاران ، بلوار شهدا و دیگر خیابان های فرعی و کوچه های اطراف برگزار می کردند . و هر جایی هم که تجمع می شد با برافروختن کپه های بزرگ آتش ، خیابان را مسدود کرده شروع به دادن شعار علیه رژیم می کردند . تعدادی از شعارها این ها بودند :  حکومت اسلامی نمی خواهیم نمی خواهیم . از 57 تا حالا علاف کردی ما را . مرگ بر خامنه ای . و چند شعار دیگر از جمله : مامور بیا این جا . جوانان این جمله را به این خاطر می گفتند که تعدادی از مزدوران نیروی انتظامی به فاصلۀ 150-100 متری ایستاده بودند و جرات نزدیک شدن به جوانان را نداشتند چون با سنگ و پاره آجر از آنان پذیرایی می شد . ولی وقتی تعداد پلیس های ضد شورش زیاد می شد و پلیس های موتور سوار هم به آنان می پیوستند ، از چند طرف به سوی جوانان یورش می آوردند و جوانان هم پس پرتاب سنگ به طرف آن ها ، آن محل را ترک کرده و تجمع شان را در کوچه و یا خیابان فرعی دیگری بر پا می کردند .این جنگ و گریز چندین ساعت ادامه داشت .&lt;br /&gt;هنگامی که من در ساعت 45/10 محل را ترک کردم اوضاع هنوز متشنج بود و نیروهای انتظامی برای متفرق کردن مردم ، از این سو به آن سو روان می شدند .&lt;br /&gt;مرگ بر حکومت جنایتکار اسلامی، زنده باد آزادی و برابری، زنده باد انقلاب، برقرار باد جمهوری سوسیالیستی"&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ضمن تشکر از امید عزیز، سازمان جوانان کمونیست دست همه دختران و پسرانی را  که امشب جمهوری اسلامی و آپارتاید جنسی اش را به عقب راندند به گرمی میفشارد. جمهوری اسلامی باید برود، باید آزادی و برابری و شادی و رفا و جمهوری سوسیالیستی را برقرار کرد. این خواست جوانان ایران است.&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;سازمان جوانان کمونیست&lt;br /&gt;28 اسفند 85، 18 مارس 2008&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/268743417590525094-1258350806860868653?l=ziip-women.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-women.blogspot.com/feeds/1258350806860868653/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=268743417590525094&amp;postID=1258350806860868653&amp;isPopup=true' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/1258350806860868653'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/1258350806860868653'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-women.blogspot.com/2008/03/blog-post_4472.html' title='چهارشنبه سوری: نوعی قدرت دوگانه!؟'/><author><name>shadi aban</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07095689394971220725</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-268743417590525094.post-7797119058816783314</id><published>2008-03-21T15:51:00.002+04:30</published><updated>2008-11-13T17:49:33.478+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='چهارشنبه سوری'/><title type='text'>گزارش تصویری از مراسم چهارشنبه سوری در مهاباد</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;درروزی که ماموران انتظامی واطلاعاتی جمهوری اسلامی معابر وخيابانهای شهر راجهت جلوگيری از تجمع وبرپايي مراسم سه شنبه آخر سال (چهارشنبه سوری )بسته بودند ، مردم مهاباد به دامان طبيعت پناه بردند وبه جشن وپايکوبی پرداختند ومراسم باشکوهی رابا حضور اقشار مختلف مردم برگزار کردند.&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt; &lt;/div&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_VAAgLO3RCOE/R-ObziF752I/AAAAAAAAAA0/2S_8SAQ4jAA/s1600-h/Image(166).jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5180155306033538914" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://3.bp.blogspot.com/_VAAgLO3RCOE/R-ObziF752I/AAAAAAAAAA0/2S_8SAQ4jAA/s320/Image(166).jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_VAAgLO3RCOE/R-Ob0iF753I/AAAAAAAAAA8/Ri6VSxR0-g8/s1600-h/Image(165).jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5180155323213408114" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://3.bp.blogspot.com/_VAAgLO3RCOE/R-Ob0iF753I/AAAAAAAAAA8/Ri6VSxR0-g8/s320/Image(165).jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_VAAgLO3RCOE/R-Ob0yF754I/AAAAAAAAABE/_4uuieos7v0/s1600-h/Image(172).jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5180155327508375426" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_VAAgLO3RCOE/R-Ob0yF754I/AAAAAAAAABE/_4uuieos7v0/s320/Image(172).jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/268743417590525094-7797119058816783314?l=ziip-women.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-women.blogspot.com/feeds/7797119058816783314/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=268743417590525094&amp;postID=7797119058816783314&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/7797119058816783314'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/7797119058816783314'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-women.blogspot.com/2008/03/blog-post_3404.html' title='گزارش تصویری از مراسم چهارشنبه سوری در مهاباد'/><author><name>shadi aban</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07095689394971220725</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_VAAgLO3RCOE/R-ObziF752I/AAAAAAAAAA0/2S_8SAQ4jAA/s72-c/Image(166).jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-268743417590525094.post-7854076677696045343</id><published>2008-03-21T15:45:00.004+04:30</published><updated>2008-03-21T16:01:14.076+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='چهارشنبه سوری'/><title type='text'>چهارشنبه سوری صحنه اعتراض به آپارتاید جنسی</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;چهارشنبه سوری امسال در ایران شور و حال دیگری داشت و به صحنه مبارزه و اعتراض به آپارتاید جنسی تبدیل شد. در زیر گزارشات رسیده به سازمان جوانان کمونیست را برایتان عینا میآوریم&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#6600cc;"&gt;چهارشنبه سوري در نواب تهران&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;strong&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;در نواب قيامت بود. از يکي از منازل جوانان بلندگويي را رو به کوچه به کار انداخته بودند و موزيک پاپ پخش ميشد و همه ميرقصيدند. نيروي انتظامي در خيابان اصلي مستقر بود. ولي جرات نميکردند وارد محل شوند. خيلي جاها ماشين ها پارک کرده بودند و موزيک ضبط ماشين را روشن کرده و همه ميرقصيدند. چهارشنبه سوري امسال يک صحنه جدال مردم با اين رژيم بود و براستي جشن و شادي بود و خوش گذشت جاي شما خالي بود. هيچوقت انقدر نرقصيده بوديم.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/strong&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#6600cc;"&gt;حامد از کرمانشاه&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/strong&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;ديشب چهارشنبه سوري در کرمانشاه غوغا بود. شلوغ تر از هر سال. سالهاي قبل خيلي وقت ها وقتي رنگ اعتراض ميگرفت ٬ اعتراض ناسيوناليستي بود. اين دو سال بويژه امسال فضا عوض شده. وقتي شعار ميدهد ميگويند مرگ بر جمهوري اسلامي. آزادي برابري. باور کنيد اين را در همه جا ميگويند. ديشب ميادين اصلي را نيروي انتظامي گرفته بود و بسيج نيرو کرده بودند . اما در برخي محلات مشخصا ٦ بهمن سابق يعني ميدان ٢٢ بهمن٬ بولوار اس ميدان فردوسي٬ نوبهار٬ فرهنگيان فاز ١ بين جوانان و نيروهاي انتظامي درگيري بود. جوانان در هر کجا که مستقر ميشدند فورا بساط آتش را برپا ميکردند و رقص و پايکوبي دختر و پسر بر پا ميشد. و محل را تحت کنترل ميگرفتند. نيروهاي انتظامي جرات نزديک شدن نداشتند اما بسيج کامل بودند و نيروي فراوان بيرون آورده بود. خلاصه شب شادي بود بخصوص وقتي ضعف نيروي انتظامي را ميديدم و جوانان آنها را هو ميکردند. دق دلي خوبي در آورديم و هر جا ميشد جوانان آنها را مورد حمله قرار ميدادند. به نظر من چهارشنبه سوري امسال شروع درگير کوچه به کوچه جوانان و مردم با اين رژيم است. بايد آماده شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/strong&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#6600cc;"&gt;گزارش رسیده به روزنه از آریاشهر تهران&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;strong&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;سه شنبه ساعت 9برنامه ترقه بازی شروع به اوج گیری کرد .معموعا برنامه چارشنبه سوری ها با ترقه شروع می شود، جوانان جمع می شوند و بعداز حدودا دوساعت به ترقه بازی به مرحله ترکیبی از رقص و ترقه می رسدو در این مرحله است که معمولا پلیس حمله می کند.دیشب پلیس نیروی خودرا در خیابان های مهم شهر ومیادین مهم مثل شهرک غرب وگیشا مستقر کرده بود در آریا شهر نیز عمدتا در حد فاصل میدان ابتدا ووسطی صادقیه مستقر بودند با احتساب موتور سواران حداقل 200نفر پلیس روبروی یک مسجد ایستاده ، توی دوتا میدان وپراکنده ایستاده بودند.موتور سواران ساعت 10 شب به شدت فعال شدند در این ساعت حداقل در 10 نقطه اطراف میدان وسطی آریا شهرتجمع رقص وترقه ایجاد شده بود در هر جمع معمولا 7تا 8 پسر پای ثابت رقص بودند و گاهی 2تا3تا دختر هم قاطی آنها می شدند جوانان دور آنها حلقه می زدند ولی به خاطر خطر ترقه سمت پیاده رو بودند. صدای انفجار مرتب به گوش می رسید و در هر جمع تعداد زیادی با گوشی موبایل درحال فیلم برداری بودند .جمعیت اکتیو، در حال رفت وآمد ومواظب بودند.موتوسواران پلیس کاملا مجهزبودند و مثلا در یک جای خلوت در یک بلوار نزدیک مسجد 10 تا موتور وحدوا 25 تا گارد آماده ایستاده بودند . جرات حمله ونزدیک شدن به جمعیت نداشتند و یا طبق برنامه ای می خواستند در شرایط ویژه ای حرکت کنند .اگر تجمعی زیاد می شد آنها وحشیانه با سروصدای زیاد حمله می کردند اما جوانان به سرعت خود را در امان نگه می داشتند ضمنا به نظر می رسید که قصد زدن ندارند و هدف ایجاد رعب ووحشت است .با ماشین آب پاش ویژه شستشوی خیابان ،در چند جا آتیش ها را خاموش کردند و مردم هم سنک پرتاب می کردند بین ساعت 10 تا 11 در یکی از فرعی های آریا شهر پائین ستارخان تجمع مردم زیاد شده بود و به طرف ستارخان کشیده می شد جوانان داشتند خیابان ستارخان را می بستد ماشین ها را تشویق به بوق زدن می کردند وماشین ها بوق می زدند حرکت یکدست منظم و همراه شعار بود با انداختن اشیاء سنگین راه را بند آورده بودند ماشین های پلیس به تعداد زیاد در 150 قدمی آنها بود ولی جمعیت به 500 نفری رسیده بود و احتمال پلیس نمی خواست بی گدار به آب بزند.این حرکت بیش از نیم ساعت ادامه داشت وتلاش اگاهانه می شد که تبدیل به یک تظاهرات سیاسی شود وشد . 30 تا 40 نفر در حال فیلم برداری با گوشی بودند .عده ای به تظاهرات شکل می دادند .شعار می دادند .کیوسک تلفن سرکوچه به زور از جا کنده شد .عملا عبورومرور ماشین ها در این قسمت خیابان ستارخان متوقف شد و به فرعی ها کشیده شد در عین حال در سایر نقاط آریاشهر حداقل در 15 مکان دیگر برنامه رقص وترقه ادامه داشت ساعت حدودا 11 موتورسواران پلیس وحشیانه حمله کردند .شاید 12 شب خیابان های آریا شهر خلوت شد ولی در مجتمع های مسکونی برنامه رقص تا12 شب ادامه داشت. حرکت اگاهانه وابتکاری مردم در تبدیل یک برنامه چارشنبه سوری به یک تظاهرات با شعار حکومت اسلامی نمی خوایم بی سابقه وبی نظیر بود.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/strong&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;مرگ بر رژیم آپارتاید جنسی&lt;br /&gt;سازمان جوانان کمونیست&lt;br /&gt;29 اسقند 86، 19 مارس 2008&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/268743417590525094-7854076677696045343?l=ziip-women.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-women.blogspot.com/feeds/7854076677696045343/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=268743417590525094&amp;postID=7854076677696045343&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/7854076677696045343'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/7854076677696045343'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-women.blogspot.com/2008/03/blog-post_21.html' title='چهارشنبه سوری صحنه اعتراض به آپارتاید جنسی'/><author><name>shadi aban</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07095689394971220725</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-268743417590525094.post-665168178727940912</id><published>2008-03-12T01:21:00.011+03:30</published><updated>2008-11-13T17:49:34.398+03:30</updated><title type='text'>مراسم های ٨ مارس در شهرهای کردستان</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#990000;"&gt;مراسم های ٨ مارس در شهرهای کردستان&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_VAAgLO3RCOE/R9cDHUn1mII/AAAAAAAAAAc/sj4Xlbz17qY/s1600-h/1.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5176609721015441538" style="FLOAT: right; MARGIN: 0px 0px 10px 10px; CURSOR: hand" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_VAAgLO3RCOE/R9cDHUn1mII/AAAAAAAAAAc/sj4Xlbz17qY/s320/1.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;روز جمعه 17 اسفند به فراخوان جمعی از فعالین مدافع حقوق زن (کميته برگزار کننده ٨ مارس مريوان) مراسم با شکوهي به مناسبت&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;روز جهاني زن در مريوان و در کنار دریاچه زریبار برگزار شد&lt;br /&gt;حدود 500 نفر از مردم آزاديخواه مريوان در اين مراسم حضور پيدا کردند. این مراسم با شعار زنده باد 8 مارس، زنده باد آزادی و رهايي آغاز شد. پلاکاردهائی که بوسيله شرکت کنندگان به اهتزاز در آمد عبارت بودند از: آزادی زنان آزادی همگان، آزادی برابری، زندانی سیاسی آزاد باید گردد، حقوق زنان جهانشمول است، جنبش زنان متحد جنبش کارگری&lt;br /&gt;این مراسم با شور و شوق خاصي برگزار شد و در پایان قطعنامه اي توسط یکی از زنان آزادیخواه خوانده شد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;قـــطعنـامه تــجمع 8 مـــارس 2008 مريوان&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;زنان و مردان آزادیخواه و برابری طلب&lt;br /&gt;روز 8 مارس، روز تلاش و كوشش براي آزادي زنان، از قيد و بندهاي استثماري و ستم جنسي است. اين روز بشارت دهنده آزادي زنان است. نزدیک به یک قرن مبارزه برای عدالت و بدست آوردن حقوق انسانی تاریخ این جنبش آزادیخواهانه و برابری طلبانه را رقم می زند. وسعت این جنبش فراتر از مرزهای ملی، مذهبی،نژادی و قومی است. فریاد آزادیخواهی از شیکاگو تا پکن ، تهران تا برلين ، سنندج تا سن پترزبورگ، بولیوی تا افغانستان، بغداد تا آدیس بابا، از8 مارس تا 8 مارس درگوش حاکمان ستمگر جهان طنین افکن است. آزادی برابری&lt;br /&gt;ما در اينجا گرد آمده ايم تا فرياد بزنيم كه: زن انسان است. زنان آزاد بدنيا آمده اند و به اسارت و بندگي تسليم نخواهند شد. ما با تلاش و كوشش، حقوق خويش را باز خواهيم يافت. ما خواهان برابري و مساوات در زمينه هاي اجتماعي، اقتصادي و سياسي هستيم. ما با تاكيد بر خواسته هاي بر حق زنان ايراني كه حاصل 100 سال مبارزه و كوشش براي كسب آزادي است، يادآور ميشويم كه خواهان&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&amp;shy; لغو حکم اعدام، سنگسار، قصاص و خشونت در قوانین کشور &amp;shy; پرداخت دستمزد و حقوق برابر درمقابل کار یکسان برای زن ومرد هستيم &amp;shy; هر گونه تعدي و سوء استفاده و بهره كشي جنسي از زنان تحت هر عنوان بايد ممنوع شود &amp;shy; زنان بايد از حق فعاليت سياسي و اجتماعي برخوردار باشند&lt;br /&gt;&amp;shy; نابرابري هاي حقوقي در مورد شهادت، ارث و سرپرستي اطفال بايد از ميان برداشته شود&lt;br /&gt;&amp;shy; زنان بايد در گزينش همسر، ازدواج و طلاق كاملا آزاد و از حقوق برابر با مردان برخوردار باشند. &amp;shy; زنان بايد از حق آزادي و انتخاب لباس و پوشش برخوردار باشند. &amp;shy; برگزاري مراسم 8 مارس روز جهاني زن بدون مجوز رسمي، بدون قيد و شرط بايد به رسميت شناخته شود. &amp;shy; تعقیب سیاست بحران و هراقدامی که باعث تحمیل جنگ به مردم ایران و منطقه میگردد را به شدت محکوم می کنیم. ما از جنبش اجتماعی علیه جنگ حمایت می کنیم، مردم حق تعیین سرنوشت خویش را دارند. هرگونه تهدید نظامی علیه ایران، تهدید زندگی مردم است و بشدت آن را محکوم میکنیم. &amp;shy; متوقف کردن سرکوب فعالین اجتماعی و تشکل های صنفی، فعالين دانشجويي، نهادهای مدنی و آزادیهای فردی &amp;shy; آزادی همه زندانیان سیاسی &amp;shy; تامين زندگي و مسکن مناسب براي كودكان، دختران و زنان بي پناه خيابانی و زنان بی سرپرست &amp;shy; زندانی کردن و صدورحکم اعدام برای کودکان زیر هجده سال را مغایر میثاق بین المللی حقوق کودک میدانیم و خواستار لغو احکام صادره در دادگاههای کشور برکودکان هستیم &amp;shy; ما از مبارزات کارگران در بخشهای مختلف کارگری برای تامین حقوق خود پشتیبانی می کنیم &amp;shy; از تمامي كوشندگان آزادي، برابري و رفع تبعيض از حقوق زنان تقدير ميكنيم و دست ياري به سوي شما دراز مي نماييم. طبعا آزادي زنان از قيد و بندهاي استثماري زمينه ساز آزادي مردان نيز خواهد بود&lt;br /&gt;در خاتمه از كليه شركت كنندگان در اين تجمع سپاسگزاري مي﻿نماييم. با اميد به دستيابي به حقوق برابر و برقراري جامعه اي آزاد و عاري از ظلم وستم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#cc0000;"&gt;زنده باد هشت مارس&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_VAAgLO3RCOE/R9cDvkn1mJI/AAAAAAAAAAk/PY2lmN3Q__s/s1600-h/4.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5176610412505176210" style="FLOAT: right; MARGIN: 0px 0px 10px 10px; CURSOR: hand" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_VAAgLO3RCOE/R9cDvkn1mJI/AAAAAAAAAAk/PY2lmN3Q__s/s320/4.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;راهپيمايي به مناسبت 8 مارس در شهر سقز&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;پاسخ زنان به نیروهای سرکوب&lt;br /&gt;امروز ٨ مارس روز جهاني زن است و ما راهپيمايي ميکنيم و شما هم حق نداريد مزاحم مردم بشويد&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;بمناسبت 8 مارس، امروز جمعی از زنان و مردان آزادیخواه شهر سقز در میدان عقاب این شهر تجمع کردند و با پخش شیرینی در میان حاضرین مراسم را شروع کردند. فعالین این مراسم تراکتهائی را با مضامین هشت مارس روز جهانی زن گرامی باد، زنده باد هشت مارس و ... در میان مردم پخش کردند و حاضرین از میدان عقاب تا چهار راه آزادی راهپیمائی کردند. اين تجمع با دخالت ماموران نیروی انتظامی و اطلاعات به درگيري لفظي بين شرکت کنندگان و نيروهاي مسلح رژيم انجاميد و چند زن حاضر در مراسم، قاطعانه به نيروهاي سرکوبگر پاسخ دادند و اعلام کردند که امروز ٨ مارس روز جهاني زن است و راهپيمايي ميکنيم و شما هم حق نداريد مزاحم مردم بشويد&lt;br /&gt;شرکت کنندگان مراسم با شعار زنده باد ٨ مارس، زنده باد روز جهاني زن ساعت ٧ بعد از ظهر مراسم را به پايان رساندند&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;مراسم 8 مارس روز جهاني زن در شهر بوکان برگزار شد&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امروز شنبه 8 مارس، از ساعت ٥ و نیم تا ٦ و نیم عصر مراسمي به مناسبت روز جهاني زن در شهر بوکان برگزار گرديد. زنان، دختران و پسران در صفي متحد در شهر بوکاني به مناسبت صدمين سالگرد 8 مارس به خيابان آمدند. زنان و دختران جوان اين روز با شکوه را با پوشيدن لباس قرمز جشن گرفتند. شرکت کنندگان در اين مراسم در اعتراض به آپارتايد جنسي به خيابانها آمدند و&lt;br /&gt;عليرغم تدابير شديد امنيتي توسط نيروهاي مسلح و لباس شخصي، فعالين دفاع از حقوق زن و مردم آزاديخواه شرکت کننده در اين مراسم به پخش تراکت و شکلات و شيريني از چهار راه شهرداري تا منطقه بيمارستان در امتداد خيابان اصلي به حرکت خود ادامه دادند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نيروهاي امنيتي جمهوري اسلامي در ادامه تلاش خود براي ممانعت از اين حرکت اعتراضي جمعي از دختران را به دليل پوشش نامناسب به پاسگاه شماره ٢ بردند اما نتوانستند مانع برگزاری مراسم شوند. از جمله شعارهاي اين مراسم:&lt;br /&gt;رهاي زن رهايي جامعه است&lt;br /&gt;زنده باد 8 مارس روز جهاني زن&lt;br /&gt;نيمي قرباني، نيمي شريک جرم، مثل همه&lt;br /&gt;برابري همان انسانيت است&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#cc0000;"&gt;مراسم هشت مارس در سنندج&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_VAAgLO3RCOE/R9cHL0n1mKI/AAAAAAAAAAs/TmrCNtsOF68/s1600-h/2.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5176614196371364002" style="FLOAT: right; MARGIN: 0px 0px 10px 10px; CURSOR: hand" alt="" src="http://2.bp.blogspot.com/_VAAgLO3RCOE/R9cHL0n1mKI/AAAAAAAAAAs/TmrCNtsOF68/s320/2.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;در پی فراخوان کمیته برگزاری هشت مارس در سنندج متشکل از &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;اعضای کمیته دفاع از محمود صالحی و کمیته هماهنگی به مناسبت گرامیداشت روز جهانی زن و همچنین در حمایت از فراخوان جهانی ٦ مارس در رابطه با اعلام همبستگی با کارگران ایران، برنامه ای در ساعت ٨ تا ٩ صبح روز ٧ اسفند در کانی شفای این شهر برگزار شد. در این مراسم که حدود ١٥٠ نفر شرکت داشتند، ابتدا یک دقیقه سکوت در گرامیداشت یاد و خاطره جانباختگان راه آزادی و برابری اعلام شد و سپس قطعنامه روز جهانی زن و بیانیه هائی درمورد شش مارس قرائت شد. در پایان شرکت کنندگان با سر دادن شعار کارگران جهان اتحاد اتحاد و با شور و شوق و کف زدن حاضرین این مراسم به پایان رسید&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#cc0000;"&gt;قطعنامه کمیته برگزار کننده ٨ مارس ٢٠٠٨ سنندج&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;امروز 8 مارس یادآور مبارزات زنان کارگری است که در سال 1857 در اعتراض به شرایط غیر انسانی کار در شهر شیکاگو آمریکا به خیابانها ریخته و توسط حامیان و مالکان سرمایه ، به خاک و خون کشیده شدند. زمینه اجتماعی این روز، اعتراض به تمامی اشکال ستم کشی و استثمار و نابرابری انسانها در تاریخ نظامهای طبقاتی و مشخصاً روابط سرمایه داری بوده و می باشد. علیرغم مبارزات و تلاش انسانهای آزادی خواه و مساوات طلب ، هنوز طبقه ی کارگر و توده های محروم جوامع مختلف از تبعیضات طبقاتی ، جنسی، قومی و مذهبی وبی حقوقی و استثمار انسان که همگی از و جوه و تبعات سیستم سرمایه داری است رنج می برند. در این میان زنان همواره قربانیان خاموش ادوار مختلف تاریخی این فجایع بوده اند&lt;/div&gt;&lt;p align="right"&gt;ستم مضاعف بر زنان همراه با سنتها و قوانین ارتجاعی تاریخاً همواره بر انسانیت زن سنگینی کرده و به شیوه های مختلف به آنها تحمیل شده و از طریق رسانه ها و کانون های تبلیغی و کلاً ابزار روبنایی این سیستم ها با وضع قوانین به اصطلاح مترقی این بردگی مدرن را توجیه کرده که باعث بردگی و اسارت بیش از پیش انسانها می شود. با این حال در سراسر جهان جنبش های اعتراضی و برابری طلبانه بر علیه ریشه و ساختار این بی حقوقی ها در قالب تعرضی و طبقاتی و برای نیل به تشکلهای مستقل میرود تا بنیاد این مناسبات غیر انسانی و زن ستیز را برکنده و به شرایط و مناسباتی که انسانها را در حد کالایی تبلیغی و از خود بیگانه تنزل داده است، یک بار برای همیشه از بیخ و بن برکند&lt;br /&gt;ما انسانهای آزادی خواه و برابری طلب با تلاش برای پیوند و اتحاد و همبستگی هر چه بیشتر جنبش کارگری با جنبش اعتراضی زنان، دانشجویان و سایر جنبشهای رادیکال، بار دیگر با تاکید بر اهداف انسانی و مواضع طبقاتی خود، مطالبات مان را به شرح ذیل اعلام می داریم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&amp;shy; ما خواهان حقوق انسانی برابر و به دور از استثمار برای تمامی انسانها در عرصه های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی و فرهنگی هستیم &amp;shy; هرگونه قوانین جنسیت محور وزن ستیز که زنان را از دستیابی به حقوق انسانی خویش محروم میکند، لغو باید گردد&lt;br /&gt;&amp;shy; حق ایجاد تشکلهای مستقل تجمع، اعتراض، اعتصاب و غیره جزو حقوق پایه ای هر فردی در جامعه است. &amp;shy; هرنوع جداسازی انسانها به هر بهانه ای و توسط هر کسی در اجتماعات، کاری غیر انسانی است و باید لغو و ممنوع شود&lt;br /&gt;&amp;shy; اعمال هر گونه خشونت علیه زنان اعم از آزار جنسی، تحقیر، برخورد فیزیکی رفتاری غیر انسانی است و باید جرم محسوب شود&lt;br /&gt;&amp;shy; اخلاقیات و فرهنگ مردسالاری پدیده ای ضد بشری است و تبعات ناشی از آن از جمله قتلهای ناموسی، اعدام و سنگسار و ...جنایت محسوب گشته و مسببین آن باید محاکمه و مجازات شوند. &amp;shy; زنان خیابانی و کودکان کار و بی شناسنامه از قربانیان سیستم سرمایه داری هستند و ما بر این باوریم که حق کودکان و تمامی انسانهاست که از زندگی آزاد، امن و شایسته شأن انسان برخوردار باشند. ازدواج موقت شکلی از تن فروشی و استثمار زنان است و بایستی از قوانین و تفکرات حاکم بر جامعه بطور کل حذف شود&lt;br /&gt;&amp;shy; آزادی انتخاب و اختیار عمل که از پایه ای ترین حقوق انسانهاست و می بایستی تمامی افراد جامعه از تبعات آن یعنی آزادی پوشش، آزادی بیان، حق مسافرت، تحصیل، انتخاب شغل، انتخاب همسر و ... به صورت برابر برخوردار باشند&lt;br /&gt;&amp;shy; کار خانگی و سایر اشکال استثمار خانگی از زنان می بایست شغل محسوب شده و زنان خانه دار باید از حمایت جامعه و از پوششهای تامین اجتماعی برخوردار شوند&lt;br /&gt;&amp;shy; 8&lt;/p&gt;&lt;div align="right"&gt;مارس به عنوان روز جهانی زن باید به رسمیت شناخته شده و در تقویم رسمی کشور به عنوان تعطیل رسمی ثبت گردد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کميته کردستان حزب ضمن تبريک روز جهاني زن به همه زنان و مردان آزاديخواه و برابري طلب، دست همه فعالین و شرکت کنندگان این مراسم ها را به گرمی میفشارد و به آنها درود میفرستد&lt;br /&gt;مراسمهاي ٨ مارس عليرغم فضاي شدید پليسي حاکم بر جامعه صورت گرفته است. فعالين برابري طلب امسال در شهرهاي مختلف تلاش کردند اين روز را گرامي بدارند. اعتراض به قوانين و سياستهاي زن ستيز اسلامي و اعتراض به آپارتايد جنسي در ايران بيش از هميشه در اعماق جامعه در حال جوشش است. جنبش برابري طلبانه زنان در دل فضاي سرکوب و اختناق راهها و مجاري ابراز وجود خود را پيدا کرده است. از کردستان تا تهران و از دانشگاهها تا کارخانجات و خيابانها، ميدان رودررويي زنان و مردان برابري طلب با حکومت و آپارتاید جنسی و کلیه قوانین ارتجاعی و ضدزن آن است. مراسمهاي روز جهاني زن گوشه کوچکي از يک جنبش عظيم اجتماعي در ايران است. جنبشی که همراه با جنبش کارگری و سایر جنبش های اعتراضی و حق طلبانه بساط حکومت آپارتاید جنسی را در هم خواهد ریخت&lt;br /&gt;                                       &lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; کميته کردستان حزب کمونيست کارگري ايران&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;                         &lt;strong&gt;١٨ اسفند ١٣٨٦، ٨ مارس&lt;/strong&gt; &lt;strong&gt;٢٠٠٨&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/268743417590525094-665168178727940912?l=ziip-women.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-women.blogspot.com/feeds/665168178727940912/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=268743417590525094&amp;postID=665168178727940912&amp;isPopup=true' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/665168178727940912'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/665168178727940912'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-women.blogspot.com/2008/03/17-500.html' title='مراسم های ٨ مارس در شهرهای کردستان'/><author><name>shadi aban</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07095689394971220725</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_VAAgLO3RCOE/R9cDHUn1mII/AAAAAAAAAAc/sj4Xlbz17qY/s72-c/1.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-268743417590525094.post-4954273786797853176</id><published>2008-03-12T00:05:00.004+03:30</published><updated>2008-03-12T00:48:46.643+03:30</updated><title type='text'>به بهانه روز جهانی زن</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#000099;"&gt;در واگن آخر&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;ندا نوشین، ایران&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مثل باقی جاها که بین هر چیزی خط قرمزی کشیده اند تا مردها این طرف و زن ها آن طرف بروند،  سوار مترو هم که بشوی واگن آخر مخصوص خانم هاست. نمی دانم چرا هر بار که از پله برقی های مترو پایین می آیم و شلوغی سرسام آور توی واگن ها را که نگاه می کنم به یاد زندگی زنانه خودمان می افتم. زندگی امروز ما مثل زندگی کوتاهی است که توی این واگن های شلوغ می کنیم. چسبیده و چفت شده به مردان. زیر نگاه های پراز ولع و هرزه خیلی هاشان که با ژست های رونشفکرانه خوش رنگشان می کنند و تحویلمان می دهند. واگن آخر اما مرد ممنوع است. تبصره و لایحه هم ندارد. آنچه حکومت امروز می خواهد انگار همین زندگی مترو گونه است. با مردان برابر اگر می خواهی باشی توی واگن هاشان؛ سینه به سینه یا پهلو به پهلو حتی گاهی صورت به صورت.  تنها خودت هستی و خودت. تو مسئول آنچه بر سرت می آید خواهی بود. قانونی نیست که در کنار تو باشد.  رخ به رخ. سینه به سینه یا پهلو به پهلو. حمایت اگر می خواهی واگن آخر. آن جایی که زندگی ایزوله شده است. آدم ها آدم بودنشان تک بعدی شده است. جامعه یک رنگ است. همه مثل تو. همه زن هستند. آزادی! آزادی توی زندان کوچک واگن آخر! این جاست که خنجر را می خوری. این بار از پشتبا دست هایمان،  با همین دست های کوچک و سرد به پوسیده ترین طناب ها چنگ می زنیم،  به احمقانه ترین امید ها دل خوش می کنیم،  به پست ترین نگاه ها عاشقانه می نگریم که یک چیز را اثبات کنیم : ما هستیم&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;قرن هاست که بودنمان را فریاد می زنیم.  سالهاست که می خواهیم از زیر بار آنچه بر جان و روحمان چون آوار فرو می آید شانه خالی کنیم.  دوران تازه بردگی زنان بیست و نه سال پیش آغاز شد. این بار بدون رنگ و لعاب. یک دست مشکی. مشکی پر کلاغی&lt;br /&gt;آنچه در این سالها،  در این سه دهه بر سر زن ایرانی آمد نه فقط کاری در حوزه سیاست که فرهنگ مصوری است از یک سلسله جریانات با هدف حذف زن از جامعه. با هدف به صلیب کشیدن در چهارچوب اسلام. پس از پشت سرگذاشتن رفتار های تبعیض گرایانه آغاز انقلاب نسبت به زنان و گذشتن از خاکریز هشت سال جنگ و قحطی،  خوش خیال بودیم که تصور کردیم با روی کار آمدن تشکیلات اصلاح طلب درهای زندگی آزاد به رویمان باز خواهد شد. علی رغم بهبودی نسبی اوضاع اجتماعی زنان و یا افزایش ورود زنان به دانشگاه ها یا عرصه های اجتماعی،  در عمل اما نه تنها گامی به جلو برنداشته ایم که در بسیاری موارد پس رفت هم کرده ایم. اوضاع امروز زنان در ایران به کلاف در هم پیچیده ای شبیه است که از هر طرف می کشی اش نه تنها سر کلاف را پیدا نمیکنی؛ که برعکس مدام هم گره ها را بیشتر خواهی کرد. تشکل های حمایت از حقوق زنان آسیب پذیرین ترین NGO های اجتماعی محسوب می شوند. نگاه جنسیتی صرفی که در ایران کنونی نسبت به زن وجود دارد و آنچه به عنوان ورود به حریم های ممنوعه و خطوط قرمز درباره فعالیت اینگونه کانون ها مطرح می شود دست آویز بسیار مناسبی است جهت پلمپ کردن و یا لغو کردن مجوز.  تنها مکان هایی که زنان را با حقوق از دست رفته اشان آشنا می سازد و این امکان را به آنان می دهد که با آنچه خواسته و ناخواسته بر سرشان در این سالها آمدخ آشنا شوند&lt;br /&gt;گمان می کنم مشکلات زنان در حیطه اجتماعی در دو بخش سیاست های حکومتی و فرهنگ عامه (عرف) خلاصه می شود. با حرکتی کاملا حساب شده قانون اساسی ایران در ریزترین لوایح خود زنان را به ظریف ترین ریسمان ها به گونه ای به شوهر یا قیم خود وصل کرده که بدون اجازه ولی قانونی از ساده ترین امکانات زندگی آزاد و مستقل هم بی بهره باشد. لمس این واقعیت زمانی تلخ می شود که یک زن حتی اجازه بستری شدن در بیمارستان را بدون اجازه همسر یا پدر خود ندارد!&lt;br /&gt;زن در ایران امروز هنوز در عصر بربریت اجتماعی زندگی می کند. در ازدواج،  دریافت سهم الارث،  حق طلاق،  حق حضانت فرزند،  مجازات های مربوط به "خیانت به شوهر" و در راس آنها پدیده ضد انسانی سنگسار تنها گوشه ای از سر فصل های قابل اعتنای قوانین ضد زن حکومت اسلامی ایران مطرح می شود. درد در لایه های  پنهان اجتماعی،  آن جایی که عرف چون تارهایی نامرئی دست هر زنی را برای رسیدن به زندگی مستقل و آزاد می بندد و آنچه تحت عنوان مصلحت اجتماعی مردسالارانه از آن یاد می کنند قوانین دوران بردگی را در ایران تشدید می کند. پیشرفت های امروز زنان ما چه در عرصه های عملی و چه در عرصه های مدیریتی مرهون تلاش پیگیرانه گروهی است که نگاه خویشتن باور را با همه کمبودها و ضعف ها در نسل جوان و پویای ما تزریق می کنند.  اما همچنان اسیر نگاه های افراطی گروهی هستند که شرایط امروز جهان را درک نمی کنند و بر همان باورهای کهنه هزارو چهارصد سال پیش خود محکم ایستاده اند. متحجرانی که تنها به منافع شخصی و گروهی خود فکر می کنند و زن در دیدگاهشان ابزار است&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;هر سال در روز جهانی زن به تکاپو می افتیم که آنچه بر پیکره زنان در ایران معاصر وارد می آید را با سوز و گداز و با صدای بلند فریاد بزنیم اما زن امروز با همه کمبود ها، با تمامی نگاه های یک سویه جنسیت گرایانه، با همه لبخند های پر از تمسخر دین مدارانه عهد عتیق آرام آرام قدم های لرزان خود را برای گام های محکم و بدون ترس فردا برمی دارد. زندگی یک زن در ایران امروز،  تلاشی است سخت برای زنده ماندن،  برای زندگی کردن، برای سربار نبودن،  طعم خوش استقلال را تجربه کردن. تلاشی است برای لمس آزادی. به دور از دست هایی که جز خشونت و  جز استثمار و تحقیر برای زن چیز تازه ای طلب نمی کنند.  با حقوقی که یک به یک و آرام آرام از زندگی اش می ربایند زنان با در اجتماع ماندن خود، با از خانه بیرون آمدن خود، با کار و ادامه تحصیل خود،  حرکتی خاموش اما مثبت را برای هموار کردن گام های فرزندان خود؛ برای نسل فردا آغاز کرده اند&lt;br /&gt;برای تغییر آنچه عرف نمی پسنند و قانون نمی گذارد احتیاج به حمایتی همه جانبه و صدایی رساتر از فریاد امروزمان نیاز داریم. خشونت علیه زنان، از همان لحظه ای که دختری در سنین کودکی به حکم تربیت، داغ نشان تربیت مردانه پدر می شود آغاز می گردد.  و کم کم که برادر به حکم نانوشته جانشین شدن به جای پدر برای خواهر خود عرض اندام می کنند.  و بعدتر که وارد جامعه می شود و هر لحظه از بیم نگاه های هرزه یا تعرضی که نتیجه ناامنی جامعه است ترس هایی دائم را تجربه می کند و بعد ها وقتی ازدواج می کند و به حکم زن بودن زندان تنگ تری را تجربه می کند.  و از آنچه بر او می رود گلایه نمی تواند بکند.  چرا که دردسرهای زندگی یک زن مطلقه گاهی وحشتناک ترازآن چیزی است که حتی بتوان تصورش را کرد و گاه تا پایان عمر با تمامی تضاد ها کنار می آید و در سکوت خویش را چنان فراموش می کند که آنچه بر او آمده را تقدیری می داند نانوشته که از آن سرپیچی نمی توانسته بکند&lt;br /&gt;ما به دست های قوی تری برای حمایت از زنان نیاز داریم. حرکت هایی که کمتر از کمپین یک میلیون امضا صرفا یک ژست دموکرات مابانه باشند. به رهبرانی دلسوز تراز شیرین عبادی که صادقانه تر به آنچه بر زنان می رود نگاه کنند.  به مبارزانی که کمتر به فکر منافع شخصی خود باشند و مطرح شدن در عرصه خشونت علیه زنان را صرفا کاری بشردوستانه و یا تفریحی اجتماعی  ندانند و پیش از همه این ها نیاز به زنانی داریم که خشونت موجود در جامعه را بر علیه خود درک کنند.  نگاه هایی که خواستار سکوت و سقوط آنان است باور داشته باشند و برای داشتن آن چه حق آنان است روی پای خود بایستند و از نگاه های غریب دنیای مردانه پیرامون خود نهراسند&lt;br /&gt;ما تنها خواستار حقوق برابر با مردان نیستیم.  ما به فکر احیای انسان بودن خود هستیم. آن تکه ای از زندگی که در زیر نگاه های پر از استبداد مردانه درطول تاریخ مزرعه کوچک آرزوهایمان را به بیابنی خشک بدل کرده است. آن روز که به این زمین کوچک حیاتی دوباره باز گردد شاید خیلی زود نباشد.  اما هر صبح نوید آغازی تازه است و امیدی برای حرکتی نو. صدایمان را هم بگیرید اندیشه هایمان زنده و بارور مثل دانه ها زیر برف آمدن بهار را خواهند دید&lt;br /&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/268743417590525094-4954273786797853176?l=ziip-women.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-women.blogspot.com/feeds/4954273786797853176/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=268743417590525094&amp;postID=4954273786797853176&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/4954273786797853176'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/4954273786797853176'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-women.blogspot.com/2008/03/8_12.html' title='به بهانه روز جهانی زن'/><author><name>shadi aban</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07095689394971220725</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-268743417590525094.post-1059704519686435592</id><published>2008-03-06T15:17:00.000+03:30</published><updated>2008-03-06T15:19:31.835+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='8مارس86'/><title type='text'>استقبال از صدمين سال روز جهانى زن در ونكور – كانادا</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;بيش از صد تن در جشن صدمين سال روز جهانى زن در ونكور شركت كردند. اين مراسم كه به دعوت سازمان"عليه تبعيض " فراخوان داده شده بود و انجمن دوستان زنان در خاورميانه ، همبستگى- فدراسيون پناهندگان ايرانى ، حزب كمونيست كارگرى ايران -&lt;br /&gt;كميته غرب كانادا از اين فراخوان پشتيبانى كرده بودند در ساعت ٣۰:٧ دقيقه شب شنبه اول مارس ٢۰۰٨ آغاز و تا ساعتى پس از نيمه شب ادامه پيدا كرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مراسم با خوشامد گويى  و اعلام برنامه توسط فهيمه صادقى دبير فدراسيون و از كادرهاى حزب در غرب كانادا شروع و با سخنرانى تنى چند از فعالين جنبش زنان كه هر يك از جوانب مختلفى به موانع و مشكلات مقابل زنان اشاره نمودند- ادامه يافت.  از جمله سخنرانان اين مراسم فهيمه صادقى ، زرى اصلى، مينا بهروزى،امل ، نازيلا زماني ومحبوبه بودند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فهيمه صادقى و مينا بهروزى در مورد تجربيات دوران كودكى – زندگى و مبارزه  عليه مردسالارى و ستم بر زنان - تلاش براى آزادى و برابرى زير تيغ جمهورى اسلامي و دستيابى به يك زندگى انسانى صحبت كردند. زری اصلی  بعد از معرفی سازمان علیه تبعیض و  کمپین  جهانی علیه آپارتاید جنسی-  بویژه محکوم کردن جمهوری اسلامی به عنوان سمبل آپارتاید جنسی، به پیشرویها و نیازها ی امروز جنبش برابری طلبی در ایران پرداخت. در خاتمه  توضیح داد  هر درجه پیشروی ما در کمپین فوق رابطه مستقیم در ایجاد فضايی مساعد تر برای  بروز چهره های علنی رهبران جنبش برابری طلب در داخل ایران دارد وشرکت کنندگان را تشویق به همکاری مجدانه برای پیشروی این کمپین کرد. اين بخش با نمايش ويديو كليپهاى كوتاهى از آخرين صحنه هاى مبارزات مردم عليه حجاب اجبارى و درگيرىمردم غرب تهران با نيروهاى انتظامى رژيم همراه بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; امل از فعالين جنبش آزادى زنان در كردستان عراق سخنران بعدى بود كه به تشريح موقعيت تاسف باروغير انسانى  زنان در عراق پرداخته و عملكرد جنايتكارانه دولت دست سازآمريكا و احزاب حاكم اسلامى و عشيرتى عليه زنان در عراق را افشا نمود. امل با اشاره به لزوم پشتيبانى  از مبارزات زنان درعراق به نقش موثر همبستگى بين المللى در پيشروى اين جنبش پرداخت. زهره از فعالين جنبش زنان نيز از تجربيات با ارزش و جالب خود سخن گفت. نازيلا زمانى چهره شناخته شده مدافع حقوق پناهندگى و فعال حقوق زنان از تاثير و دخالت مذهب از تجربه شخصى اش صحبت كرد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پايان بخش اين قسمت از برنامه سخنرانى محبوبه بود كه در مورد خاطراتش از زندان زنان در جمهورى اسلامى و مقاومت در مقابل بازجويان و زندانبانان گفت.&lt;br /&gt;وى همچنين مرورى بر آنچه موجب روشنگرى او در دوران كودكى و نوجوانى شده بود- نموده و از مادرش كه در جمع حضور داشت تقاضا كرد كه برخيزد تا حضار معلم روشنگرى محبوبه را ببينند. حضار نيز با ابراز احساساتى توام با احترام و تشكر از اين مادر زنده دل- قدردانى كردند. محبوبه سخنانش را با اجراى يك ترانه  كوتاه بپايان برد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;علاوه بر فعالين ايرانى جنبش آزادى زنان در ايران- شمارى از فعالين محلى جنبش زنان در ونكور نيز در اين مراسم شركت داشته و بشدت تحت تاثير سخنرانيها و جو زنده و مبارزه جويانه مراسم قرار گرفته و در طول برنامه بارها بر حمايت مجدد و كامل خود از تلاش جنبش رو به رشد مردم براى آزادى وبرابرى زنان در ايران تاكيد نمودند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مراسم صدمين سال روز جهانى زن در ونكور با شادى – رقص و پايكوبى تا ساعت ١ بعد از نيمه شب ادامه يافته و حضار از موزيك – غذا – شيرينى و نوشيدنيهاى موجود لذت بردند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;"عليه تبعيض " سازمان دفاع از حقوق زن _ واحد ونكوور&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;يكشنبه ٢ مارس ٢۰۰٨&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/268743417590525094-1059704519686435592?l=ziip-women.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-women.blogspot.com/feeds/1059704519686435592/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=268743417590525094&amp;postID=1059704519686435592&amp;isPopup=true' title='2 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/1059704519686435592'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/1059704519686435592'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-women.blogspot.com/2008/03/blog-post_06.html' title='استقبال از صدمين سال روز جهانى زن در ونكور – كانادا'/><author><name>واحد اصفهان حزب کمونیست کارگری ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02277201399027135406</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='35' height='6' src='http://bp1.blogger.com/_ANVPupHJoro/RfI6yrGnCfI/AAAAAAAAAKc/jHSlyyTiDBA/s400/baner+zip.jpg'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-268743417590525094.post-7687142813015563106</id><published>2008-03-06T15:12:00.001+03:30</published><updated>2008-11-13T17:49:34.883+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='8مارس86'/><title type='text'>گزارش مراسم 8 مارس در دالاس آمریکا</title><content type='html'>&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_ANVPupHJoro/R8_ZMO2A5OI/AAAAAAAAAVQ/8Mj4Ue3W844/s1600-h/dallas1.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5174593301038294242" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://2.bp.blogspot.com/_ANVPupHJoro/R8_ZMO2A5OI/AAAAAAAAAVQ/8Mj4Ue3W844/s320/dallas1.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_ANVPupHJoro/R8_ZMe2A5PI/AAAAAAAAAVY/OMXTiF1vRvY/s1600-h/dallas2.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5174593305333261554" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://3.bp.blogspot.com/_ANVPupHJoro/R8_ZMe2A5PI/AAAAAAAAAVY/OMXTiF1vRvY/s320/dallas2.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;در روز یکشنبه 2 مارس در مراسمی که به مناسبت 8 مارس از طرف واحد حزب در دالاس تدارک دیده شده بود تعدادی از ایرانیان مقیم دالاس در آن شرکت کردند .&lt;br /&gt;در ابتدا رفیق شری میرزائی به شرکت کنندگان در مراسم خوش آمد گفته و در مورد صدمین سالگرد روز زن و اهمیت این روز و حق و حقوق برابر زن و مرد صحبت کرد .&lt;br /&gt;در ادامه رفیق عباس ایاغ در مورد فعالیتها و کمپینهای مختلف حزب توضیحاتی دادند .&lt;br /&gt;سپس شرکت کنندگان نیز نظرات موافق و مخالف خود را بیان کردند . در ضمن سوالاتی که در مورد حزب مطرح شده بود از طرف رفقا جواب داده شد .&lt;br /&gt;مراسم با جوی رفیقانه و دوستانه با صرف غذا و موسقی و رقص ادامه پیدا کرد . و تمام شرکت کنندگان از واحد حزب برای برگزاری هر ساله روز زن تشکر کردند .&lt;br /&gt;در ضمن رفیق ستارنوری زاد با گرداندن قوطی کمک مالی در بین شرکت کنندگان موفق شد 150$ کمک مالی جمع آوری کند&lt;/strong&gt; .&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/268743417590525094-7687142813015563106?l=ziip-women.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-women.blogspot.com/feeds/7687142813015563106/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=268743417590525094&amp;postID=7687142813015563106&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/7687142813015563106'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/7687142813015563106'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-women.blogspot.com/2008/03/8_06.html' title='گزارش مراسم 8 مارس در دالاس آمریکا'/><author><name>واحد اصفهان حزب کمونیست کارگری ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02277201399027135406</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='35' height='6' src='http://bp1.blogger.com/_ANVPupHJoro/RfI6yrGnCfI/AAAAAAAAAKc/jHSlyyTiDBA/s400/baner+zip.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/_ANVPupHJoro/R8_ZMO2A5OI/AAAAAAAAAVQ/8Mj4Ue3W844/s72-c/dallas1.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-268743417590525094.post-6346447211789743399</id><published>2008-03-05T14:40:00.001+03:30</published><updated>2008-03-05T14:46:16.555+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='الیا تابش'/><title type='text'>8 مارس:حجاب زیر پا،آزادی زندانی سیاسی،همبستگی با کارگران!</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;الیا تابش&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جنبشی که در ایران علیه تبعیض و نابرابری زنان از مدتها پیش شکل گرفته بود امروز به جایی رسیده که هیچگونه آپارتایدی را نمی پذیرد و درعرصه های گوناگون جامعه خودش را نشان میدهد . 8 مارس برای این جنبش از مدتها پیش نقطه ای بود که علی رغم اختناق موجود توانست خود را در آن بروز بدهد و به جلو حرکت کند. خواستها و مطالبات در این روز را که نگاه کنید هر سال رادیکال تر از سال قبل به جلو می آیند و مطرح میشوند. چند سال پیش که شعارهایی از قبیل "جامعه ای که زنانش آزاد نباشند، مردانش هم آزاد نیستند" و یا "رهایی زن رهایی جامعه" و .. در شهرهای متفاوت در مراسم 8 مارس بالا رفتند، مشخص بود که این مراسم از سالنها و سمینارها بیرون خواهد آمد و درمیدانهای شهر، خیابانها ودر دل جامعه، اعتراضی همه جانبه را نمایندگی خواهد کرد. سرکوب همه جانبه زنان توسط رژیم جمهوری اسلامی در مورد حجاب انعکاس اعتراضی است که در جامعه راجع به این مسئله به وضوح جریان دارد و معترضینی که اگر قبلا به حجاب نه میگفتند و سانیتمر به سانتیمتر آنرا کنار زدند امسال به قول یکی از دوستان جای حجاب را زیر پا میدانند . این یعنی هشیاری و قدرت یک جنبش در مقابل رژیم ارتجاعی ای که از ترس بر خود میلرزد و اعدام چند زن را درست حول و حوش 8 مارس اعلام میکند که امسال بایست در مقابلش سفت و سخت تر از همیشه ایستاد و اجازه چنین تعرض آشکاری را نداد.&lt;br /&gt;اما نکته دیگر اینکه همانگونه که تلاش برای نه به آپارتاید جنسی و سمبلش حجاب در قسمتهای متفاوت جامعه جریان دارد ، مثلا در دانشگاه علیه جداسازی جنسی مبارزه میکنند، در خیابان جوانان جلوی اوباش اسلامی میایستند و آنان را فراری میدهند، به همین ترتیب امسال 8 مارس باید به کل جامعه توجه کند و مطالبات فوری آن را نمایندگی کند . امسال 8 مارس باید با قدرت هر چه تمام تر در کنار لگد مال کردن حجاب از دانشجویان زندانی و همگی زندانیان سیاسی نام برد و خواهان آزادی بی قید و شرط و فوری آنها شد. امسال 8 مارس بایست شلاق زدن کارگران ، این عمل وحشیانه رژیم ارتجاعی را محکوم کرد. زنان، کارگران و دانشجویان- جوانان نمایندگان اعتراض کل جامعه هستند به رژیمی که ضد انسانی گری اش متوجه همه آحاد جامعه است .&lt;br /&gt;از این روست که امسال بخصوص نمیشود از 8 مارس و علیه آپارتاید حنسی و حجاب حرف زد و از آزادی دانشجویان و زندانیان سیاسی نگفت. نمیشود برای 8 مارس به میدان اعتراض آمد و از مبارزات کارگران حمایت نکرد و شلاق زدنشان را محکوم نکرد. همه زنان و مردان آزادیخواه و همه مبارزین و فعالینی که امرشان رهایی جامعه و خواستشان برابری و آزادی است میبایست 8 مارسی در این قد و قامت و با این ابعاد را سازمان دهند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/268743417590525094-6346447211789743399?l=ziip-women.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-women.blogspot.com/feeds/6346447211789743399/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=268743417590525094&amp;postID=6346447211789743399&amp;isPopup=true' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/6346447211789743399'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/6346447211789743399'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-women.blogspot.com/2008/03/8.html' title='8 مارس:حجاب زیر پا،آزادی زندانی سیاسی،همبستگی با کارگران!'/><author><name>واحد اصفهان حزب کمونیست کارگری ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02277201399027135406</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='35' height='6' src='http://bp1.blogger.com/_ANVPupHJoro/RfI6yrGnCfI/AAAAAAAAAKc/jHSlyyTiDBA/s400/baner+zip.jpg'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-268743417590525094.post-4199393429031043111</id><published>2008-03-05T14:38:00.001+03:30</published><updated>2008-11-13T17:49:35.071+03:30</updated><title type='text'>لقمان مهری را آزاد کنید!</title><content type='html'>&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_ANVPupHJoro/R85_ae2A5NI/AAAAAAAAAVI/_TUpxXNUciQ/s1600-h/loqman1.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5174213114828219602" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://2.bp.blogspot.com/_ANVPupHJoro/R85_ae2A5NI/AAAAAAAAAVI/_TUpxXNUciQ/s400/loqman1.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;لقمان مهری یکی از فعالین مدافع حقوق زن و از شرکت کنندگان میتینگ اعتراضي 22 خرداد در میدان هفت تیر تهران، بازداشت شد. لقمان به 5 سال و نیم زندان و 25 ضربه شلاق محکوم شده بود. روز چهارشنبه 8 اسفند خود را به دادگاه معرفی کرد که بلافاصله بازداشت شد. لقمان متاسفانه ناراحتی قلبی دارد و به همین دلیل روز هفتم اسفند از دادگاه مستقیم به بیمارستان منتقل شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بازداشت لقمان مهری به "جرم" دفاع از حقوق زنان و شرکت در مراسم اول ماه دهن کجی جمهوری اسلامی به تمامی قوانین بین المللی و ابتدائی ترین حقوق انسانی است. جمهوری اسلامی با بازداشت فعالین جنبش آزادی زن، دانشجویان و کارگران تلاش در خفه کردن جنبش اعتراضی مردم دارد. باید با تمام قوا از فعالین این جنبش ها دفاع کرد و جمهوری اسلامی را بخاطر این اعمال جنایتکارانه در حق مردم شدیدا محکوم کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در آستانه صدمین سالگرد 8 مارس ما همصدا با تمامی مردم معترض به جمهوری اسلامی، کارگران، دانشجویان، جوانان و زنان، خواستار توقف بازداشت فعالین جنبش های اعتراضی و خواستار آزادی فوری لقمان مهری هستیم. در صدمین سالگرد 8 مارس به دنیا فراخوان محکومیت جمهوری اسلامی بعنوان حکومت آپارتاید جنسی، ضد کارگر، ضد آزادی، ضد رفاه و شادی، می دهیم. علیه تبعیض- سازمان دفاع از حقوق زن، از همه فعالین، گروه ها و سازمانهای مدافع حقوق زنان و از همه مردم آزادیخواه می خواهد که بازداشت لقمان مهری را محکوم کنند و خواستار آزادی فوری و بدون قید و شرط وی شوند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;عليه تبعيض - سازمان دفاع از حقوق زن&lt;br /&gt;‏2008‏/02‏/28&lt;br /&gt;0046707777313&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;a style="COLOR: blue; TEXT-DECORATION: underline; text-underline: single" href="mailto:nohejab@yahoo.com"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;nohejab@yahoo.com&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a style="COLOR: blue; TEXT-DECORATION: underline; text-underline: single" href="http://www.equal-rights-now.com/"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;http://www.equal-rights-now.com&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/268743417590525094-4199393429031043111?l=ziip-women.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-women.blogspot.com/feeds/4199393429031043111/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=268743417590525094&amp;postID=4199393429031043111&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/4199393429031043111'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/4199393429031043111'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-women.blogspot.com/2008/03/blog-post_5858.html' title='لقمان مهری را آزاد کنید!'/><author><name>واحد اصفهان حزب کمونیست کارگری ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02277201399027135406</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='35' height='6' src='http://bp1.blogger.com/_ANVPupHJoro/RfI6yrGnCfI/AAAAAAAAAKc/jHSlyyTiDBA/s400/baner+zip.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/_ANVPupHJoro/R85_ae2A5NI/AAAAAAAAAVI/_TUpxXNUciQ/s72-c/loqman1.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-268743417590525094.post-2157199375154987735</id><published>2008-03-05T14:34:00.000+03:30</published><updated>2008-03-05T14:35:20.924+03:30</updated><title type='text'>رژيم اسلامي حکم اعدام سه زن را در آستانه هشت مارس صادر کرد</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;فراخوان سازمان "عليه تبعيض" به اعتراضي بين المللي به وحشيگري جمهوري اسلامي&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در آستانه هشت مارس، حکومت جنایتکار اسلامی حکم اعدام سه زن را صادر کرد. روز ١ مارس اعلام شد که اکرم، شهربانو و سهيلا  را روز چهارشنبه ٥ مارس در زندان اوین اعدام خواهند کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شهربانو، ٥٠ ساله و دارای سه فرزند است و متهم است که نه سال قبل همسرش را به قتل رسانده است. رضا که شهربانو متهم به قتل اوست، همسر دوم شهربانو بوده و از او يک فرزند دارد. شهربانو گفته است که نقشي در اين قتل نداشته و رضا خودکشي کرده است. پزشکي قانوني تاييد کرده است که رضا خودکشي کرده است، اما بدليل اصرار خانواده رضا رژيم اسلامي شهربانو را به اعدام محکوم کرده و اکنون قصد اجراي حکم را دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اکرم ٣٥ سال دارد و متهم است که  همسر دوم خود را که ٦٥ سال داشته، به قتل رسانده است. او از همسر اول خود دختر 8 ساله اي داشت و به اجبار خانواده مجبور به ازدواج با مردی ٦٥ ساله شد و متهم است که با همدستي مردي که به او علاقه داشته اين قتل را انجام داده است. رژيم اسلامي اکرم را به اعدام محکوم کرده و خانواده مقتول از او خواسته اند، زميني را که در زمان عقد به او داده شده، تحويل بدهد، تا از قتل او منصرف شوند، ولي خانواده اکرم حاضر به پس دادن اين زمين نيستند و در نتیجه قرار است او نیز در روز چهارشنبه اعدام شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سهيلا ٢٨ ساله، یک زن خياباني بوده که بارها مورد اذيت و آزار قرار گرفته و زندگيش با فرار از خانواده پدرش که در آنجا نيز بسيار آزار ميديده، با مشکلات فراواني عجين شده است. او متهم است که  فرزند پنج روزه اش را به قتل رسانده و حکم اعدام او برای روز ٥ مارس صادر شده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اعدام قتل عمد دولتي است، جنایت است و بايد از طرف همه ما با اعتراضي گسترده روبرو شود. اعدام سه زن در آستانه هشت مارس روز جهاني زن بايد با بيشترين اعتراضات در ايران و در جهان مواجه شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به اين جنايت وحشيانه و اين دهن کجي آشکار حکومت زن ستيز و ضدانسان اسلامي به هشت مارس روز جهاني زن وسيعا اعتراض کنيد. به مبارزه برای نجات جان سه زن محکوم به اعدام بپيونديد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;عليه تبعيض - سازمان دفاع از حقوق زن&lt;br /&gt;‏‏٢ مارس ٢٠٠٨، ١٢ اسفند ١٣٨٦&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/268743417590525094-2157199375154987735?l=ziip-women.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-women.blogspot.com/feeds/2157199375154987735/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=268743417590525094&amp;postID=2157199375154987735&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/2157199375154987735'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/2157199375154987735'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-women.blogspot.com/2008/03/blog-post_05.html' title='رژيم اسلامي حکم اعدام سه زن را در آستانه هشت مارس صادر کرد'/><author><name>واحد اصفهان حزب کمونیست کارگری ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02277201399027135406</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='35' height='6' src='http://bp1.blogger.com/_ANVPupHJoro/RfI6yrGnCfI/AAAAAAAAAKc/jHSlyyTiDBA/s400/baner+zip.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-268743417590525094.post-303501725005924778</id><published>2008-02-28T21:37:00.000+03:30</published><updated>2008-02-28T21:38:22.004+03:30</updated><title type='text'>زنده باد هشت مارس روز جهانی زن ، علیه تبعیض، علیه آپارتاید جنسی، علیه حجاب!برای آزادی زن، آزادی جامعه، به میدان بیایید!</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;امسال صدمین سالگرد روز جهانی زن است و متاسفانه هنوز در سراسر جهان لازم است که علیه تبعیض شرم آوری که بر نیمی از بشریت اعمال میگردد، سخت جنگید. در ایران اما موقعیت زن با  عباراتی چون "تبعیض شرم آور"، "ستمکشی زن"، "موقعیت نابرابر" و غیره قابل توصیف نیست. اینجا یک بردگی جنسی وحشیانه و خشن علیه زنان، یک آپارتاید جنسی کامل برقرار است. تبعیض علیه زنان در تمامی ابعاد اقتصادی و سیاسی و اجتماعی یک رکن وجودی حکومت اسلامی است. حمله هر روزه  به زنان برای تحمیل حجاب وظیفه مهم دستگاه عظیم سرکوب و اختناق اسلامی است. حکومت بدون ابداع منظم وحشیانه ترین و غیر انسانی ترین رفتارها علیه زنان نمی تواند به بقاء خود ادامه دهد. جمهوری اسلامی بدون آپارتاید جنسی و حجاب و زن ستیزی اصولا وجود ندارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;درست همین ویژگی هر تلاش و کوشش جدی جامعه برای آزادی و رهایی از یوغ حکومت اسلامی را به مبارزه برای رهایی زن گره زده است. در ایران آزادی زن بمعنی دقیق کلمه آزادی جامعه است. هر قدم برای خلاصی جامعه، حتی قدم زدن بی دغدغه در خیابان، به مبارزه برای رهایی زن مرتبط است. حجاب فقط زندان متحرک زنان نیست، زندانی برای افکار و رفتار و فرهنگ و اعتراض کل جامعه است. عجیب نیست که جمهوری اسلامی این روزها لیست های چند صدهزار تذکر به زنان و بازداشت آنها را در این شهر و آن استان اعلام میکند. رژیم میکوشد توان سرکوب خود را به رخ جامعه بکشد. و بالعکس، هر سانتیمتر آب رفتن از حجاب و بالا رفتن روسری ها شکستی برای رژیم و پیشروی برای مردم محسوب میشود. رهایی زن در ایران بطور عینی در مرکز جدال عظیم و هر روزه جامعه و بویژه نسل جوان علیه حکومت اسلامی است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چنین است که در این کشور صدمین سالگرد هشت مارس بیش از هرجای دیگر معنی دارد. برپایی اجتماعات و گردهمایی ها و هر اعتراضی  به مناسبت روز زن بیش از هرجایی یک واقعه سیاسی و مربوط به کل جامعه و سرنوشت همه انسانها محسوب میشود. بخصوص در شرایطی که رژیم اسلامی درگیر یک فلج اقتصادی، بی افقی بین المللی و دعواهای حاد درونی و در محاصره مردم عاصی و به جان آمده است، هشت مارس بازهم اهمیت بیشتری می یابد. حزب کمونیست کارگری همه مردم آزاده از زن و مرد را فرامیخواند تا هشت مارس را با گردهمایی و تظاهرات، با اعتراض به همه مظاهر آپارتاید جنسی و بویژه با برگرفتن حجاب گرامی دارند. در صدمین سالگرد هشت مارس باید صدای اعتراض زنان و جامعه ایران رساتر از هر زمان دیگر به گوش جهان رسد و باید جمهوری اسلامی بعنوان رژیم آپارتاید جنسی پیش از پیش در سطح جهان رسوا و منزوی گردد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;زنده باد صدمین سالگرد هشت مارس&lt;br /&gt;دیوار آپارتاید جنسی را بشکنید، حجاب برگیرید!&lt;br /&gt;مرگ بر جمهوری اسلامی&lt;br /&gt;زنده باد جمهوری سوسیالیستی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حزب کمونیست کارگری ایران&lt;br /&gt;٢٨ فوریه ٢٠٠٨، ٩ اسفند ١٣٨٦&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/268743417590525094-303501725005924778?l=ziip-women.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-women.blogspot.com/feeds/303501725005924778/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=268743417590525094&amp;postID=303501725005924778&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/303501725005924778'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/303501725005924778'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-women.blogspot.com/2008/02/blog-post_28.html' title='زنده باد هشت مارس روز جهانی زن ، علیه تبعیض، علیه آپارتاید جنسی، علیه حجاب!برای آزادی زن، آزادی جامعه، به میدان بیایید!'/><author><name>واحد اصفهان حزب کمونیست کارگری ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02277201399027135406</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='35' height='6' src='http://bp1.blogger.com/_ANVPupHJoro/RfI6yrGnCfI/AAAAAAAAAKc/jHSlyyTiDBA/s400/baner+zip.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-268743417590525094.post-6459048946217009806</id><published>2008-02-23T16:14:00.000+03:30</published><updated>2008-02-23T16:17:00.420+03:30</updated><title type='text'>جشن یكصدمين سالگرد روز جهانی زن در ونكوور كانادا</title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;برنامه شامل: سخنرانى ، موزيك ، دى جى ورقص&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;غذاى سرد وانواع نوشيدنى بفروش ميرسد&lt;br /&gt;ورودى : ١٠ دلار&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زمان : ساعت ٧ تا ١ بعد از نيمه شب   شنبه یکم مارس&lt;br /&gt;مكان : تروث ليك كاميونيتى سنتر ٣٣۵٠ خيابان ويكتوريا ، ونكوور&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اسپانسورها: فدراسيون پناهندگان ايرانى - ونكوور&lt;br /&gt;انجمن دوستان زنان در خاورميانه- ونکوور&lt;br /&gt;حزب كمونيست كارگرى ايران - كميته غرب كانادا&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;براي اطلاعات بيشتر تلفن: ٨٩٨٦– ٧٢٧–٦٠٤&lt;br /&gt;fahimehs@hotmail.com&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/268743417590525094-6459048946217009806?l=ziip-women.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-women.blogspot.com/feeds/6459048946217009806/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=268743417590525094&amp;postID=6459048946217009806&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/6459048946217009806'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/6459048946217009806'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-women.blogspot.com/2008/02/blog-post_23.html' title='جشن یكصدمين سالگرد روز جهانی زن در ونكوور كانادا'/><author><name>واحد اصفهان حزب کمونیست کارگری ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02277201399027135406</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='35' height='6' src='http://bp1.blogger.com/_ANVPupHJoro/RfI6yrGnCfI/AAAAAAAAAKc/jHSlyyTiDBA/s400/baner+zip.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-268743417590525094.post-3968479858138021121</id><published>2008-02-09T12:01:00.000+03:30</published><updated>2008-02-09T12:02:34.377+03:30</updated><title type='text'>راهپیمایی و مارش علیه آپارتاید جنسی ،از مرکز شهر برلین بسوی مزار رزا لوکزامبورگ</title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;اطلاعیه شماره ٢ کمپین هشت مارس، سازمان علیه تبعیض&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#6600cc;"&gt;هشت مارس روز جهانی زن به خیابان بیایید!&lt;br /&gt;هشت مارس، روز اعتراض به آپارتاید جنسی ، روز اعلام نفرت ازحکومتهاي مدافع آپارتاید جنسی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;راهپیمایی و مارش علیه آپارتاید جنسی ،&lt;br /&gt;از مرکز شهر برلین بسوی مزار رزا لوکزامبورگ&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;صدمین سالگرد هشت مارس روز جهانی زن از راه میرسد. صد سال پس از هشت مارس، موقعیت میلیونها زن در کشورهای اسلام زده همچنان شدیدا غیرانسانی است. حکومتهای اسلامی و باندهای ترور اسلامی، زنان را به موقعیت قرون وسطی برمیگردانند. سنگسار و حجاب و آپارتاید جنسی و تحمیل بی حقوقی مطلق به زنان شاخص و خصلت جنبش اسلامی است. در کشورهای اسلام زده و بویژه در ایران ما شاهد جنبش عظیم اعتراضي عليه قوانین و سنتهای اسلامی هستیم. جنبشی که علیرغم سرکوب خشن و روزمره از حرکت نایستاده است و هرروز جلوتر و جلوتر آمده است. این جنبش شایسته بیشترین حمایت و همبستگی از سراسر جهان است.&lt;br /&gt;ما فعالین و دست اندرکاران جنبش برابری طلبانه زنان از کشورهای اسلامزده، به مناسبت ٨ مارس، سال ٢٠٠٨ را سال اعتراض به آپارتاید جنسی اعلام کرده ايم. از همگان دعوت میکنیم که آپارتايد جنسي و بیحقوقی تحميل شده به زنان در کشورهای اسلام زده را محکوم کنند. با اعلام همبستگی با جنبش برابری طلبانه در دفاع از حقوق انساني زنان عليه این رژیم ها برخیزند.&lt;br /&gt;رژیم های آپارتاید جنسی در ایران و در سایر کشورهای اسلامزده محکومند و همانند رژیم آپارتاید نژادی در آفریقای جنوبی باید بساط خود را جمع کنند. به جنبش جهانی علیه آپارتاید جنسی بپیوندید. صدمین سالگرد هشت مارس را به روز اعلام انزجار و اعتراض عليه هرگونه نابرابری تحميل شده به زن و اعتراض به رژیم های آپارتاید جنسی تبدیل کنیم.&lt;br /&gt;راهپیمایی&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#6600cc;"&gt;شروع از Berlin, Frankfurter Tor&lt;br /&gt;  به طرف مزار یادبود رزا لوكزامبورگ در قبرستان Friedrichsfelde&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;زمان&lt;br /&gt; شنبه ٨ مارس ٢٠٠٨&lt;br /&gt;شروع تظاهرات ساعت ١٢ ظهر&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در این روز با در دست داشتن شعارهايي علیه آپارتاید جنسی، علیه حجاب و عليه دخالت قوانین اسلامی در زندگی زنان، و برای اعلام نفرت از رژیم آپارتاید جنسي به خیابان آمده و همبستگی خود با مبارزات زنان و مردم در ایران را اعلام کنيم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ستاد برگزار کننده راهپیمایی هشت مارس در برلین :&lt;br /&gt;محبوبه سیاهمردی ، شهناز مرتب، نازنین برومند، مینا احدی ، فرزانه درخشان&lt;br /&gt;از شهرهای مختلف آلمان وسيله نقليه براي رفتن به برلین سازمان داده میشود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;علیه تبعیض " سازمان دفاع از حقوق زن "&lt;br /&gt;۴ فوریه 2008&lt;br /&gt;تلفن تماس:00491729716227&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/268743417590525094-3968479858138021121?l=ziip-women.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ziip-women.blogspot.com/feeds/3968479858138021121/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=268743417590525094&amp;postID=3968479858138021121&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/3968479858138021121'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/268743417590525094/posts/default/3968479858138021121'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ziip-women.blogspot.com/2008/02/blog-post_09.html' title='راهپیمایی و مارش علیه آپارتاید جنسی ،از مرکز شهر برلین بسوی مزار رزا لوکزامبورگ'/><author><name>واحد اصفهان حزب کمونیست کارگری ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02277201399027135406</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='35' height='6' src='http://bp1.blogger.com/_ANVPupHJoro/RfI6yrGnCfI/AAAAAAAAAKc/jHSlyyTiDBA/s400/baner+zip.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-268743417590525094.post-2757779973240657288</id><published>2008-02-06T16:21:00.000+03:30</published><updated>2008-02-06T16:23:30.634+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='کمپین نجات آذر و زهره'/><title type='text'>کمپين نجات جان دو خواهر محکوم به سنگسار در ايران</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt; &lt;span style="color:#6600cc;"&gt;کمپين بين المللي  سازمان عليه تبعيض بر عليه حکم سنگسار آذر و زهره کبيري&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زهره و آذر کبيري در زندان رجايي شهر کرج در انتظار اجراي حکم سنگسار هستند. اين دو خواهر ٢٧ و ٢٨ ساله که  هر دو مادر هستند، به اتهام رابطه جنسي خارج از ازدواج توسط باندهاي ترور اسلامي دستگير و در يک دادگاه فرمايشي محاکمه و به سنگسار محکوم شده اند. همسر زهره در شکايتي که از او کرده، مدعي شده است که از رابطه جنسي خارج از ازدواج او فيلمي تهيه کرده و حکومت فاشيست اسلامي به اين " جرم"دو خواهر را گرفته و ميخواهد آنها را به قتل برساند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اين يک اسکاندال و يک واقعه وحشتناک است که جمهوري جنايت اسلامي آنرا تدارک مي بيند. سنگسار وحشيانه و قرون وسطايي است و حکومت اسلامي ايران، براي ايجاد رعب و وحشت و عقب راندن مردم از آن همواره استفاده کرده است. اين بار نوبت زهره و آذر است که در ميدان شهر، آنها را در چاله هايي فرو کرده و با پرتاب سنگ زجرکش کنند. اين جنايت قرون وسطايي را بايد بهر طريق ممکن محکوم کرد و مهمتر از آن بايد دست بکار شد و نگذاشت اين جنايت اتفاق افتد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سازمان عليه تبعيض، بلافاصله بعد از پخش خبر حکم سنگسار اين دو خواهر، کمپيني جهاني اعلام کرده و دست بکار شد. مهين عليپور مسئول سازمان عليه تبعيض در مورد اين احکام اعلام کرد که حکم سنگسار بر عليه زهره و آذر کبيري، بيانگر موقعيت کاملا فرودست زنان در ايران است. کافي است که همسر يک زن در ايران ادعا کند که او رابطه خارج از ازدواج دارد، و اين زن تا پاي سنگسار برود. در پرونده اين دو خواهر هنوز حتي مدرکي وجود ندارد که اين رابطه وجود داشته است يا نه، حکومت اين دو زن را گرفته و ميخواهد سنگسار کند. از نظر سازمان عليه تبعيض، رابطه جنسي افراد امر خوصوصي آنها است و هيچکس نميتواند در آن دخالت کند، چه رسد به اعلام حکم سنگسار. مهين عليپور اعلام کرد که سازمان عليه تبعيض به يک کمپين جهاني براي نجات جان اين دو خواهر دست ميزند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بدنبال اعلام اين کمپين، سخنگوي اين سازمان مريم نمازي در يک نامه اعتراضي که در وبلاگ او منتشر شد، اين حکم را محکوم کرد و از همگان دعوت کرد که به اين رفتار جنايتکارانه و وحشيانه جمهوري اسلامي اعتراض کنند. اين نامه  در نشريه معروف هفتگي "نيو استيسمن" منتشر شد. اين مطلب طبق اظهار نظر مسئولين نشريه، جزو پرخواننده ترين مطالب در سايت اين نشريه بود و هزاران نفر درطول يک روز آنرا مطالعه کرده ودهها نفر براي مقامات جمهوري اسلامي نامه اعتراضي ارسال کردند. رونوشت اين نامه ها به دفتر سازمان عليه تبعيض ارسال کرده است.&lt;br /&gt;http://www.newstatesman.com/blogs/the-faith-column&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;a title="http://maryamnamazie.blogspot.com/2008/02/zohreh-and-azar-must-not-be-stoned-to.html" href="http://maryamnamazie.blogspot.com/2008/02/zohreh-and-azar-must-not-be-stoned-to.html"&gt;&lt;strong&gt;http://maryamnamazie.blogspot.com/2008/02/zohreh-and-azar-must-not-be-stoned-to.html&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;همچنين مينا احدي سخنگوي سازمان عليه تبعيض روز دوشنبه ۴ ماه فوريه  در يک گفتگو با راديو فارسي زبان صداي امريکا در مورد جزييات اين پرونده و کمپين سازمان عليه تبعيض صحبت کرد و از مردم در ايران در دنيا خواست به اين کمپين جهاني بپيوندند. روز سه شنبه ۵ فوريه نیز مينا احدي در يک گفتگوي نيم ساعته با تلويزيون پارس، در مورد کمپين نجات جان زهره و آذر و همچنين کمپين عليه آپارتايد جنسي در هشت مارس امسال صحبت کرد و از مردم در ايران و در دنيا دعوت کرد به اين کمپين ها بپيوندند. در اين برنامه شماره تلفن و آدرس تماس با سازمان عليه تبعيض و مينا احدي بارها اعلام شد و بلافاصله بعد از مصاحبه ، تعداد زيادي از ايران و از کشورهاي مختلف با ما تماس گرفته و براي ادامه اين کمپين و پيشبرد آن اعلام همکاري کردند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خبر حکم سنگسار اين دو خواهر در رسانه هاي بين المللي منعکس شده و بايد سعي کرد که اين خبر هر چه وسيعتر در همه جا منعکس شود.&lt;br /&gt;کمپين نجات زهره و آذر کبيري ، يکي از مهمترين فعاليتهاي سازمان عليه تبعيض است و ما خواهيم کوشيد بهر طريق ممکن 
